دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٦٧
| ابن عباد، ابوعبدالله جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٦٧ |
اِبْنِ عَبّاد، ابوعبدالله محمد بن ابراهيم نفزي حميري رُندي
(٧٣٣-٧٩٢ق/١٣٣٣-١٣٩٠م)، فقيه، خطيب و از مشاهير صوفية اندلس. وي در شهر
رُنده به دنيا آمد. قرائت را نزد پدرش كه مردي خطيب و دانشمند بود فراگرفت
و علم لغت را نزد دايى خود قاضى عبدالله فريسى آموخت و در ٧ سالگى قرآن را
از برداشت. در رنده در مجلس درس على بن ابى الحسن رندي نيز حاضر مىشد
(مقري، ٥/٣٤١-٣٤٢). سپس براي تكميل تحصيلات خود به مغرب رفت و در تلمسان و
فاس نزد استادانى چون ابوعبدالله تلمسانى، ابوعبدالله مقّري، ابومحمد
عبدالنور عمرانى، ابوعبدالله آبلى و ابوعمران موسى عبدوسى و ديگران علم
لغت، فقه، اصول، كلام و فلسفه فراگرفت (همو، ٥/٣٤٢؛ ابن قنفذ، ٧٩؛ غنيمى،
«ابن عبّاد»، ٦/٢٢٦-٢٢٧). ابن عبّاد پس از تحصيل علوم ظاهري به علوم باطنى
روي آورد و براي ملاقات صوفى مشهور ابن عاشر، ابوالعباس (ه م) به سلا
مهاجرت كرد و چندين سال در خدمت او به سر برد (مقري، همانجا؛ غنيمى، همان،
٦/٢٢٩) و از بزرگان اصحاب و از برگزيدگان شاگردان او شد، چنانكه ابن عاشر او
را بر ديگر اصحاب خويش مقدم مىداشت و آنان را به پيروي و بهرهمند شدن از
او امر مىكرد و دربارة او مىگفت كه ابن عبّاد به تنهايى يك امّت است
(مقري، ٥/٣٤٦-٣٤٧؛ ابن قنفذ، همانجا). ابن عبّاد پس از وفات ابن عاشر، براي
ملاقات ابومروان عبدالملك صوفى به طنجه رفت و از مصاحبت او بهرة فراوان
برد و از او اجازة عام دريافت (مقري، ٥/٣٤٢-٣٤٣؛ غنيمى، همان، ٦/٢٢٩-٢٣٠). وي
هرگز ازدواج نكرد و كنيزي نيز اختيار ننمود. بيشترين بهرة او از دنيا بوي خوش
و بخور بود. كارهايش را خود انجام مىداد، لباسش در خانه وصلهدار بود، اما
وقتى كه از خانه خارج مىشد، روي آن لباسى سبز يا سفيد مىپوشيد (ابن قنفذ،
٨٠؛ مقري، ٥/٣٤٤). دربارة خصلتهاي معنوي او گفتهاند كه در عبوديت و برائت از
حول و قوّة غير خالق و عدم توجه به مدح و ذمّ مردم و اعراض از خلق و ذكر
حق و سكون و زهد و صلاح ممتاز بود. طريقة او در تصوف طريقة شاذليّه بود (همو،
٥/٣٤٦) و ظاهراً اين طريقه را از استاد خويش، ابن عاشر، گرفته بود (منوفى،
٢/٢٥٧). ابوسعيد سلوي بر روي ديوار مسجد قرويين ٣ بيت شعر به خط ابن عبّاد
ديده بود كه مضامين عاشقانه داشت. هنگامى كه ابوسعيد اين ابيات را به
سبب مضامين تغزّلى آنها با اظهار ترديد براي ابوالقاسم صيرفى نقل كرد،
صيرفى يادآور شد كه اين اشعار دربارة مهدي قائم سروده شده است (مقري،
٥/٣٤٨).
