دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤١٨
| ابن صوفی، ابراهيم جلد: ٤ شماره مقاله:١٤١٨ |
اِبْنِ صوفى، ابراهيم بن محمد (د بعد از ٢٦٠ق/٨٧٤م)، از علويان و از نسل
عمر بن على بن ابى طالب (ع) كه در عهد احمد بن طولون (د ٢٧٠ق/٨٨٣م) در
مصر طغيان كرد. از ابن صوفى تا پيش از شورش وي در ٢٥٣ق/٨٦٧م در صعيد مصر
(نك: كندي، ٢١٣؛ قس: ابن اثير، ذيل حوادث ٢٥٦ق، كه درست نيست) اطلاع
چندانى در دست نيست، اما به احتمال بسيار وي از سران علويانى بود كه از
بيداد خلفاي عباسى به ويژه متوكل به مصر روي آورد. با اينهمه پناهندگان در
مصر نيز از فشار خلفا آسوده نماندند. متوكل در نامهاي از والى مصر خواست تا
علويان را بيرون براند. از آن پس منتصر نيز در پى آن بود كه علويان را در
مصر از حقوق اجتماعى و اقتصادي محروم گرداند (كندي، ١٩٨، ٣٠٤؛ مقريزي،
٢/٣٣٩). از اين رو علويان در اواسط قرن سوم مكرر دست به شورش زدند (همانجا؛
ابن تغري بردي، ٣/٦). از ميان اين قيامها، شورش ابن صوفى به سبب گستردگى
و تداوم آن از اهميت بيشتري برخوردار است.
ابن صوفى قيام خود را با دعوت به نام خاندان پيامبر (ص) آغاز كرد (ابن
خلدون، ٣/٦٤٤). در ٢٥٥ق/٨٦٩م شهر اسنا را گشود و در آنجا دست به كشتار و غارت
زد و شورش خود را به شهرهاي ديگر گسترانيد. احمد بن طولون والى مصر، سپاهى
را به مقابلة وي گسيل داشت. در پى جنگى كه در ربيع الاول ٢٥٦/ فورية ٨٧٠
در محلى به نام هُو (امروزه هِو) روي داد. ابن صوفى سپاه مصر را شكست داد
و فرمانده آن را اسير كرد و به دار آويخت. آنگاه ابن طولون سپاه ديگري
روانه كرد. اين بار ابن صوفى در جنگى كه در ربيع الا¸خر همان سال در ناحية
اخميم در گرفت، شكست خورد و بسياري از سپاهيانش كشته و پراكنده شدند و خود
به نخلستانها گريخت. دو سال بعد ابن صوفى بار ديگر در مصر شوريد. او در ٢٥٩ق
مردمان بسياري را كه دعوت او را پاسخ گفته بودند، به شهر اشمونين برد. ابن
طولون، سردار ديگري را براي سركوبى او فرستاد. وي ابن صوفى را در حالى كه
به طرف اسوان مىرفت تا با ابوعبدالله العُمَري بجنگد، مشاهده كرد.
ابوعبدالله، عبدالله بن عبدالحميد (قس: ابن اثير، ٧/٢٦٤؛ ابن خلدون، همانجا؛
مقريزي، ٢/٣٣٩) از نسل عبدالله بن عمر بن خطاب (يعقوبى، ٢/٥٠٦) موفق شده
بود بجاويها را كه به سرزمينهاي اسلامى مىتاختند، سركوب كند و نفوذ و قدرت
بسياري در ميان سنّيان مصر به دست آورد. در جنگى كه روي داد، ابن صوفى
به سختى شكست يافت. به اين ترتيب نيروهاي سنى مذهب كه به طور عمده
ترك نژاد يا سياه پوست بودند، تفوق به دست آوردند. ابن صوفى پس از اين
شكست به اسوان گريخت. در اين زمان، ابن طولون براي دستگيري او سپاه
ديگري گسيل كرد كه كاري از پيش نبرد و ابن صوفى به عيداب گريخت و از راه
دريا به مكه رفت. چون به مكه رسيد، والى او را دستگير كرد و نزد ابن طولون
فرستاد. در مصر، ابن طولون دستور داد او را در شهر بگردانند و سپس زندانى كنند.
با اينهمه چندي بعد آزادش كرد و او به مدينه بازگشت و در همانجا درگذشت.
تاريخ دقيق مرگ وي روشن نيست. قدر مسلّم اين است كه او تا ٢٥٩ق در مصر
به سر برده است (همانجا؛ كندي، ٢١٣-٢١٤؛ ابن اثير، ٧/٢٣٨-٢٣٩، ٢٦٣-٢٦٤). پس
از رفتن ابن صوفى به مدينه پيروانش از پاي ننشستند. در ٢٦٠ق يكى از
پيروان او به نام «سكن» و به كنية ابوروح ظهور كرد كه عدة زيادي هم به
دور او جمع شدند. او نيز چندين بار با سپاه ابن طولون جنگيد و سرانجام تسليم
شد (همو، ٧/٢٧٣).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن خلدون، العبر؛ كندي،
محمد، كتاب الولاة و القضاة، به كوشش ر. گستر، بيروت، ١٩٠٨م؛ مقريزي، احمد،
خطط، بولاق، ١٢٧٠ق؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق.
محمد عبدعلى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا