در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٣٥
گفتنى است اقوال متعددى همسو با اين نظر موجود است كه مى توان از جمله آنها به پدر شيخ بهايى رحمه الله (٩٨٤ ـ ٩١٨) ، شهيد ثانى (٩٦٥ ـ ٩١١ ق) و فخرالدين طريحى (١٠٨٥ ـ ٩٧٩ ق) اشاره كرد. [١] علّامه شعرانى به نقل از علّامه حلى ، عالمانى را از اهل سنّت نيز با اين نظر همراه دانسته است. او ابوحنيفه ، مالك بن انس ، احمدبن حنبل و حسن بصرى را موافق شيوه نقل معنا و ابن سيرين و برخى ديگر را مخالف دانسته است. [٢]
شروط نقل معنا
شرط اصلى نقل به معنا ، عدم تغيير معنا و محتواى حديث است. اين در واقع ركن اصلى نقل معنا و فارق آن با تدليس ، اضطراب و تصحيف و تحريف است ، چه در هيچ يك از اين گونه نقل ها ، معنا و مقصود اصلى گوينده حديث به درستى منتقل نمى شود. امامان عليهم السلام خود بر اين شرط پاى فشرده اند و مطابق با چندين نقل معتبر ، در صورتى اجازه نقل معنا را به راوى داده اند كه او معنا را فهميده و اراده كرده باشد ، هرچند در به خاطر آوردن و بازگو كردن عين الفاظ ، ناتوان باشد. عالمان پيشين و به ويژه محدّثان براى تفصيل و تطبيق اين شرط اساسى كوشيده اند و ملّا صالح مازندرانى نيز به پيروى از آنان ، سه شرط ذكر كرده است و گفته است : «شرط نخست براى نقل معنا ، عالم بودن ناقل به زبان عربى و تسلّط به فنون گوناگون آن است . شرط دوّم نيز آن است كه واژه جايگزين ، همان معناى واژه پيشين را بدون افزونى و كاستى برساند ، و شرط سوّم برابرى هر دو لفظ در خفا و جلاء است ؛ زيرا شارع به دليل رازهايى كه تنها خود مى داند ، به دو گونه محكم و متشابه سخن مى گويد و از اين رو تغيير اين حالت مجاز نيست» .[٣]
[١] ر . ك : وصول الاخبار ، مجمع الذخائر الاسلاميه ، قم، ١٤٠١ ق ، ص ١٥٢ ؛ دراية الحديث ، شهيد ثانى ، ص ١١٢ ؛ جامع المقال ، فخرالدين طريحى ، كتابفروشى جعفرى ، تهران ، ص ٤٢ ، به نقل از مجله علوم حديث ، شماره ٢ ، ص ٤٢ ، مقاله نقل معنا. [٢] همان ، ج ١ ، ص ٢٥٥ ، حاشيه ١. [٣] شرح ملّا صالح ، ج ٢ ، ص ٢٥٤ و ٢٥٥.