در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٣٦
علّامه شعرانى رحمه الله اين شروط را به صراحت ردّ نمى كند ، امّا با توجّه به مجموع گفته هاى ملّا صالح و به ويژه نمونه هاى ارائه شده از سوى او ، سخنش را خالى از ابهام نمى داند و از اين رو شروط نقل معنا را از زبان علّامه حلى در نهاية الاصول مى آورد. او چنين نوشته است: المجوزون شرطوا اموراً ثلثة الاول أن لايكون الترجمة قاصرة عن الاصل فى افادة المعنى ، الثانى أن لايكون فيها زيادة و لا نقصان. الثالث أن يكون الترجمة مساوية للاصل فى الجلاء والخفاء لان الخطاب قديقع بالمحكم والمتشابه لحكمة خفيفة فلا يجوز تغييرها عن وصفها ؛ [١] آنان كه نقل معناى حديث را روا مى شمرند ، سه شرط براى آن ذكر كرده اند: نخست آن كه در رساندن معنا ، برگردان حديث ، از اصل حديث كمتر نباشد ، و دوّم آن كه فزونى و كاستى در آن نباشد ، و سوّم آن كه در جلاء و خفاء با اصل آن برابر باشد ، زيرا خطاب هاى شارع گاه با الفاظ محكم و بدون هيج پيچ و تاب بيان مى شوند و گاه به سبب حكمتى نهان ، با الفاظ متشابه و داراى چند وجه معنايى بيان مى گردند ، از اين رو روا نيست وصف محكم يا متشابه لفظ به هنگام نقل ، دگرگون شود . علّامه شعرانى اين شروط را با شروط ملّا صالح متفاوت دانسته و آنها را مى پذيرد و بازگشت همه اين شرط ها را به شرط اصلى و ركن نقل معنا ، يعنى حفظ محتوا و مضمون حديث در جريان نقل معنا مى داند ، در حالى كه شروط ملّا صالح را در راستاى حفظ معناى يك يك واژه ها مى خواند و ميان اين دو تفاوتى عظيم مى نهد. [٢] علّامه شعرانى رحمه الله در ادامه حواشى خود بر شروط ادعايى ملّا صالح به توضيح شرط سوّم ، يعنى حفظ برابرى جلاء و خفاى هر دو نقل ، پرداخته و چنين نوشته است: و ممّا يوضح الامر الشرط الثالث و بيانه أن أصل الحديث قديكون متشابه المعنى وفى المراد منه خفاء فلايجوز أن يبدل الناقل بلفظ ليس فيه خفاء اذيمكن خطاء الناقل فى فهم معنى المتشابه ، مثلا ورد : «ان الماء اذا بلغ قدر كر لم يحمل خبثا» فيروى الناقل : «اذا بلغ الماء الفاً و مائتى رطل» او ورد فى الحديث : «اذ أصابهم البول
[١] شرح ملّا صالح مازندرانى بر كافى ، ج ٢ ، ص ٢٥٥ ، حاشيه. [٢] همان.