در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٧٤
كرده اند [١] و گاه ، اجمال حديث را به وسيله سؤال ، برطرف ساخته اند. [٢] ما در اينجا به عوض ارائه نمونه هايى مشابه آنچه عنوان كرديم به يك حديثى اشاره مى كنيم كه به جهت حصر موجود در آن ، و كم توجهى به سؤال راوى ، دچار گونه اى كژ فهمى شده است . به عبارت ديگر ، يكى از ثمرات توجه به سؤال راوى پى بردن به اضافى و نسبى بودن حصرها و نه حقيقى بودن آنهاست . اين ثمره مهم در حل تعارض اخبار بسيار به كار مى آيد . ما با ارائه نمونه اى ، توجه مجلسى رحمه الله را به تأثير اين سؤال ها در تشكيل سياق و فراهم آوردن زمينه فهم چگونگى حصرها نشان مى دهيم . اين نمونه در ابتداى شرح مجلسى رحمه الله و در باب «غسل» است . ما مى دانيم كه غسل هاى متعددى بر انسان واجب است و غسل جنابت در كنار غسل ميّت و حيض و . . . تنها يكى از اين غسل هاست . از اين رو اگر حديثى داشته باشيم كه بگويد : إنّما الغسل من الماء الأكبر؛ [٣] غسل تنها در اثر آب بزرگ (منى و نه مذى) لازم مى شود . و نتوانيم آن را حلّ كنيم ، بايد آن را به كنار بنهيم ، زيرا ادّله ديگر غسل ها چنان فراوان و محكم هستند كه حصر حاصل از اين حديث را ياراى معارضه با آنها نيست . اما همان گونه كه مجلسى رحمه الله با توجه به سؤال راوى ، به اضافى و نسبى بودن حصر حكم كرده است [٤] ، ما نيز اگر به سؤال راوى در اين حديث توجه كنيم ، به آسانى اين حكم را تصديق خواهيم كرد . سؤال چنين است : وسُئل عن الرجل ينام ثمّ يستيقظ فيمسّ ذكره فيرى بللاً ولم يرَ فى منامه شيئا ، أيغتسل ؟
[١] مشارق الشموس ، ج ١ ، ص ٢٢١ و ٢٨٩ ؛ كشف اللثام ، ج ٢ ، ص ٢٨٧ (در مسئله ارث) ؛ جامع المدارك ، خوانسارى ، ج ٣ ، ص ١٥٥ . [٢] جواهر الكلام ، ج ٣٦ ، ص ٢٨٤ . [٣] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ٨٦ ، ح ١٨٩ . [٤] روضة المتقين ، ج ١ ، ص ٢٣٨ .