در ميان شاگردان برجستة ابن عباد مىتوان يحيى سرّاج، ابوعبدالله ابن
سكاك، لسانالدين ابن خطيب و خطيب بن قنفذ را نام برد (غنيمى، همان،
٦/٢٤٣-٢٤٤؛ بستانى ف ). ابن عباد پس از ملاقات با ابومروان عبدالملك صوفى
به فاس رفت و در آنجا امام و خطيب مسجد قرويين شد، و پس از ١٥ سال وعظ و
ارشاد وفات يافت و در محلى به نام كدية البراطل در باب الفتوح به خاك
سپرده شد (مقري، ٥/٣٤٥)، اما يحيى سراج گفته است كه ابن عباد در فاس
نزديك باب المسدود معروف به حمراء مدفون گشته است (غنيمى، همان، ٦/٢٤٢).
به گفتة مقري (٥/٣٤٩) سلطان ابوالعباس احمد بن ابى سالم و مردم دو شهر جديد
و قديم فاس بر جنازة او حاضر شدند. همو مىافزايد: من قبر او را بارها در فاس
زيارت كردهام و او نزد مردم فاس همچون شافعى است نزد مصريان (٥/٣٤٤).
آثار و نوشتههاي ابن عباد در نشر طريقة شاذليّه در مغرب و اندلس بسيار مؤثر
بوده است (غنيمى، همان، ٦/٢٣٣). اين آثار عبارتند از: ١. غيث المواهب
العليّة فى شرح الحكم العطائية، كه شرحى است بر الحكم تأليف ابن عطاءالله
سكندري (ه م). ابن عباد چنانكه خود نيز در مقدمة كتاب (١/٤٩-٥٠) اشاره دارد،
اين شرح را به درخواست دو تن از يارانش به نام يحيى سراج و سليمان بن
عمر نوشته است (مقري، ٥/٣٤٥). اين كتاب شامل تعليماتى است در آداب سلوك و
توضيح مطالب رمزآميز و دشواري كه در الحكم ابن عطاءالله آمده است. اين
كتاب به نام التنبيه نيز شناخته شده است. حاجى خليفه به اشتباه (١/٦٧٥)
التنبيه را به على، فرزند ابن عباد، نسبت داده است، اما چنانكه مىدانيم
ابن عباد فرزندي نداشت (نك: غنيمى، همان، ٦/٢٥٠- ٢٥١). غيث المواهب چندين
بار به چاپ رسيده كه نخستين بار در بولاق (١٢٨٥ق/١٨٦٩م) بود و در ١٩٧٠م
به كوشش عبدالحليم محمود و محمود بن شريف در دو جلد در قاهره منتشر شد؛ ٢.
الرسائل الكبري. اين مجموعه كه ابن عباد آن را به شاگرد خود يحيى سراج
هديه كرده، مشتمل بر ٣٨ رساله در آداب سلوك الىالله است (همان، ٦/٢٥٢-
٢٥٣). اين كتاب در ١٣٢٠ق/١٩٠٢م در ٤ جزء در فاس به چاپ (سنگى) رسيده است؛
٣. الرسائل الصغري. اين كتاب شامل ١٦ رساله است كه ٦ رسالة اول آن به
محمد بن ادبيه و ٩ رسالة بعدي به يحيى سراج و رسالة آخر به ابواسحاق
ابراهيم شاطبى نوشته شده و مشتمل است بر وصايا و پاسخ سؤالاتى كه در آداب
تصوف و مقامات سلوك مطرح شده است. اين كتاب به كوشش پل نويا در ١٩٥٧م
با مقدمهاي به زبان فرانسوي، در بيروت به چاپ رسيد و در ١٩٧٤م با اضافاتى
تجديد طبع شد؛ ٤. ادعية مرتبة على اسماءالله الحسنى، كه شرح اسماءالله
الحسنى نيز ناميده شده و در چاپ اخير رسائل الصغري همراه با آن به چاپ
رسيده است؛ ٥. نظم الحم العطائيّة. احمد زروق در الشرح الحادي عشر خود بر
الحكم، اين نظم را اُرجوزهاي در ٨٠١ بيت دانسته است (نك: غنيمى، ابن
عطاءالله، ٩٧). ابويحيى بن سكاك دربارة اين كتاب گويد كه ابن عباد الحكم
را شرح كرد و دُرهاي منثور آن را به رشتة نظمى بديع كشيد (مقري، ٥/٣٤٥-٣٤٦).
