در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٤٧
حفظ هذه الدقائق بل لايتفطنون لها حتى يحفظوها. [١] زيرا ما همان گونه كه يقين داريم كه آنها احاديث را نقل معنا كردند ، همچنين مى دانيم كه مردم بر حفظ اين نكات دقيق توانا نيستند ، بلكه حتى متوجّه آنها نمى شوند تا آنها را حفظ كنند. علّامه شعرانى رحمه الله در جاى جاى حاشيه اش بر اين نكته پاى مى فشرد كه راويان همه خصوصيات الفاظ را حفظ ننموده و در نتيجه آنها را به هنگام نقل معناى خود ذكر نكرده اند تا بتوان به نكات ريز و ظريف متون موجود استناد كرد. [٢] به سخن ديگر ، پذيرش شيوه نقل معنا نتيجه مى دهد كه برخى از بخش هاى غير مشترك چند حديثِ ناظر به هم ، ممكن است بازگردانِ سخن امام به وسيله راوى باشد ، نه عين سخن امام. از اين رو ، نمى توان به سادگى ، همه گزارش ها را دقيق دانست و تمام جزئيات و ريزه كارى هاى متن را پيش از جست وجو ، معتبر خواند. بى توجهى به اين نكته است كه ، گاه ما را در بندِ الفاظ و واژه ها گرفتار مى كند و به فهم ما از مقصود و مراد امامان عليهم السلام آسيب مى رساند ؛ اما اگر از وقوع اين مسئله در نقل روايات ، آگاه باشيم ، برخورد ما با متون حديث ، تغيير مى يابد و ناچار مى شويم براى رسيدن به عين حقيقت نقل شده در گزارش هاى متفاوت ، به جست وجوى متون مشابه ، هم مضمون و ناظر به هم برآييم و به يك گزارش و متن ، بسنده نكنيم. اين اما ، بدان معنا نيست كه همه گزارش ها را نادقيق يا بى اعتبار بدانيم؛ زيرا ممكن است برخى رو دستِ كم ، يكى از روايته ا ، اصل الفاظ را به صورت دقيق نقل كرده باشد. بر اين پايه ، بايد ميان تفاوت و تعارض نقل ها ، فرق نهاد. اين فرق ، بدين معنا است كه همه نقل هاى هم مضمون ، در صورت متعارض نبودن با يكديگر ، معتبر مى مانند و لازم نيست تنها بخشِ تكرارشده و قدرِ مشترك آنها را معتبر و حجّت دانست و بخش هاى تكرار نشده
[١] همان ، ص ٢٥٧ و ٢٥٨. [٢] علّامه شعرانى رحمه الله در حاشيه دوّم ، ص ٣٧٨ از جلد دوّم شرح كافى كه تا صفحه بعد ادامه مى يابد ، اطمينان به حفظ و نقل همه خصوصيات الفاظ را از سوى راويان ، محال مى داند و در جلد چهارم همين شرح ، صفحه ٢٦٢ ، اين احتمال را بعيد مى خواند .