در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٩٤
عبارت ديگر عدم موانع به دليل تركيب علّت تامّه از مقتضى و عدم مانع ، جزء دوم و سبب وجودى فهم محسوب مى شود و فهم درست حديث ، در گرو به دست آوردن توانايى هاى اوليه و مورد لزوم فهم آغازين و پيراستن ذهن از موانع است . زدودن مانع به اندازه فراهم آوردن شرايط مهم است و از اين رو ، بسيارى از محدّثان و فقيهان و دانشمندان مسلمان و غير مسلمان ، به هنگام فهم متون ، بدان ره نموده و تذكّرها و هشدارهاى بسيارى را گوشزد كرده اند. يكى از موانع مهم فهم حديث كه مى توان آن را مختص فهم متون مقدس دانست ، هم سطح نبودن معلومات مخاطب و خواننده حديث با مطالب القا شده آن است . به اصطلاح ، نزديك بودنِ تراز بودگى و حدّ وجودى مخاطب و گوينده كه مصداقى از همان «إنّا معاشر الأنبياء أن نكلّم الناس على قدر عقولهم» [١] ما پيامبران فرمان يافته ايم با مردم به اندازه عقل هايشان سخن بگوييم . است به گوينده زمينه و امكان سخن گفتن از معارف ارزشمند و گاه رازگونه را مى بخشد و دور بودن اين دو سطح ، توريه و تقيه و سر به مهر بودن را نتيجه مى دهد . ائمه عليهم السلام افزون بر توجه به اين نكته و رعايت آن در گفتگوها و تحديث ها ، گاه در پاسخ راوى كنجكاوى بدان تصريح كرده اند ، نمونه آن تفسير واژه «تفث» در آيه مربوط به اعمال حج «وليقضوا تفثهم» است [٢] كه امام صادق عليه السلام معناى باطنى آن لقاء امام را به ذريح مى آموزد ، اما به ابن سنان نمى گويد. [٣] بخشى از اين قرب وجودى و نزديك شدن روح به ساحت گويندگان معصوم حديث در سايه داشتنِ معرفت توحيدى و پرورش اخلاقى و كمالات روحى ، محقق مى شود . اين نكته مورد تأكيد برخى عارفان و محدثان است و مورد تجربه برخى از معاصران . مجلسى رحمه الله نيز كه خود از عارفان سالك و واصل است چنين عقيده اى دارد و انكار برخى اخبار را نتيجه همين عدم مناسبت مى داند . مجلسى رحمه الله ذيل حديث رؤيت امام على عليه السلام توسط محتضر ، كسانى كه اين حديث را نمى فهمند و انكار مى كنند ، از اين معرفت بى بهره
[١] الكافى ، ج ١ ، ص ٢٣ ، ح ١٥ . [٢] سوره حج ، آيه ٢٩. [٣] الكافى ، ج ٤ ، ص ٥٤٩ ، ح ٤.