زركلى (٥/٢٩٩) نسخهاي از آن را به نام بعية المريد ديده و ياد كرده است؛
٦. تحقيق العلامة فى احكام الامامة. نسخهاي از اين كتاب را احمد زروق ديده
و شيخ قوري احتمال داده است كه تأليف پدر ابن عباد باشد (مقري، ٥/٣٤٥؛
غنيمى، «ابن عباد»، ٦/٢٥٣-٢٥٤)؛ ٧. مجموعة خطب. اين كتاب مشتمل بر خطبههاي
ابن عباد در مسجد قرويين فاس بوده است (همان، ٦/٢٥٤). مقري (٥/٣٤٩-٣٥٠) گويد
كه ابن عباد خطبههاي مدون مشهوري داشته است كه در روز ميلاد
پيامبراكرم(ص) در مقابل سلطان، و در ساير اوقات متبر كه در اجتماعات
مىخواندهاند؛ ٨. رسائل على قوت القلوب. نسخة خطى اين كتاب در
كتابخانههاي اسكوريال ( ٢ ، EICشم و ازهريه (ازهريه، ٣/٥٦٨) موجود است؛ ٩.
فتح التحفة و اضاعة الشرفة (الدفة). اين كتاب در علم حديث نوشته شده است و
نسخة خطى آن در كتابخانههاي اسكوريال ( ٢ ، ESCشم و رباط الفتح ( فهرس، شم
٧٨٤) موجود است. اين كتاب در ٥٠ عنوان تدوين شده و هر قسمت با شرح مختصري
همراه است، (غنيمى، همان، ٦/٢٥٥-٢٥٦). زركلى (همانجا) از كتابى به نام فتح
الطرفة ياد كرده كه ظاهراً همين كتاب است؛ ١٠. اجوبة فى مسائل العلوم.
مقري (٥/٣٤٢) اين كتاب را در دو جلد ذكر كرده است؛ ١١. بستانى و زركلى
(همانجاها) نيز از كتابى از تأليفات او با عنوان كفاية المحتاج ياد كردهاند.
برخى از اشعار او را ابن خطيب (ص ٤١-٤٤) نقل كرده است.
مآخذ: ابن خطيب، محمد، الكتيبة الكامنة، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٣م؛
ابن عباد رندي، محمد، غيث المواهب العلية فى شرح الحكم العطائية، به كوشش
عبدالحليم محمود و محمود بن الشريف، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٧٠م؛ ابن قنفذ، احمد،
انس الفقير، به كوشش محمد فاسى و ادولف فور، رباط، ١٩٦٥م؛ ازهريه، فهرست؛
بستانى ف؛ حاجى خليفه، كشف؛ زركلى، اعلام؛ غنيمى تفتارانى، ابوالوفاء،
«ابن عبّاد رندي، حياته و مؤلفاته»، صحيفة معهد الدراسات الاسلامية فى مدريد،
مادريد، ١٩٥٨م؛ همو، ابن عطاءالله السكندري و تصوفه، قاهره، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛
فهرس المخطوطات العربية، به كوشش عبدالله رجراجى و ي. س. علوش، رباط،
١٩٥٤م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛
منوفى حسينى، محمود فيض، جمهرةالاولياء، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛ نيز: . ٢ ESC
حسين لاشىء
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا