در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٠٤
انسان ها را به احسان به پدر و مادر ترغيب و سفارش كرده است [١] ، و هر يك مى توانند در اين مسئله مورد استناد قرار گيرند ، و در برخى حديث ها اين استناد واقع شده است . به احتمال فراوان ، زراره از آيه ها و استناد امامان به آنها آگاه بوده ، و همين موجب ترديد او شده است. از اين رو ، مدّت ها از خود مى پرسيده كه آيه بيست و سوّم سوره بنى اسرائيل «إسراء» [٢] منظور است ، يا همان آيه چهاردهم سوره لقمان كه راوى گفته است. از اين رو ، در اولين فرصت به حضور امام باقر عليه السلام مى رسد و مى گويد: جُعلت فداك ، حديث جاء به عبد الواحد ، قال: نعم ، قلت: أيّة آية هى الّتي فى لقمان أو فى بنى إسرائيل؟ فقال: الّتى فى لقمان؛ [٣] فدايت شوم! حديثى را عبدالواحد نقل كرده است. فرمود: آرى ، گفتم: كدام آيه منظور است؟ آن كه در سوره لقمان يا آن كه در بنى اسرائيل است؟ فرمود: آن كه در سوره لقمان است. در اينجا زراره احتمال زياده كردن راوى در روايت را به امام عرضه كرده ، و پاسخ گرفته است. زراره ، خود نيز مرجعى براى ديگران است تا درستى و يا نادرستى نقل به معناى راوى را بنماياند. عمر بن اذينه كه در نقل و عرضه احاديث ارث ، كوشش فراوان كرده است ، حديثى از امام باقر را ، هم از محمّد بن مسلم و هم از بكير مى شنود ، ولى الفاظ آن را حفظ نمى كند. او به حضور زراره مى رسد و مى گويد: آنچه كه از محمّد بن مسلم شنيده ، مانند همان است كه بكير برايش گفته است ، ولى الفاظ حديث را با همان تفصيل به خاطر نسپرده است ، گر چه مضمون و معنا را مى داند. او سپس حديث را عرضه مى كند و تأييد زراره را مى گيرد. [٤]
[١] سوره بقره ، آيه ٨٣ ؛ سوره نساء ، آيه ٣٦ ؛ سوره انعام ، آيه ١٥١ ، سوره اسراء (بنى اسرائيل) ، آيه ٢٣ ؛ سوره عنكبوت ، آيه ٨ ؛ سوره لقمان ، آيه ١٤ ؛ سوره احقاف ، آيه ١٥ . [٢] هر چند به سوره اسراء ، بنى اسرائيل مى گويند ، اما ممكن است مقصود زراره آيه ٨٣ سوره بقره باشد كه در آن اين سفارش در پيمان با بنى اسرائيل آمده است : «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَـقَ بَنِى إِسْرَ ءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَا اللَّهَ وَ بِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَانًا... » . [٣] بحار الأنوار ، ج ٣٦ ، ص ١٢ ، ح ١٥ . [٤] الكافى ، ج ٧ ، ص ١٠٢ ، ح ٤ .