دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٢٨
| ابن عقده جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٢٨ |
اِبْنِ عُقْده، ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد همدانى (١٥ محرم ٢٤٩-٧
ذيقعدة ٣٣٢ق/١٠ فورية ٨٦٣ - اول ژوئية ٩٤٤م)، محدث بزرگ شيعى. عقده لقب پدر
وي مىباشد كه از وراقان و معلمان كوفه بود. خاندان او از طريق ولاء عتق با
بنى هاشم (ظاهراً شاخة عباسى آن) و نيز با قبيلة همْدان (شاخة سبيع) خويشاوند
بودهاند (خطيب، ٥/١٤- ١٥؛ طوسى، الفهرست، ٢٨؛ ابن بابويه، التوحيد، ٢٢٩؛ قس:
سمعانى، ٧/٦٨) و شهرت ابن عقده به همدانى به همين جهت بوده است.
ابن عقده بيشتر عمر خود را در كوفه گذرانده و بنا به تصريح شاگردش ابن
جعابى تنها ٣ سفر به بغداد داشته است (خطيب، ٥/١٨، ١٩، قس: ٥/١٤). نظر به
اينكه ابن عقده در سفر خود به بغداد از على بن داوود قنطري استماع حديث
كرده است (د ٢٧٢ق/٨٨٦م؛ نك: خطيب، ١١/٤٢٥، ٥/١٤)، سفر وي به اين شهر بايد
پيش از ٢٧٢ق بوده باشد. تعيين دقيقتر تاريخ اين سفر تنها بر اساس حدس
ممكن است. نعمانى (ص ٣٤، ١٩١، جم) اسنادي ارائه كرده كه نشان مىدهد ابن
عقده در فاصلة سالهاي ٢٦٢-٢٦٦ق/٨٧٦ -٨٨٠م و ٢٧١-٢٧٧ق/٨٨٤ -٨٩٠م استماعاتى
داشته كه بنابر قراين خارجى احتمالاً در كوفه صورت گرفته است. بنابراين
نخستين سفر وي به بغداد احتمالاً در فاصلة ٢٦٦-٢٧١ق بوده است. سفر دوم وي
به بغداد كه در آن از احمد بن يحيى صوفى (د ٣٠٦ق، نك: خطيب، ٥/٢١٣- ٢١٥)
استماع حديث كرده (همو، ٥/١٤)، طبعاً پيش از ٣٠٦ق/٩١٨م صورت گرفته است و
اين امر با اطلاعاتى كه ابنِ جِعابى در مورد سفر دوم به دست داده است
سازگاري دارد (همو، ٥/١٨-١٩). اين سفر پيش از ٣١٨ق يعنى سال وفات يحيى بن
صاعد (نك: همو، ١٤/٢٣٤) پايان يافته، زيرا در اين تاريخ ابن عقده به كوفه
بازگشته بوده است (همو، ٥/١٩). دربارة سفر سوم وي به بغداد تنها مىدانيم
كه وي در ٣٣٠ق/٩٤٢م در جامع رصافه و مسجد براثا حديث گفته است (طوسى،
الامالى، ١/٢٧٦). خطيب (٥/١٤) نيز تصريح كرده كه اين سفر در اواخر عمر وي
صورت گرفته و وي چندي پس از بازگشت به كوفه درگذشته است (همو، ٥/٢٢-٢٣؛
نيز: طوسى، الرجال، ٤٤٢).
ابن عقده مذهب زيدي جارودي داشت و تا پايان عمر بر آن پايدار بود (طوسى،
الفهرست، ٢٨؛ نجاشى، ٩٤). پدر وي نيز زيدي مذهب بوده است (خطيب، ٥/١٥).
ابن عقده در مسجد براثا در ملا´عام احاديثى در طعن شيخين روايت مىكرده كه
موافق تعاليم جاروديه است، با اينهمه حتى روايت حديثى در فضيلت عثمان به
وي نسبت داده شده است (همو، ٥/١٥، ٢٢).
ابن عقده در حفظ حديث زبانزد بود و به روايتى حافظ ١٠٠ هزار حديث بوده و بر
سند و متن تنها ٣٠٠ هزار حديث، از احاديث اهل بيت وقوف داشته است (همو،
٥/١٦-١٧؛ طوسى، الرجال، ٤٤٢). احاطة وي بر حديث به اندازهاي بود كه آنگاه
كه يحيى بن صاعد از محدثان بغداد در سند روايتى در مورد شيخى كه حديث از او
شنيده بود دچار خطا گشت، ابن عقده لغزش او را آشكار ساخت (خطيب، ٥/١٨-١٩).
