دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧١
| ابن کتبی جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٧١ |
اِبْنِ كُتْبى، ابوالمحاسن نصيرالدين يوسف بن اسماعيل بن الياس ابن احمد
(د ٧٥٤ يا ٧٥٥ق/١٣٥٣ يا ١٣٥٤م)، دانشمند و پزشك شافعى مذهب ايرانى نژاد. در
منابع متأخر از او به ابن كبير (مثلاً حاجى خليفه، ٢/١٥٧٥) و باالقاب
كمالالدين(قوصونى، ١/٦) وجمالالدين( آلوارت، ياد شده است. چنانكه او را
جوينى (خطيب، ٢٨(٢)/٥٧٩؛ زركلى، ٨/٢١٧)، خوينى (خديويه، ٦/٣١) و خُوَيّى
(منسوب به خوي: عيسى بك، ٥٢٤) نيز ناميدهاند.
از زندگى او اطلاع زيادي در دست نيست. برخى زادگاه او را مدينه (عيسى بك،
همانجا) و برخى بغداد (زركلى، همانجا). از آنجا كه پدرش مجدالدين بغدادي به
«الصاحب» ملقب بوده (نك: عباس، ٢/١٧٠، به نقل از ابن قاضى شهبه)، دانسته
مىشود كه از خاندانى ذينفوذ برخاسته است؛ ولى او خود از اينكه دانشمندان
زمانش علم خود را ماية نزديكى به اميران و فرمانروايان مىسازند، گلايه
داشته است (ابن كتبى، برگ ٣ ب). ابن كتبى به عنوان يك دانشمند شهرت
داشت، چنانكه ابن رجب در مشيخة خود او را فقيه، مفتى، اصولى و فرضى خوانده
است، اما مهارتش در طب او را به عنوان پزشك نيز معروف ساخته است. ابن
كتبى مدتى نيز معيد مدرسه مستنصرية بغداد بود (عيسى بك، همانجا؛ معروف،
١/١٥٨). وي سرانجام در بغداد درگذشت.
آثار: ١. الفرق بين الامراض المشتبهة، كه نسخهاي از آن به شمارة ٧٣٣٧ در
كتابخانة توپكاپى موجود است ٨٤٨) )؛ TS, ٢. ما لايسع الطبيب جهله. اين كتاب
كه نگارش آن در ٧١١ق به پايان رسيده (خديويه، همانجا)، شامل دو بخش است:
بخش اول در مفردات ادويه و اغذيه و بخش دوم در ادوية مركبه. ابن كتبى
(برگ ٣ الف، ٤ ب) خود دليل فراهم آوردن آن را چنين گفته است: چون كتابى
جامعتر از الجامع لمفردات ابن بيطار نيافته، اما در آن تطويل و تكرار و
اشتباه و كاستيهاي بىشمار يافته، پس به شرح اسامى ادويه و اوزان پرداخته
و آنچه را كه ابن بيطار ياد نكرده، يا منافع آنها را برنشمرده بوده، بر آن
افزوده است. از اين رو او كتابش را از جهتى مختصر الجامع و از جهتى شرح آن
و از جهت ديگري كتابى مستقل دانسته است. وي براي هر بخش مقدمهاي مشتمل
بر قوانين و احكامى كه شناخت آنها لازم بوده، ترتيب داده است (همو، برگ
٤). لكلرك ضمن بحث مفصلى دربارة اين كتاب نظر داده است كه دعوي افزايش
يا تكميل الجامع لمفردات ابن بيطار از سوي ابن كتبى درست نيست. ماير هوف
(مقدمه، نيز اين كتاب او را حاوي اغلاط و اشتباهات بسيار دانسته است. با
اينهمه بايد گفت كه مالايسع كه هنوز طبع نشده است، از جهاتى بر اثر ابن
بيطار برتري دارد: نخست آنكه ابن بيطار گياهان را بيشتر از ديدگاه گياه
شناسى بررسى كرده، در حالى كه ابن كتبى به خواص دارويى آنها توجه داشته
و از اين جهت نقش بسزايى در تاريخ علم داروشناسى ايفا كرده است. دوم
آنكه اساس آراء ابن كتبى در باب سرعت تأثير داروها و عوامل مؤثر بر آن نيز
با مبادي آموزشهاي جديد در باب فارماكو كينتيكس١ (مطالعة سير زمانى جذب،
توزيع، متابوليسم و دفع داروها و متابوليتهاي آنها در بدن) تناقضى ندارد.
