در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٤
نموده است. برخى از كشيشان ، با ورود به عرصه علم روان شناسى ، به جاى كار طاقت فرسا براى تأليف اين دو حوزه و كاربرد روش دراز دامن و وقت گير آزمون و خطا ، بيشتر از روان شناسى وام گرفتند تا در وعظ و خطابه و مشورت هاى محلّى و اجتماعى ، شأنى نو براى خود و يا مذهب بسازند. از اين رو ، بدون تتبع كافى و تنها با چنگ زدن به يكى دو آيه انجيل و جمله كوتاه ، انبوهى از تحليل ها ، استنباط ها و نتيجه هاى كم ارتباط را متكلّفانه ، بر آن بار مى ساختند و سپس آن را رها مى كردند ، بدون آن كه اين اطلاعات را به صورت يك فرضيه كارگشا و آزمون پذير درآورند تا با روش هاى معمول ، به تأييد و ابرام و يا ردّ و انكار آن بپردازند. اين جريان در ايران نيز ، هرچند با گستره اى كمتر ، تكرار شده و برخى از هوشمندان و دانشمندان آشنا با هر دو حوزه را به واكنش واداشته است. [١] بر اين اساس ، پيشنهاد مى كنيم كه به تربيت پژوهشگران آشنا با هر دو حوزه بپردازيم ، اما نه با شيوه معمول كه فقه و اصول را اصل و حديث و تفسير را فرع قرار مى دهند و نه آن گونه كه در دانشگاه ها ، فقط مطالب خوانده مى شوند و تمرين هاى عملى و شيوه هاى پژوهش ، كمتر آموخته مى شوند . پيشنهاد ما براى دوره گذار و انتقال به وضعيت مطلوب ، روش مشاركتى است كه در بخش پايانى ، آن را توضيح مى دهيم.
ج : راه هاى بن بست
ارائه پيشنهادهاى خام و راه هاى پيموده شده ناتمام در ايران ، تأثير سوء در امكان سنجى بهره گيرى از دين و حديث در روان شناسى داشته است. هجوم نسنجيده و يك باره براى
[١] مانند دكتر مهدى گلشنى و ديگران. ما از ديگر اشكالات ، مانند گرايش محض به مكتب رفتارگرايى و عدم توجه به تأثير شناخت و باورهاى ذهنى در تغيير رفتار و تفسيرهاى نادرست كليسا در خصوص بيماران روانى از يك سو و از سوى ديگر ، دست آوردها و نتيجه گيرى هاى منفى مكتب روان شناسى فرويد در زمينه شخصيت و گرايش انسان ، صرف نظر مى كنيم .