البته خود وي نيز نمىتوانسته عالى از لغزش باشد. يكى از اين لغزشها كه در
پرسشهاي حاكم نيشابوري از دار قطنى به آن اشاره شده، حديث ابن عمر در
غسل جمعه است كه ابن عقده آن را از طريق ثوري از ابواسحاق از نافع نقل
كرده، ولى دار قطنى و حاكم نيشابوري معتقد بودند كه وي اشتباهاً يحيى بن
وثاب را به نافع بدل كرده است (حاكم، ٩٧). اگر چه اين حديث از طريق
ابواسحاق از نافع نيز روايت شده (نك: احمد، ٢/٤٢، ١١٥، ١٤٥؛ ابن ماجه، ١/٢٤٦؛
مزي، ٦/١٩١-١٩٢)، ليكن آنچه از طريق ثوري از ابواسحاق شناخته شده، حديث
يحيى بن وثاب است نه نافع (نك: احمد، ٢/٥٣، ٥٧؛ مزي، ٦/٢٦١-٢٦٢). از نظر
رجالى، ابن عقده بين اماميه مقبوليت عام داشته و بخش عمدهاي از اصول
شيعه توسط او روايت شده (طوسى، الرجال، ٤٤٢؛ همو، الفهرست، ٣، ٤، جم؛ نجاشى،
٤، ٦، جم) و حديث او به وفور در كتب اربعه وارد شده است. از قدماي اماميه،
نعمانى (ص ١٤)، طوسى ( الفهرست، ٢٨) و نجاشى (ص ٩٤) بر وثوق وي تأكيد
داشتهاند، ولى در قرون بعد علامة حلى (ص ٢٠٣) و ابن داوود حلى (ص ٤٢٢)
ظاهراً تنها به جهت امامى نبودن، وي را در عداد ضعفا آوردهاند. در ميان
علماي رجال اهل سنت ابوعلى حافظ او را مدح كرده است (خطيب، ٥/١٩)، ليكن
برخى نيز وي را مورد طعن قرار دادهاند. با دقت در عبارات مىتوان احتمال
داد كه عامل طعن و جرح او بيشتر اعتماد وي بروجادات (ابن عدي، ١/٢٠٨-٢٠٩؛
حاكم، ٩٦) و گاه استغراب احاديث يا حتى تشيع او بوده است (خطيب، ٥/١٩-٢٢).
اما در مورد صحت نسبتهايى چون تدليس، حيله و كذب به وي (ابن عدي، خطيب،
همانجاها؛ ابن حجر، لسان، ١/٢٦٦)، بايد ترديد كرد.
ابن عقده، خود به عنوان يك رجالى بين اماميه مطرح بوده و جرح و تعديلِ
او در كتب رجالى ايشان مورد توجه بوده است (به عنوان نمونه، نك: علامة
حلى، ٢٠٩؛ ابن داوود، ٧٥). وي بجز نقل حديث، به روايات تاريخى نيز پرداخته
و وجود عناوينى چون كتاب الشوري و كتاب يحيىبن الحسين بن زيد و اخباره،
در ميان آثار مفقود او (نك: طوسى، الفهرست، ٢٩) دال بر اين مدعاست. بخش
قابل توجهى از روايات تاريخى منقول در مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهانى
نيز برگرفته از مرويات ابن عقده است. ابن عقده از مشايخ بسياري در كوفه و
بغداد استماع كرد كه از ميان ايشان مىتوان از ابراهيم بن ابى بكر بن ابى
شيبه، احمد بن ابى خيثمه، حميد بن زياد و على بن حسن بن فضّال نام برد
(ابن بابويه، التوحيد، ١٦٢، ٣٧٧؛ نعمانى، ٦٧؛ خطيب، ٥/١٤). خطيب (همانجا)،
ذهبى، ( سير، ١٥/٣٤١-٣٤٢) و خوئى (٢/٢٧٧- ٢٨٠) فهرستى شامل برخى مشايخ ابن
عقده را آوردهاند (نيز نك: ابن شاذان، ٤٠-٤١، ١٤٨؛ ابن بابويه، التوحيد، ٣٧٤؛
خزاز، ٢٥٥، جم؛ مفيد، الامالى، ٢١-٣٠، ٣٣٤؛ منتجبالدين، ٥٣؛ استرابادي، ١/٢٩٧،
جم).
