در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٦٣
مى شمرد و سپس به عنوان يك احتمال ، از معناى مجازى سخن مى گويد. متن سخن مجلسى چنين است: «الظاهر أنّ الشكاية على الحقيقة ، و يمكن أن تكون مجازا». [١] ظاهراً شكوه ، به همان معناى حقيقى است ، هر چند ممكن است معناى مجاز مقصود باشد. گفتنى است اين متن ، غير از حديث منسوب به پيامبر است كه در روز قيامت از مهجور بودن قرآن نزد امتش شكايت مى كند و نعمانى آن را در كتاب غيبت نقل كرده است [٢] . مثال جالب توجه ديگر ، عكس اين حالت است و آن ، تشبيه جاندار به بى جان است . حديث ، آن گونه كه شيخ صدوق روايت مى كند ، چنين است : «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضّة» ، [٣] مردم معدن هايى [ متفاوت ] چون معادن طلا و نقره هستند. مجلسى رحمه الله تشبيه ظريف آن را مى گشايد و مى گويد : «والتعبير بالمعدن لما فيهم من القابليات و الحكمة اقتضت أن لا يكونوا سواء» [٤] ؛ تعبير [ كردن از مردم ] به معدن به خاطر آن است كه انسان ها استعدادهايى [ متفاوت ] دارند و حكمت اقتضا مى كند كه مانند هم نباشند ( ؛ همانند معادن طلا ، نقره ، آهن ، نمك و... كه متفاوت اند) . مثال پايانى ، مربوط به عقبه ها و موانع برزخ و قيامت است . مجلسى در ذيل شرح بخشى از حديث ، وصيّت امام على عليه السلام كه به فرزندش محمّد بن حنفيّه مى گويد : واعلم أنّ أمامك مهالك و مهاوىَ و جسورا و عقبة كؤودا لا محالة؛ بدان كه پيش رويت مهالك و پرتگاه ها و پل ها و گردنه هاى صعب العبورى است كه ناگزير بايد از آنها فرود آيى. آن را ابتدا واژه به واژه و به ترتيب به معناى «عذاب قبر و سؤال منكر و نكير» ، «هراس هاى روز قيامت» ، «گذرگاهى كه بر روى جهنم كشيده شده» و «گردنه اى دشوارگذر كه در صراط است از صعود تا فرود» تفسير مى كند و سپس مى گويد : ويمكن أن يكون الجميع استعارة عن أهوال ما بعد الموت؛ [٥]
[١] روضة المتقين ، ج ١٣ ، ص ١٣٢ . [٢] الغيبة ، ص ٤٦ . [٣] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٣٨٠ ، ح ٥٨٢١ . [٤] روضة المتقين ، ج ١٣ ، ص ٢٤ . [٥] همان ، ج ١٣ ، ص ٥٥ .