در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٦
است. به عنوان مثال ، در برخى از روايات آمده است : النصيحة من الحاسد محال؛ [١] خيرخواهى از حسود ، ناممكن است. و الحسود لا خلّة له؛ [٢] حسود را دوستى نيست. هر دو حديث ، از امام على عليه السلام است و به اين مسئله اشاره دارد كه حسد با برخى چيزها ميانه اى ندارد ، يعنى اگر آنها وجود داشتند ، حسد وجود ندارد. بر اين اساس ، اگر در خود احساس دوستى با كسى را مى يابيم و يا در درون و برون ، براى او خيرخواهى كرده ايم ، مى توانيم ادعا كنيم كه بيمارى حسد در ما ، حداقل نسبت به آن شخص وجود ندارد . به عبارت ديگر ، چه از راه وجودى و چه از راه عدمى و از طريق نشانه شناسى ، مى توانيم وجود و يا عدم برخى از صفات و بيمارى ها را اثبات كنيم. اين فقط يك نظريه بدوى نيست ، بلكه تاكنون در سه طرح كارى «حيا» ، «شكر» و «تكلّف» پاسخ داده و برخى از روان شناسان با بهره گيرى از روايات حاوى نشانه هاى اين صفات ، به تدوين آزمون هايى پرداخته اند كه در مقام عمل و تطبيق خارجى ، از بوته آزمايش نيز سربلند بيرون آمده است. [٣] در تهيه دانش نامه بزرگ ميزان الحكمة و تقريباً در بيشتر مدخل هاى اخلاقى آن ـ كه بيش از دو سوم هفتصد مدخل اصلى را دربر مى گيرد ـ ، به اين مهم توجه داشته ، در بسيارى از عنوان ها ، احاديثى را تحت عنوان علامت و نشانه وجود آن گرد آورده ايم. [٤] روشن است كه در يك تحقيق با گستره كمتر ، اما ريزتر ، فنى تر و متمركزتر ، مى توان
[١] الخصال ، ج ١ ، ص ٢٦٩ ، ح ٥ . [٢] غرر الحكم ، ح ٨٨٤ . [٣] ر . ك : پايان نامه دكتراى دكتر محمود گلزارى (تهيه ابزارهايى جهت سنجش عمل به باورهاى دينى و انواع حيا و...) كه با همكارى حجة الاسلام پسنديده در مركز تحقيقات دارالحديث به ثمر نشست . [٤] ر. ك : باب «حقارت = كهترى» ، «عُجب = خودشيفتگى» ، «تكبّر = خودبزرگ بينى» ، «بخل = تنگ چشمى» و... .