در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٥٨
نوعى به خبر» را سلب مى كند ، اما هنوز راهى بس دراز در پيش است تا حديث را به معناى واقعى كلمه ، جعلى بدانيم. اين ، بدان معناست كه گاه حديثِ به ظاهر متعارض با يك معيار ، به وسيله قرينه هاى ديگرى تقويت و تأييد مى شود ، و به قرينه روايات ديگر ، فهم اوّليه آن كه با معيارهاى مقبول ، در تعارض بود ، از ميان مى رود و فهم مقبولى از آن ، ظاهر مى گردد و بدين سان ، حركت به سوى مجعول خواندن حديث ، متوقّف و گاه سير آن دگرگون مى گردد و به سوى اعتبار مى چرخد . به عبارت ديگر ، گاه نقد حديث ، جاى خود را به نقد فهم مى دهد و آنچه از اعتبار ساقط مى شود ، فهم ما و نه متن و محتوا و مقصود اصلى از حديث است و اين ، همان شيوه سَلَف صالح و توصيه امامان بزرگ ماست. آنان ، پيروان خود را به توقّف در اين گونه موارد مبهم ، فرا خوانده اند و از تسرّع در ردّ و انكار ، منع كرده اند. امام على عليه السلام مى فرمايد : إذا سمعتم من حديثنا ما لا تعرفونه ، فردّوه إلينا وقفوا عنده ، و سلّموا إذا تبيّن لكم الحقّ ، ولا تكونوا مَذاييع عَجلى ، فإلينا يرجع الغالى ، و بنا يلحق المقصّر ؛ [١] چون حديثى از احاديث ما شنيديد كه بدان پى نبرديد و برايتان ناآشناست ، آن را به ما بازگردانيد و توقّف كنيد ، و چون حقيقت برايتان روشن شد ، بپذيريد و عجول و افشاگر نباشيد ، كه تندرو و جلورونده به سوى ما بازمى گردد ، و كندرو و عقب مانده به ما مى رسد . بر اين اساس ، سنّت «ردّ علم» شكل مى گيرد كه به معناى ردّ و طرد حديث نيست ؛ بلكه به معناى بازگرداندن حديث به گوينده آن و پى جويى براى رسيدن به مقصود اصلى و معناى درست آن است. اين ، همان انگيزه اصلى در پيدايش جريان عرضه حديث بر امامان عليهم السلام بوده ، كه در موارد بسيارى به تصحيح فهم ، و گاه نيز به ردّ و انكار آن انجاميده است. [٢]
[١] تحف العقول ، ص ١١٦ ؛ الخصال ، ص ٦٢٧ . [٢] مفهوم عرضه حديث و نمونه هاى متعدد آن ، در مقاله عرضه حديث بر امامان عليهم السلام گذشت .