دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٠٧
| ابن صدقه، احمد جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٠٧ |
اِبْنِ صَدَقه، احمد بن صدقة بن ابى صدقه، هنرمند آوازخوان و تنبور نواز
ماهر (نيمة اول سدة ٣ق/٩م). گزارش زندگى و احوال او نخست در كتاب الاغانى
آمده است كه منبع نوشتة نويري در نهاية الارب (٥/٣٣- ٣٥) گرديده، بىآنكه
وي چيزي بر آن افزوده باشد. از تاريخ ولادت و مرگ وي آگاهى نداريم. اما
با توجه به قراين و شواهد، تا حدودي زمان وي مشخص است. خاندان وي اصلاً
حجازي بودند. جدش ابوصدقه آوازخوان مدينه بود كه به پيروي از او، پسر و
نوهاش، احمد بن صدقه نيز به موسيقى روي آوردند و مشهور شدند (ابوالفرج،
٢٢/٢١٢؛ فارمر، .(١٢٢-١٢٣ از آغاز زندگى ابن صدقه و استادانش اطلاعى دردست
نيست. ظاهراً نزد پدرش موسيقى آموخت و به مأمون عباسى (حك ١٩٨-٢١٨ق/٨١٤
-٨٣٣م) كه پس از سالها دوري از هنر و موسيقى، در آن زمان موسيقى دانان را
در بغداد فراهم مىآورد (فارمر، ٩٦ -٩٥ )، پيوست. بنابراين مىتوان تولد او را
در اوايل دهة هشتم سدة ٢ق/٨م تخمين زد.
ابن صدقه كه در خواندن و نواختن ظرافت بسيار داشت و در اجراي آوازهاي خود
سرشناس بود (ابوالفرج، همانجا)، نزد مأمون منزلتى يافت و در شمار ملازمان او
درآمد، چنانكه در سفري كه مأمون در ديرالاعلى (در موصل) فرودآمده و از سوي
نصاراي ساكن دير كه يكى از اعياد خود را جشن مىگرفتند، مورد پذيرايى قرار
گرفته بود، ابن صدقه نيز حضور داشت و به امر مأمون بر روي اشعاري كه خود
مأمون به تأثير از مناظر جشن سروده بود، ترانهاي ساخت و خواند (شابشتى،
١٧٦- ١٧٨). بار ديگر نيز به سبب ظرافتى كه خالدبن يزيد، كاتب و شاعر معاصر
ابن صدقه (نك: ابن خلكان، ٢/٢٣٤- ٢٣٥) به خرج داد، از سوي مأمون مورد عتاب
قرار گرفت، اما پس از آنكه ماجرا روشن شد و بىتقصيري او به ثبوت رسيد،
جايزة بزرگى دريافت كرد (ابوالفرج، ٢٢/٢١٢-٢١٣).
وقايع زندگى ابن صدقه پس از مأمون چندان روشن نيست. ظاهراً وي بغداد را
در اين ايام ترك گفته، به سوي شام رفته بود و اين گزارش ابوالفرج
(٢٢/٢١٢) كه اقامتگاه او را در شام نوشته است، بايد مربوط به دوران خلافت
معتصم و واثق، يعنى از ٢١٨ تا ٢٣٢ق بوده باشد. در اين دوران ابن صدقه دور
از دربار خلافت روزگار مىگذرانيد، اما چون شهرت هنرش را به متوكل عباسى (حك
٢٣٢-٢٤٧ق/٨٤٧ -٨٦١م) رسانيدند، امر به احضارش داد. ابن صدقه نيز به بغداد
رفت و در مجلس او هنرنمايى كرد و مورد توجه و تحسين قرار گرفت و جوايزي
دريافت داشت. همزمان، در ميان مردم نيز شهرت يافت، چنانكه مكرر براي
اجراي آواز و موسيقى دعوت مىشد و در آمدي به مراتب بيش از آنچه از متوكل
عايد او مىشد از مردم كسب مىكرد (همانجا).
ابن صدقه با وجود اينكه ظاهراً در ايام اقامت در شام، زن و فرزند و
علاقهاي در آنجا پيدا كرده بود، ديگر به آنجا بازنگشت و در بغداد (يا سامرا؟)
مقيم گرديد، تا آنكه خبر فوت دخترش را در شام شنيد و آهنگ آن ديار كرد. در
راه مورد حملة اعراب بدوي واقع شد و پس از آنكه اموالش را ربودند، خود او را
نيز كشتند (همو، ٢٢/٢١٥). تخصص ابن صدقه اجراي آوازهايى در بحر رمل و هزج
(همو، ٢٢/٢١٢) و مقام ماخوري (فارمر، بود كه از وزنهاي شاد و سبك موسيقى و
غنا در ساز و آواز آن عهد به شمار مىرفت. وي در دورانى مىزيست كه هنر آواز
و موسيقى در عالم اسلامى به اوج خود رسيده بود و كسانى چون ابراهيم موصلى
(ه م) ظهور كرده و به اين هنر استحكام بخشيده بودند. در واقع هنرمندي نظير
ابن صدقه كه در سدة ٣ق/٩م فعاليت مىكرد، نقشى در بنيان گذاري و يا
انتقال اين هنر (نك: ه د، آواز، ابن سريج) نداشت، بلكه وارث هنري غنى و
تكامل يافته با فنون اجرايى قوي، هم در آواز و هم در نوازندگى بود. از اين
رو مطابق گزارش ابوالفرج (همانجا)، ابن صدقه كه آوازي خوش داشت و در اين
فن ماهر بود، مىكوشيد تا با ارائة ظرافت در اجرا، هنرمندي صاحبِ تأثير و سبك
خاص خويش باشد.
مآخذ: ابن خلكان، وفيات؛ ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، به كوشش على سباعى و
ديگران، قاهره، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ شابشتى، على، الديارات، به كوشش كوركيس
عواد، بغداد، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ نويري، احمد، نهاية الارب، قاهره، وزارة الثقافة و
الارشاد القومى؛ نيز:
Farmer, H. G., A History of Arabian Music, London, ١٩٦٧.
بخش هنر و معماري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا