در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٤٠
مجلسى از رهگذر همين مراجعات فراوان به نسخه ها ، به سقط ها و نقصان ها و نيز افزوده هاى ناسخان و راويان كه إسناد يا فهم حديث را با مشكل جدّى روبرو مى كند ، پى برده و آنها را تذكر داده است . او در باب طهارت ، به هنگام شرح حديث «دخول مردم به دين و آمدن فوج قبيله أزْد از يمن» ، مى گويد : والظاهر أنّه سقط من العبارة شى ء ، و يؤيّده ما رواه الصدوق فى العلل؛ گويى چيزى از عبارت افتاده است و روايت شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع اين را تاييد مى كند. [١] . علّت اين تحقيق و ارجاع به نسخه و كتاب ديگر ، نقل مستقيم اين قضيه از سوى امام صادق عليه السلام است كه نمى تواند در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله باشد تا خود شاهد واقعه دخول قبيله ازد گردد ، اما در نقل علل الشرايع ، امام صادق عليه السلام اين قول را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت مى دهد و اسناد و نسبت حديث درست مى شود. و در جايى ديگر و به گاه شرح حديث ، به نقل عبارتِ زياد گشته در تهذيب الاحكام شيخ طوسى اشاره مى كند. [٢] مثال بارز زياده در حديث ، خلط تفسير راوى با متن است . مجلسى به خوبى متوجه اين نكته بوده و به مناسبت بدان تذكر داده است . مثلاً در در ذيل حديث «ليس للنساء من سَرَاة الطريق ، و لكن جنبيه؛ يعنى وسطه؛ شايسته نيست زنان از وسط راه بروند ، بلكه از كناره هاى آن حركت كنند» ، مى گويد : «يعنى وسطه » تفسير راوى از «سراة» است. [٣] مرحوم مجلسى رحمه الله ، در تصحيح و تدقيق متن نسخه ها ، تنها به آنچه در دسترس دارد بسنده نمى كند و بر اساس تسلّط كم نظيرش بر اخبار اهل بيت عليهم السلام ، از حافظه خود كمك مى گيرد و نسخه هاى نا مأنوس را توجيه مى كند . همه ما حديث «لا يشكر اللّه من لا يشكر النّاس» را شنيده و در بسيارى از محاورات روز مرّه خود بدان استناد مى كنيم ، و مجلسى رحمه الله
[١] روضة المتقين ، ج ١ ، ص ١٧٢ . [٢] همان ، ج ٨ ، ص ١٣٨ . [٣] همان ، ج ٨ ، ص ٣٦٧.