فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٩ - اقسام توحيد
زمان از توحيد فطرى منحرف شده و به جاى خداى واقعى، خدا نماها را پرستش ميكردند خدا پيامبران را فرستاد تامردم را به همان توحيد فطرى باز گردانند چنانكه مى فرمايد :
(كَانَ النَّاسُ اُمَّةً وَاحِدَةً فَبعَثَ اللّهُ النَّبيِيِّنَ مُبَشِّريِنَ وَ مُنْذِ رِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ...)(بقره /٢١٣).
(مردم همه يك امت بودند، تااينكه خدا پيامبران نويد بخش وبيم دهنده را بر انگيخت وبه همراه آنها كتاب را به حق فرو فرستاد تا در باره آنچه مردم بر سر آن اختلاف كرده بودند داورى كنند).
آيات قرآن صريح در اين است كه توحيد در پرستش، اصل مشترك در ميان تمام پيامبران مى باشد، چنانكه مى فرمايد :
(وََلَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ اُمَة رَسُولاًأَنِ اعْبُدُوااللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...)(نحل /٣٦)
« درميان هرامتى پيامبرى فرستاديم كه :خدا را بپرستيد واز پرستش بتها بپرهيزيد.»
بنابراين، اصل كلى مورد اختلاف نيست وهمه ميگويند كه عبادت از آن خداست وهرنوع شرك ودوگانه پرستى و انحراف از خط توحيد محكوم است وبايد از آن دورى جست، واگر اختلافى در كار است،فقط وفقط در تشخيص جزئيات است كه آيا مثلاً توسل به انسان پاكدامن، مصداق پرستش اوست، يا از جزئيات توسل به اسباب است. اينجاست كه لازم است عبادت به صورت منطقى تحديد شود، تا با در دست داشتن مقياس و ضابطه صحيح، درباره موضوعات مورد نزاع به داورى بپردازيم.