سوم آنكه ابن كتبى در اثر خود پيروي از گفتار محققان و شنيدههاي استادان و
تجارب خود را ملاك قرار داده و از ذكر خرافات و خوارق دوري جسته است.
سرانجام آنكه اسلوب او در اين كتاب اسلوبى علمى و روان است و با تضمين
بجاوبى تكلف آيات قرآنى و احاديث نبوي بر اعتبار و بلاغت آن افزوده است
(خطيب، ٢٨(٢)/٥٨٦ - ٥٨٨).
از خصوصيات ديگر اين كتاب كه به ترتيب حروف تهجى تنظيم شده، ذكر معنى
واژهها و اصل اسامى عقاقير است (ابن كتبى، جم؛ نيز نك: ظاهريه، حمارنه،
٣٥٨) و همان گونه كه خود ذكر كرده (برگ ٣ الف) از اسامى مجهولالهويه
پرهيخته است. ابن كتبى علاوه بر آنكه نام فارسى برخى از داروها را آورده
(مثلاً آزاد درخت، خون سياوشان، توتيا و اسفند سفيد)، گاه معادل فارسى
برخىديگر از داروها را نيز ذكر كردهاست (مثلاًاجّاص = آلوچه؛ اطريه = رشته؛
بطيخ = خربزه؛ بهار = گاو چشم). با اينكه ابن كتبى به اشتباه ديگران در
زمينة ضبط نام داروها و تشخيص خواص و تشابه برخى از داروها با يكديگر اشاره
دارد (براي نمونه، نك: اثرار: برگ ١٠ الف؛ اربيان: برگ ١٣ الف؛ اصطرك و
اطيوط: برگ ١٨ الف و جز اينها)، خود نيز در موارد متعدد دچار خطا شده است
(مثلاً ببر را شير هندي خوانده است: برگ ٣١ ب؛ نيز نك: مايرهوف، همانجا).
مقايسة الجامع ابن بيطار و مالايسع، نوآوريهاي ابن كتبى را روشنتر مىسازد:
مثلاً در الجامع از ببر (برگ ٣١ ب) و تيهان (برگ ٥٣ الف) و درست (برگ ٩٤
الف) سخنى نرفته است؛ يا توضيحات ابن كتبى دربارة برطانيقى (برگ ٣٣ الف؛
قس: ابن بيطار، ١/٨٨) ترنجبين (برگ ٤٩ ب؛ قس: ابن بيطار، ١/١٣٧) و دراج
(برگ ٩ الف؛ قس: ابن بيطار، ٢/٩٢) بيشتر است. به نظر مىرسد كه اين كتاب
در تصحيح دقيق و كامل الجامع يكى از بهترين منابع باشد، زيرا كه در موارد
متعددي عبارات ابن بيطار را عيناً تكرار كرده يا شبيه آنها را آورده است.
براي تصحيح اغلاط الجامع، مىتوان به عنوان نمونه از دستنبويه (ابن كتبى،
برگ ٩٤ الف) نام برد كه در طبع حاضر الجامع ابن بيطار دسيبويه (٢/٩٢) ضبط
شده است (براي نمونة نقل واژه به واژه از الجامع، مىتوان از يك مورد
پيش گفته يعنى دراج ياد كرد كه قسمت اول و غير ابتكاري از آن از اثر ابن
بيطار نقل شده است).
