در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٣٥
او در پى تحقيق و كاوش در منابع ، بسيارى از كتاب هاى نوشته شده در اين زمينه را مطالعه كرد و سپس چنين اظهار نظر نمود : و روايات در اين زمينه فراوان است و عالمان شيعه آنها را تدوين كرده و در كتاب هايشان آورده اند . محمّد بن ابراهيم ، مكنّى به أبو عبداللّه نعمانى ، از زمره اين مصنّفان است كه اين روايات را به گونه اى مبسوط و مفصّل ، در كتابى كه در باره غيبت نوشت ، آورده است و از اين رو ، ما نيازى نداريم كه آنها را در اينجا به تفصيل بياوريم . [١] گزارشى كه نجاشى از كتاب به دست مى دهد ، نيز حاكى از اقبال راويان حديث به آن است . او كه خود از كتاب شناسان و گردآورندگان نسخه هاى اصلى است ، مى گويد : أبو حسين محمّد بن على شجاعى را در مشهد عتيقه ديدم كه كتاب غيبت ، نوشته محمّد بن ابراهيم نعمانى را بر او قرائت مى كنند ؛ زيرا او آن را بر مصنّف كتاب قرائت كرده بود . [٢] سپس نجاشى مى گويد كه ، پسر شجاعى ، يعنى «أبو عبداللّه حسين بن محمّد» ، اين كتاب و ساير كتاب هايش را براى وى وصيت كرده است و سپس در پايان تصريح مى كند كه نسخه خوانده و مقابله شده ، نزد اوست. نكته ديگر جهت اعتبار بيشتر بخشيدن به طريق نقل كتاب ، اجازه نجاشى از «أبوالفرج قنّانى» است . أبوالفرج محمّد بن على بن يعقوب بن أبى قرّة القنّانى ، راوى كتاب غيبت از كاتب آن ، شجاعى است [٣] . او با نجاشى ارتباط علمى داشته و اجازه روايت همه كتاب هاى خود را به او داده است . [٤] شيخ طوسى نيز اگر چه به وسيله أبو عبداللّه أحمد بن عبدون ، مشهور به «ابن حاشر» به
[١] الارشاد ، ج ٢ ، ص ٣٥٠ . [٢] فهرست نجاشى ، ص ٣٨٣ ، رقم ١٠٤٣ . [٣] غيبت نعمانى ، ص ١٨ . [٤] فهرست نجاشى ، ص ٣٩٨ ، رقم ١٠٦٦ ، نجاشى در شرح حال او مى گويد : «كان ثقة و سمع كثيرا... أخبرنى و اجازنى جميع كتبه» او ثقه ، قابل اعتماد وحديث زياد شنيده بود... براى من روايت گفت و اجازه نقل همه كتاب هايش را به من داد .