در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٦٠
دخل رسول اللّه صلى الله عليه و آله على رجل من ولد عبد المطّلب و هو فى السوق و قد وجّه لغير القبلة ، فقال : وجّهوه إلى القبلة ، فإنّكم إذا فعلتم ذلك أقبلت عليه الملائكة و أقبل اللّه عز و جل عليه بوجهه ، فلم يزل كذلك حتّى يُقبض؛ رسول خدا بر مردى از فرزندان عبدالمطلب وارد شد و او در حال جان كندن بود و رويش به جانبى غير از قبله. حضرت فرمود: او را رو به قبله كنيد كه اگر چنين كنيد ، فرشتگان او را در بر گرفته و خداى عز و جل با نظر رحمت به او روى مى كند و در همان حال مى ماند تا جانش ستانده شود. آنچه گفته شد ، نشان دهنده نگرش اصلى مجلسى رحمه الله به مجاز و كاربرد آن در حديث است و اينك ، مواردى را بر مى شمريم كه احتمال مجاز بودن آنها را طرح كرده و به ردّ آنها نپرداخته و گاهى حتّى پذيرفته است . مثال نخست ، در باره آب هاى گرم معدنى است كه استحمام در آن از قديم الايام تا كنون به عنوان يك كار متداول و رايج ، فراگير بوده و برخى آن را براى معالجه بيمارى هاى خاصّى مفيد مى دانند . در قبال اين اقبال ، ما برخى احاديث نهى كننده را از آن داريم كه در برخى جوامع كهن حديثى ما به چشم مى آيد و كلينى آنها را در كتاب «الاشربة» كافى ، باب «المياه المنهى عنها» ، گرد آورده است. [١] شيخ صدوق نيز با نظر به همين روايات ، چنين مى گويد : وأمّا ماء الحمّات (الحمّامات أو الحميّات) ، فإنّ النبيّ صلى الله عليه و آله إنّما نهى أن يُستشفى بها و لم ينه عنه التوضّى به ، و هى المياه الحارّة الّتى تكون فى الجبال يشمّ منها رائحة الكبريت؛ [٢] اما آب هاى گرم [ معدنى ] ، رسول خدا تنها از معالجه [ و شفا جستن ] به وسيله آنها نهى فرموده ، ولى از وضو گرفتن با آن ها منع نكرده است و آنها آب هاى گرمى هستند كه در كوه ها وجود دارند و از آنها بوى گوگرد به مشام مى رسد. و سپس در حديث بعدى نقل مى كند : «وقال صلى الله عليه و آله : إنّها من فيح جهنّم ؛ و رسول خدا فرمود: به راستى كه آن [ آب هاى گرمِ معدنى ] از فوران و جوشش جهنم است» .
[١] الكافى ، ج ٦ ، ص ٣٨٩ . [٢] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ١٩ ، ح ٢٤ .