از مالايسع چند گزيده و خلاصه نيز فراهم آمده است. يكى به عنوان جامع
المنافع البدنية كه داوود بن عمر انطاكى آن را فراهم آورده است (هدايت
حسين، شم ٣٦٢ ؛ بانكيپور، ؛ IV/١٥٠ قس: ظاهريه، خيمى، ٢/٣٥٩، كه به خطا آن
را به ابن كتبى نسبت داده است؛ نيز همان، حمارنه، ٣٥٧). همچنين منتخبى
مجهولالمؤلف در كتابخانة دكتر سامى ابراهيم حداد (حداد، ١٠٥) موجود است. حسن
بن عبدالرحمان از نويسندگان ديوان در عصر سلطان مراد سوم، اين كتاب را به
تركى برگردانيد كه نسخههايى از آن در كتابخانههاي تركيه مضبوط است (حاجى
خليفه، همانجا؛ ششن، ٢٢٣). از مالايسع نسخههاي بسيار در آسيا (ايران، تركيه،
عراق، لبنان، سوريه و هندوستان)، اروپا (آلمان، ايتاليا، فرانسه، انگلستان و
ايرلند) و افريقا (مصر و مراكش) و آمريكا موجود است (براي اطلاع از برخى نسخ
اين كتاب و فهرست كتابخانههايى كه اين نسخهها نگهداري مىشود، نك: منجد،
٥(١)/٢٦٧؛ خديويه، همانجا؛ خطيب، ٢٨(٢)/٥٩١ -٦٠٩؛ ظاهريه، خيمى، ٢/٤١٠-٤١١؛
ششن، ٢٢١- ٢٢٣؛ زركلى، همانجا؛ علوچى، ٤٨٧- ٤٨٨؛ كحاله، معجم، ١٣/٢٧٤،
مستدرك، ٨٤٦؛ مركزي، ٣/٨٠٥ -٨٠٦؛ ملك، ١/٦٢٨ -٦٢٩؛ حتى، شم ١١٠٦ ؛ اولمان، ٢٨٥
؛ آمبروزيانا، شم ٣٦ ؛ GAL,II/٢١٩; II/٢١٩ GAL,S, ، TS; شم .(٧٣٣٤
احمد مضر صقال بخشهايى از آن را در كتاب علم النبات و الادوية المفردة و
الادوية و كتاب ما لايسع الطبيب جهله در كويت (١٩٨٣م) به چاپ رسانده است.
مآخذ: ابن بيطار، عبدالله، الجامع لمفردات الادوية و الاغذية، دارالمدينة،
١٢٩١ق؛ ابن كتبى، يوسف، مالايسع الطبيب جهله، نسخة خطى كتابخانة مركزي
تهران، شم ١٩٩٩؛ حاجى خليفه، كشف؛ حداد، فريد سامى، فهرس المخطوطات الطبية
العربية، حلب، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ خديويه، فهرست؛ خطيب، درية و احمد مضر صقال،
«مالايسع الطبيب جهله»، مجلة المخطوطات العربية، كويت، ١٤٠٤- ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م،
شم ٢٨؛ زركلى، اعلام؛ ششن، رمضان و ديگران، فهرس مخطوطات الطب الاسلامى،
استانبول، ١٩٨٤م؛ ظاهريه، خطى (الطب و الصيدله)، خيمى؛ همان، حمارنه؛
عباس، صالح مهدي، تعليقات بر الوفيات ابن رافع، بيروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
علوچى، عبدالحميد، تاريخ الطب العراقى، بغداد، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ عيسى بك، احمد،
معجم الاطباء، قاهره، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ قوصونى، مدين، قاموس الاطباء، دمشق،
١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٣٥٧ق؛ همو، المستدرك
على معجم المؤلفين، بيروت، ١٤٠٦ق؛ مركزي، خطى؛ معروف، ناجى، تاريخ علماء
المستنصرية، قاهره، دارالشعب؛ ملك، خطى؛ منجد، صلاحالدين، «مصادر جديدة عن
تاريخ الطب عندالعرب»، مجلة معهد المخطوطات العربية، ١٣٧٨ق/ ١٩٥٩م، شم ٥؛
نيز:
Ahlwardt;Ambrosiana;Bankipore; GAL;GAL,S; Hidayat Husain,M., Catalogue of the
Arabic Manuscripts in the B = h ? r Library, Calcutta, ١٩٢٣;Hitti, Philip K.et
al., Garrett Collection of ArabicManuscripts, Princeton, ١٩٣٨; Leclerc, Lucien,
Histoire de la m E decine arabe, Paris,١٨٧٦;Meyerhof, M.,introd. m ar h asm ? q
al- p uqq ? r deMa ] monide, Le Caire, ١٩٤٠;TS; Ullmann, Manfred, Die Medizin im
Islam, Leiden/ K N ln, ١٩٧٠.
محمدهادي مؤذن جامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا