در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٢٨
كتبى نيز هنگام نقل قول غيرمستقيم ، به كار مى رود. علّامه شعرانى رحمه اللهنيز تعريفى جداگانه و متفاوت از مشهور ارايه نداده و سخنان او در حاشيه هاى گرانقدرش بر شرح ملّا صالح مازندرانى ، شارح بزرگ كافى ، اين نكته را تصديق مى كند. او ركن اصلى نقل معنا را «حفظ حاصل مضمون» و «اصل معناى حديث» [١] مى داند و جواز تغيير و تبديل واژه ها را تا آنجا مى پذيرد كه تفاوتى در استنباط و فهم حديث ايجاد نكند. [٢] براى توضيح بهتر سخنان علّامه شعرانى ، نخست بايد سخن ملا صالح مازندرانى را فهميد و سپس حواشى شعرانى را بر آن كاويد. براى تبيين بهتر و سنجش دقيقتر اين دو نظر ، ابتدا پاسخ هر يك از اين دو عالم بزرگ را به دو پرسش علمى مطرح در اين زمينه ، با هم مقايسه مى كنيم. پرسش نخست آن كه آيا نقل معنا به مفهوم جايگزين كردن واژه ها با الفاظ مترادف است و يا اعم از آن و با گستره اى بيشتر است؟ پرسش دوم ، ارتباط نقل معنا با ترجمه است. آيا نقل معناى حديث ، برگرداندن لفظى حديث است و يا از اين نيز گسترده تر است؟ ملّا صالح مازندرانى در پاسخ به اين دو مسئله به صراحت سخن نگفته است و به هنگام استدلال بر جواز نقل معنا ، به حديث محمّد بن مسلم از امام صادق عليه السلام تمسّك كرده و با استفاده از پاسخ امام كه فرموده است: «إن كنت تريد معانيه» [٣] ، آن را حجّت براى كسانى دانسته است كه قائل به جواز نقل معناى حديث و جايگزينى الفاظ مترادف به جاى هم هستند. ملّا صالح مازندرانى به صورت دقيق و صريح بيان نمى دارد كه آيا نقل معنا با جايگزين كردن الفاظ مترادف ، دو مفهوم متفاوت ، هرچند متقارب و به هم نزديكند و يا «جايگزينى مترادفات» ، فرد روشن و واضح «نقل معنا» است. بر خلاف ملّا صالح ، علّامه
[١] شرح ملاصالح مازندرانى بر كافى، ج ٢، ص ٢٥٥، حاشيه ١. [٢] همان ، ص ٢٥٤ ، حاشيه ١. [٣] ؟؟؟ .