در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٥٠
از بحار الأنوار ، به اين كتاب اشاره كرده و در هر دو جا نه با يقين ، بلكه با گمان و ترديد ، كتاب به او نسبت داده است . در نخستين موضع ، [١] پس از شمارش كتاب هاى متعدّد شهيد اول ، چنين مى گويد : و كتاب الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة له قدس سره أيضاً كما أظنّ ، و الأخير عندى منقولاً عن خطّه؛ و گمان مى كنم كه كتاب الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة نيز ، از آن شهيد ـ خاكش پاك باد ـ باشد و اين كتاب ، به نقل از دست خط او نزد من هست . و در موضع دوم مى گويد [٢] : و مؤلّفات الشهيد مشهورة ـ كمؤلّفها العلّامة ـ إلّا كتاب الاستدراك ، فإنّى لم أظفر بأصل الكتاب ، و وجدت أخباراً مأخوذة منه بخطّ الشيخ الفاضل محمّد بن على الجَبَعى ، و ذكر أنّه نقلها من خطّ الشهيد رفع اللّه درجته و الدرّة الباهرة ، فإنّه لم يشتهر اشتهار سائر كتبه ، و هو مقصور على إيراد كلمات وجيزة مأثورة عن النبىّ صلى الله عليه و آله و كلّ من الأئمّة ؛ و تأليفات شهيد ، همچون مؤلّف علّامه آنها ، مشهور است ، جز كتاب الاستدراك كه من به اصل كتاب دست نيافتم و اخبارى برگرفته از آن را به خط شيخ فاضل ، محمّد بن على جبعى ، يافته ام كه او مى گويد ، آنها را از دست خط شهيد ـ خدا بر درجاتش بيفزايد ـ نقل و استنساخ كرده است و نيز الدرّة الباهرة كه به شهرت كتاب هاى ديگر شهيد نيست و آن ، تنها چند سخن كوتاه از پيامبر صلى الله عليه و آله و هر يك از امامان عليهم السلام است . همان گونه كه علّامه مجلسى مى گويد ، تنها دليل انتساب كتاب به شهيد اول ، وجود آن ميان كتاب هاى محمّد بن على جبعى است كه از دستخط شهيد اول رونويسى و مجلسى رحمه اللهاز آن نقل كرده است [٣] . من خود نسخه اى از مجموعه جبعى را ديده ام [٤] . مجموعه اى كشكول مانند است كه احاديث ، اشعار و حكم و امثال زيبايى در آن گرد آمده است و از آنِ
[١] بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ١٠ ، فصل مصادر بحار الأنوار . [٢] همان ، ج ١ ، ص ٢٩ ، فصل توثيق المصادر . [٣] بحار الأنوار ، ج ٢١ ، ص ١٤٦ ، ح ٧٣ ، و ص ٢٩٣ ، و ص ٣٢٤ ؛ ج ٧٤ ، ص ١٦٧ ، ج ٧٧ ، ص ١٠٩ ؛ ج ١٠٤ ، ص ٢٠٣ . [٤] اين مجموعه در كتابخانه ملّى ملك در تهران به رقم ٦٠٤ نگهدارى مى شود و مشتمل بر ٢٠٤ برگ است .