در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٩٦
مشهور شيعه ، يعنى شيخ طوسى و نجّاشى ، در فهرست هاى خود فقط يكى از اين دو را نام برده ، ولى به يك شكل ، آن را توصيف كرده و گفته اند: «كتاب بزرگى است». همچنين طريق وصول هر دو كتاب از يك نفر ، يعنى سعد بن عبداللّه آغاز مى شود. به احتمالى نه چندان دور از واقع ، گزارش شيخ طوسى ، يعنى علل الصلاة ، درست تر از گزارش نجاشى مى نمايد ؛ زيرا تعداد روايات منقول از احمد بن اسحاق در فصل صوم از كتاب هاى كافى و تهذيب الاحكام بسيار اندك است ، اما همين دو كتاب ، بيش از ده حديث از احمد بن اسحاق در ابواب مربوط به صلاة نقل كرده اند . در باره كتاب مسائل الرجال هم بايد اشاره اى كوتاه به اين گونه كتاب ها داشته باشيم. كتاب هايى با اين نام ، گردآورده پرسش هاى راويان و عالمان پراكنده در شهرها ، از امام معصوم عليه السلام زمان خويش بوده است. به طور معمول ، گرد آورنده اين سؤال ها ، خود ، از زمره عالمان و راويان و رساننده سؤال ها به امام و ارتباط دهنده شيعيان با ايشان بوده ، و اين مسئله در باره شخصيت مورد بحث ما نيز صدق مى كند. او ، هم به صورت شفاهى پرسش هايى را از امام عليه السلام مى پرسيده و پاسخ مى گرفته ، و هم مسئول ايصال نامه هاى مشتمل بر استفتائات شرعى به امام و دريافت پاسخ كتبى و ارجاع آنها به پيروان و شيعيان بوده است . يك سند تاريخى در اين ميان ، گزارشى است كه صدوق به نقل از محمّد بن عبدالجبار مى آورد. او مى گويد كه يكى از اصحاب ما نامه اى نوشت و به وسيله احمد بن اسحاق به امام هادى عليه السلام رساند. او در اين نامه در باره پرداخت زكات به برادران [ دينى اش ] سؤال كرده ، امام پاسخ او را داده است . گزارش ديگر ، نشان از آن دارد كه احمد بن اسحاق ، خود ، به طور مستقيم به نامه نگارى پرداخته و سؤالى را كه از وى پرسيده اند و يا خود داشته ، در نامه نوشته و براى امام عليه السلام فرستاده است. كلينى در كافى ، روايتى را از احمد بن ادريس نقل مى كند كه مكاتبه احمد بن اسحاق و پرسش او را از امام هادى عليه السلام ، در باره امكان ديدن خدا نقل مى كنند. از پرسش احمد بن اسحاق چنين فهميده مى شود كه او خود معتقد به امكان ديدن نيست ، بلكه اين سؤال را