در ميان راويان ابن عقده محدثان مشهوري چون محمد بن يعقوب كلينى،
ابوالحسن دارقطنى، ابوالقاسم طبرانى، ابوالفرج اصفهانى، ابوغالب زراري،
ابن ابى زينب نعمانى، ابن عدي جرجانى، ابوحفص بن شاهين، ابن جعابى و
هارون بن موسى تَلْعُكبري ديده مىشوند (كلينى، ٥/٤، جم؛ نعمانى، ٢١، جم؛
ابوالفرج، ٣، جم؛ زراري، ٨٤؛ مفيد، الامالى، ٢١؛ طوسى، الرجال، ٤٤٢؛ خطيب،
همانجا). محدثانى از فرق مختلف از زيدي و امامى و سنى از ابن عقده روايت
كردهاند (قس: نجاشى، ٩٥). فهرستى از راويان وي را خطيب (هماجا)، ذهبى
(١٥/٣٤٢) و اردبيلى (١/٦٦) آوردهاند (نيز نك: ابن بابويه، التوحيد، ٣٧٤؛ همو،
عيون، ١/٢٣٠؛ ابن شاذان، ٤٠؛ ابن عياش، ٤؛ زراري، ٢٩؛ مفيد، الامالى، ٣٩،
همو، الاختصاص، ٨٥؛ طوسى، الامالى، ١/٢٥٢، ٢/٧٥؛ استرابادي، ١/٢٩٧).
آثار:
الف - چاپى: اثري با عنوان ذكر النبى(ص) منسوب به ابن عقده با ترجمة
انگليسى نبيه عبود در ١٩٥٧م در «پاپيروسهاي ادبيات عرب» در شيكاگو به چاپ
رسيده است I/١٨٢) .(GAS, اين اثر احتمالاً همان است كه طوسى ( الفهرست، ٢٩)
از آن به عنوان ذكر النبى(ص) و الصخرة و الراهب و طرق ذلك، ياد كرده است.
ب - خطى: جزئى از احاديث ابن عقده در ٦ برگ ضمن يك مجموعه در كتابخانة
ظاهريه (ظاهريه، ٨٧) موجود است.
ج - يافت نشده: ١. تفسير القرآن، نجاشى (ص ٩٤- ٩٥) نسخهاي از آن را ديده
است. ابن طاووس نيز نسخهاي از آن را در اختيار داشته و در سعد السعود (ص
٧١، ١١٧-١٢٠) و محاسبة النفس (ص ١٧) از آن نقل كرده است؛ ٢. الرجال. اين
كتاب كه در مورد راويان امام جعفر صادق (ع) تأليف شده بود (طوسى،
الفهرست، ٢٨). به گفتة طوسى در تأليف الرجال كلاً مورد استفادة وي قرار
گرفته است ( الرجال، ٢، ١٤٢-٣٤٢). در مورد اطلاعاتى كه به نقل از ابن عقده
در رجال علامة حلى (ص ٨، جم) و ابن داوود (ص ٧٥، جم)، گاه در مورد اصحاب
امام صادق(ع) و گاه در مورد اصحاب ديگر ائمه (ع) (علامه، ٣٥، ٥١، جم؛ ابن
داوود ، ٢٨٦، جم) آمده، بايد گفت از نسخ يا نسخههايى اتخاذ شده كه در قرن
٧ق موجود بودهاند، زيرا اين اطلاعات در هيچ يك از منابع ديگر آن دو ديده
نمىشود. ولى آن نسخه يا نسخهها به همراه كتاب الرجال، احتمالاً برخى ديگر
از آثار رجالى ابن عقده را نيز شامل مىشده است (قس: طوسى، الفهرست، ٢٨)؛
٣. الولاية. در اين كتاب مؤلف حديث غدير را از ١٠٥ طريق گردآورده بوده است
(ابن شهر آشوب، المناقب، ٣/٢٥). كتاب مذكور يكى از منابع مورد استفادة
ابوموسى مدينى (د ٥٨١ق) در تدوين مستدرك معرفة الصحابة ابن منده بوده است
(نك: ابن اثير، ١/٣٦٨، جم؛ ابن حجر، الاصابة، ٤،٨٠، جم). ابن طاووس ( الامان،
٩١، اليقين، ٣٣- ٣٥) نيز نسخهاي از آن را در دست داشته و فهرستى از طرق
احاديث مندرج در آن را در طرائف (١/١٤٠-١٤٢) آورده است. طوسى در فهرست (ص
٢٨-٢٩) اسامى برخى ديگر از آثار ابن عقده را ارائه كرده، ليكن عبارت وي
نشان مىدهد كه وي تمام اين آثار را شخصاً نديده و اسامى آنها را از ابن
صلت اهوازي، شاگرد ابن عقده گرفته بوده است. نجاشى (ص ٩٤- ٩٥) ضمن نقل
كلام طوسى تنها دو عنوان بر عناوين وي افزوده است. ابن شهر آشوب (
المعالم، ١٧) نيز كتاب التسمية فى فقه اهل البيت بالاخبار را به فهرست
طوسى افزوده كه شايد مأخوذ از برخى نسخ فهرست بوده باشد. افزون بر آنچه
ذكر شد ابن شهر آشوب ( المناقب، ١/٩، ٢/٣٠٦) و ابن طاووس ( فتح الابواب،
١٥٩-١٦٠) سه اثر ديگر از ابن عقده تحت عناوين الدلائل، المجموع و تسمية
المشايخ در دست داشتهاند. در سدههاي ٦ و ٧ق/١٢ و ١٣م آثار ديگري نيز از
