فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٩ - تحديد منطقى شرك در عبادت
مى شود، ولى اين يك تفسير به معنى اعم وتفسير به لازم است. زيراهمگى مى دانيم كه خضوع فرزندان، دربرابر والدين، فروتنى دانشجو در برابر استاد،هر چند به بالاترين حدّخود برسد، عبادت پدر ومادر يا استاد نيست، قرآن به مسلمانان دستور ميدهد كه در برابر والدين، آخرين حدّ خضوع و كوچكى را ابراز دارند، چنانكه ميفرمايد:
(وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيانِي صَغِيراً)(اسراء /٢٤).
« از روى مهربانى، پر وبال فروتنى برا ى آن دو (پدر ومادر )بگشاى و بگو:پرودگارا آن دو را مشمول رحمتت قرار بده چنانكه مرا در كودكى پرورش دادند.»
بنابراين هرنوع تذلل وفروتنى و كوچكى به تنهايى نمى تواند نام عبادت به خود بگيرد.
نا گفته پيداست چه بسا عاشقان در برابر معشوقه ها، بيش از حد اظهار خضوع مى كنند، و بردست و پاى او بوسه مى زنند ولى هرگز نميتوان كار آنها را عبادت خواند.گروهى كه عبادت را به ذلت وتواضع تفسير ميكنند، وقتى با چنين اشكالى روبرو مى شوند براى ترميم تحديد يا دآور مى شوند كه عبادت، خضوع مطلق نيست، بلكه آخرين مرحله خضوع در برابر كسى است كه عظمت وكمال او مورد اذعان است[١].
ولى اين تعريف، بسان تعريف پيشين، خالى از اشكال نيست، زيرا سجده فرشتگان بر آدم،آخرين مرحله خضوع يك موجود امكانى است، آن هم با درك عظمت ومقام شامخ مسجود. مع الوصف چنين كارى، عبادت آدم نبود، بلكه
[١] «العِبادَةُ نِهايَةُ اْلخُضُوع بَيْنَ يَدَى مَنْ تُدْرَكُ عَظَمُتُه ُوكَماُلُه»