در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٣٤
نقل معنا ، سيره عملى اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ياران ائمه عليهم السلام مى داند كه بعدها به وسيله عالمان ، پى گرفته شد. شعرانى اين ادعاى خود را از زبان علّامه حلى رحمه الله بيان مى دارد و چنين مى نويسد: أقوى الادلّة على جواز النقل بالمعنى ما ذكره العلّامه رحمه الله فى النهاية و هو خامس أدلّته من أنّا نعلم قطعاً أنّ الصحابة لم يكتبوا ما نقلوه و لاكررّوا عليه ، بل كلّ ما سمعوا أهملوا الى وقت الحاجة اليه بعد مدّة متباعدة و ذلك يوجب القطع بأنّهم لم ينقلوا نفس اللفظ بل المعنى ؛ [١] نيرومندترين دليل بر جواز نقل به معنا ، دليلى است كه علّامه حلى رحمه الله در كتابش ، نهاية الاصول ذكر كرده و آن را پنجمين دليل خويش دانسته است؛ دليل اين است كه ما يقين داريم اصحاب آنچه را نقل كرده اند ، پيشتر ننوشته و آن را تكرار نكرده اند ، بلكه همه آنچه را مى شنيدند ، وا مى نهادند تا پس از ديرزمانى و به گاه نياز ، آن را بازگويند؛ و اين موجب مى شود تا يقين كنيم آنان عين الفاظ را نقل نكرده ، بلكه محتوا و معنا را نقل كرده اند . علّامه شعرانى براى تأييد نظر علّامه حلى ، عبارت «فلا يجيئ» را در حديث سوم باب يعنى روايت داوود بن فرقد [٢] شاهد مى آورد. ايشان مى گويد اين عبارت مى فهماند كه راوى آنچه را شنيده ، خوب به خاطر نمى آورد و قادر به ضبط كامل الفاظ با همه خصوصيات آنها نيست. شعرانى رحمه الله سيره عالمان را در نقل اقوال ديگران و نيز مردمان را از يكديگر به همين شيوه مى خواند و مى گويد: ونظير ذلك ما نرى من نقل العلماء أقوال غيرهم لا بألفاظهم و نقل الناس ما سمعوه من الوعّاظ والناطقين ورسالة بعضهم الى بعض شفاهاً ؛ [٣] و مانند اين ، چيزى است كه از شيوه نقل قول عالمان مى بينيم. آنان سخنان ديگران را با الفاظ ديگرى نقل مى كنند و نيز مردم ، آنچه را از واعظان و سخنرانان مى شنوند با الفاظى ديگر نقل مى كنند و پيام هاى شفاهى ميان خود را با تغيير لفظى ، مى رسانند .
[١] شرح ملّا صالح مازندرانى بر كافى ، ج ٢ ، ص ٢٥٧ ، حاشيه ١. [٢] كافى ، ج ١ ، ص ٥١ ، ح ٣ . [٣] همان.