ابن عقده موجود بوده كه تعيين هويت آنها نياز به تحقيق بيشتري دارد (نك:
طبرسى، ٦/٣٧٤؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ٢/٦٥، ٣/٢٠٥، ٢٠٧، ٤/٢١٥؛ ابن طاووس،
الامان، ٧٠).
مآخذ: ابن اثير، اسدالغاية، قاهره، ١٢٨٦ق؛ ابن بابويه، محمد، التوحيد، به
كوشش هاشم تهرانى، تهران، ١٣٨٧ق؛ همو، عيون اخبار الرضا(ع)، نجف، ١٣٩٠ق/
١٩٧٠م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛ همو، لسان الميزان،
حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛ ابن داوود حلى، حسن، الرجال، به كوشش
جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ش؛ ابن شاذان، محمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛
ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ همو، المناقب، قم،
مؤسسة انتشارات علامه؛ ابن طاووس، على، الامان، قم، مكتبة المفيد؛ همو، سعد
السعود، نجف، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ همو، الطرائف، قم، ١٤٠٠ق؛ همو، فتح الابواب، به
كوشش حامد الخفاف، بيروت، ١٤٠٩ق؛ همو، محاسبةالنفس، تهران، مرتضوي؛ همو،
اليقين، نجف، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛ ابن عدي، عبدالله، الكامل فى ضعفاء الرجال،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن عياش، احمد، مقتضب الاثر، قم، مكتبة الطباطبائى؛
ابن ماجه، محمد، سنن، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقى، قاهره، ١٩٥٢م؛
ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ احمد بن حنبل،
مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛ اردبيلى، محمد، جامع الرواة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
استرابادي، شرفالدين على، تأويل الا¸يات الظاهرة، قم، ١٤٠٧ق؛ حاكم
نيشابوري، سؤالات الحاكم النيسابوري للدار القطنى، به كوشش موفق بن
عبدالله، رياض، ١٤٠٤ق؛ خزاز، على، كفاية الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ خطيب بغدادي،
احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ خوئى، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث،
نجف، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و
ديگران، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ زراري، ابوغالب، رسالة فى آل اعين، به كوشش
محمد على موحد ابطحى، اصفهان، ١٣٩٩ق؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد
دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ طبرسى، فضل، مجمع البيان، صيدا، ١٣٣٣ق؛ طوسى، محمد،
الامالى، بغداد، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، الرجال، به كوشش محمد صادق آل
بحرالعلوم، نجف، المكتبة المرتضوية؛ ظاهريه، خطى (المنتخب من مخطوطات
الحديث)؛ علامة حلى، حسن، الرجال، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ كلينى، محمد، الكافى،
به كوشش علىاكبر غفاري، تهران، ١٣٨٨ق؛ مزي، يوسف، تحفة الاشراف، بمبئى،
١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ مفيد، محمد، الاختصاص، به كوشش علىاكبر غفاري، قم، جماعة
المدرسين فى الحوزة العلمية؛ همو، الامالى، به كوشش استاد ولى و غفاري، قم،
١٤٠٣ق؛ منتجبالدين، على، الاربعون حديثاً، قم، ١٤٠٧ق؛ نجاشى، احمد،
الرجال، قم، ١٤٠٧ق؛ نعمانى، محمد، الغيبة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نيز:
.
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا