دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٣٠
| ابن منير جلد: ٤ شماره مقاله:١٨٣٠ |
اِبْنِ مُنَيّر، ابوالعباس ناصرالدين احمد بن محمد بن منصور بن قاسم بن
مختار جُذامى جَروي (٣ ذيقعدة ٦٢٠ - اول ربيعالاول ٦٨٣ق/٢٨ نوامبر ١٢٢٣- ١٨
مة ١٢٨٤م)، فقيه مالكى، مفسر، خطيب و قاضى اسكندريه. وي در اسكندريه زاده
شد (ابن فرات، ٨/١٢) و همانجا نزد پدر خود و ابوبحر عبدالوهاب ابن رواج و
يوسف ابن مخيلى حديث فراگرفت (صفدي، ٨/١٢٨). او به فراگيري علوم ديگر نيز
علاقه داشت، چنانكه در فقه مختصر ابن حاجب را آموخت و بعدها با مؤلف آن
ديدار داشت و از وي اجازة افتا گرفت (ابن فرحون، ١/٢٤٤- ٢٤٥). او در رشتههاي
گوناگون از فقه و اصول، علوم قرآنى و ادبيات عرب مهارت داشته و شخصيت
علمى و اجتماعى وي مورد ستايش مؤلفان قرار گرفته است (ذهبى، العبر، ٣/٣٥٢؛
ابن شاكر، عيون، ٩/٤٠٩، فوات، ١/١٤٩؛ ابن فرحون، ١/٢٤٣-٢٤٤).
ابن منير در مدارس متعددي از جمله در جامع جيوشى تدريس كرد (سيوطى، ١/٣٨٤)،
ولى در منابع، از شاگردان وي تنها شمار اندكى چون ابن راشد قفصى و ابوحيان
نام برده شدهاند (همانجا؛ مخلوف، ١٨٨). ابن قرمس نيز به گفتة خويش مشيخة
ابن منير را استخراج نموده و نزد خود وي قرائت كرده است (ابن فرحون،
١/٢٤٤).
ابن منير در دوران زندگى خود مناصب مختلفى داشته، چنانكه مدتى تصدي
«ديوان نظر» را به عهده داشت و در ٦٥١ق به نيابت از قاضى ابن تنسى به
قضا پرداخت. در ٦٥٢ق مستقلاً به اين مقام منصوب شد و در ضمن عهدهدار مقام
خطابه نيز گرديد. اما در ٦٨٠ق بر اثر سعايت جمعى از دشمنانش نزد سلطان از
اين مقام بركنار شد. وي پس از بركناري به قاهره رفت و نزد امير علمالدين
شجاعى و سلطان قلاوون صالحى از خود دفاع كرد و بار ديگر به قضاي اسكندريه
منصوب شد، ولى ديري نپاييد كه مجدداً معزول گرديد (ابن فرات، همانجا؛ ابن
شاكر، عيون، همانجا؛ ابن فرحون، همانجا). ابن منير در ٦٣ سالگى در اسكندريه
درگذشت و در مقبرة پدرش در جامع غربى به خاك سپرده شد (ابن فرات، همانجا؛
ذهبى، دول، ٣٨١). مسجدي كه وي در آن مدفون شده، هم اكنون باقى است و
به جامع المنير معروف است.
ابن منير داراي آثار متعددي بوده كه از آن ميان تنها الاتصاف فيما تضمنّه
الكشّاف من الاعتزال، بارها از جمله در ١٩٦٦م در حاشية الكشاف زمخشري در
قاهره به چاپ رسيده است. ابن منير اين كتاب را در عنفوان جوانى نوشته و
كسانى چون عزالدين ابن عبدالسلام و شمسالدين خسروشاهى بر آن تقريظ
نوشتهاند (ابن فرحون، ١/٢٤٥). دو اثر وي نيز به صورت خطى موجود است: ١.
البحر الكبير فى نخب التفسير، در تفسير قرآن كه نسخههايى از آن در كتابخانة
گوتا ( پرچ، شم و دارالكتب مصر (سيد، ١/٢١) موجود است؛ ٢. تحرير التنزيه و
تحذير التشبيه، در مبحث صفات الهى كه نسخههايى از آن در برلين ( آلوارت،
شم و در حلب ( المنتخب، ٢٢٣-٢٢٤) يافت مىشود (براي عناوين ديگر آثار او، نك:
ابن شاكر، فوات، ١/١٤٩؛ ابن فرحون، همانجا؛ حاجى خليفه، ١/٨٢، ١٣٦، ٥١٧؛
بغدادي، ٢/٥٧٧). گويا خطب ابن منير در ديوانى گردآمده بود (نك: ابن شاكر،
همانجا). برخى از اشعار او نيز در منابع نقل شده است (ابن شاكر، همانجا؛
صفدي، ٨/١٢٩؛ مقريزي، (١(٢)/٥٥٣ -٥٥٤).
مآخذ: ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة خطى كتابخانة فيضالله
افندي، شم ٢٩٢٢؛ همو، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٣م؛
ابن فرات، محمد بن عبدالرحيم، تاريخ، به كوشش قسطنطنين رزيق و نجلا
عزالدين، بيروت، ١٩٣٩م؛ ابن فرحون، ابراهيم، الديباج المذهب، به كوشش
محمد احمدي ابوالنور، قاهره، ١٩٧٤م؛ بغدادي، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى،
محمد، دول الاسلام، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، العبر، به كوشش محمد سعيد
زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ سيد، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره،
١٩٥٤م؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش محمد يوسف نجم،
ويسبادن، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛
مقريزي، احمد، السلوك، به كوشش مصطفى زياده، قاهره، ١٣٧٦ق/١٩٥٧م؛ المنتخب
من المخطوطات العربية فى حلب، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ نيز:
Ahlwardt; Pertsch.
بخش فقه، علوم قرآنى و حديث
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا