دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤١١
| ابن صفار، ابواالواليد جلد: ٤ شماره مقاله:١٤١١ |
اِبْنِ صَفّار، ابوالوليد يونس بن عبدالله بن محمد بن مُغيث قرطبى اندلسى
(٢ ذيقعدة ٣٣٨- ٢٨ رجب ٤٢٩ق/٢٣ آوريل ٩٥٠-٦ مة ١٠٣٨م)، محدث، فقيه، اديب و
قاضى مالكى. با آنكه وي به مقامات علمى و اجتماعى و سياسى مهمى دست
يافت، از جزئيات زندگى او اطلاع چندانى در دست نيست. احتمالاً از بنى صفار
- قبيلهاي در قرطبه - (زبيدي، ٣/٣٣٩) برخاسته است. پدر او ابومحمد عبدالله
نيز از عالمان و مشاهير زمان خود بود. هنگامى كه خليفه المستنصر بالله اموي
عازم نبرد با مسيحيان بود، از ابومحمد خواست تا پسر را به ميدان جنگ فرستد.
ابومحمد بهانه آورد و خليفه گفت هرگاه يونس كتابى در اشعار خلفاي بنى اميه
در شرق و اندلس، نظير كتاب صولى در اشعار خلفاي بنى عباس بنويسد، از شركت
در جنگ معاف خواهد بود (ابن خاقان، ٥٩؛ قس: نيكل، .(٤٥ ابن صفار در اواخر
دورة فرمانروايى امويان اندلس مىزيست. او فقه و حديث و ادب را از مشايخى
چون محمد بن يَبقى بن زَرب، عبدالرحمان بن احمد بن بقى، ابن عبدون و
ابن قوطيه فرارگرفت (نك: حميدي، ٥/٣٦٢؛ قاضى عياض، ٤/٧٣٩؛ ابن بشكوال،
٢/٦٤٦)، نيز ابن رشيق از مصر، و دارقُطنى از عراق به او اجازة روايت دادند
(همانجا؛ ذهبى، ١٧/٥٧٠).
ابن حزم ظاهري، ابومحمد مكى بن ابى طالب مقري، ابوعمرودانى، ابوعمر بن
عبدالبر، قاضى ابوالوليد باجى و ابوعمربن حذّاء و جز آنان از ابن صفار روايت
كردهاند (ابن بشكوال، ٢/٦٤٧؛ ذهبى، همانجا). وي نخستين بار در بطليوس به
قضا گمارده شد. پس از آن از منصب قضا بركنار شد و به عنوان خطيب و امام در
مسجد الزهراء تعيين گرديد و به عضويت خطة الشوري نيز درآمد. پس از آن در
روزگار عامريان به جاي ابن ذكوان به سرپرستى خطة الرد و نيز خطابت جامع
الزاهرة گمارده شد. آنگاه مجدداً منصب قضا را برعهده گرفت و به امامت مسجد
جامع قرطبه و نيز مقام وزارت گمارده شد. پس از مدتى از تمام مناصب دست
كشيد و خانه نشين شد، اما در ٤١٩ق/١٢٠٨م المعتمد بالله هشام بن محمد مروانى
او را مجدداً به قضاي قرطبه و امامت جمعه منصوب كرد و او تا هنگام مرگ در
اين مقام ماند (ابن بشكوال، ٢/٦٤٦).
ابن صفار را عالمى زاهد و پارسا دانستهاند كه گرايشى به تصوف داشت (حميدي،
٥/٣٦٢)، هر چند برخى در حقيقت پارسايى او ترديد كردهاند (ابن سعيد، ١/١٥٩).
اشعار صوفيانهاي نيز از او بازمانده كه ابياتى از آن را حميدي (همانجا)
آورده است. همچنين ابن بشكوال (٢/٦٤٧) او را «كثير الرواية» و چيرهدست در
فن خطابه دانسته است.
در منابع آثار متعددي به وي نسبت داده شده كه از آن ميان مىتوان به
الموعب فى تقسير الموطأ اشاره كرد (نك: قاضى عياض، ٤/٧٤١؛ ابن بشكوال،
همانجا؛ ابن خير، ٢٨٧).
مآخذ: ابن بشكوال، خلف،؛ الصلة، به كوشش عزت عطار حسينى، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م؛
ابن خاقان، فتح، مطمح الانفس، قسطنطنيه، ١٣٠٢ق؛ ابن خير اشبيلى، محمد،
الفهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛ ابن سعيد، اندلسى،
على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛ حميدي، محمد، جذوة
المقتبس، به كوشش محمد بن تاويت طنبحى، قاهره، ١٩٥٢م؛ ذهبى، محمد،
سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ زيبدي، تاج العروس؛ قاضى عياض، ترتيب المدارك، به كوشش
احمد بكير محمود، بيروت، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ نيز:
Nykl, A. R., Hispano - Arabic Poetry, Baltimore, ١٩٤٦.
حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا