دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧٢
| ابن کثير، ابومعبد جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٧٢ |
اِبْنِ كَثير، ابومعبد عبدالله بن كثير داري يا دارانى (٤٥ يا ٤٨- ١٢٠ق/٦٦٥
يا ٦٦٨ - ٧٣٨م)، قاري مكه و از قرّاء سبع. كنيههاي ديگري نيز براي او ياد
كردهاند (ابن نديم، ٣١؛ نووي، ١(١)/٢٨٣). مردم مكه به عطر فروش داري يا
دارانى (منسوب به ناحية دارين) مىگفتند و نسبت «داري» ابن كثير از آن
روست كه وي لااقل مدتى اين شغل را داشته است (خليفة بن خياط، ٧٠٩؛ ابن
نديم، همانجا). اينكه گفته شده ابن كثير به بنى عبدالدارِ لَخم (نووي،
همانجا؛ مزي، ٩/٣٧٥) يا بنى عبدالدار قريش (ذهبى، تاريخ، ٤/٢٦٩) منسوب بوده،
نادرست است، بلكه وي كه با عمروبن علقمة كنانى نسبت ولاء داشت و از نسل
ايرانيانى بود كه به يمن مهاجرت كرده بودند (دانى، ١٤؛ ابن نديم، نووي،
همانجاها). اهوازي بر اساس منبعى نامعلوم نسبت پدر او را به شكل «كثير بن
عمروبن عبدالله بن زاذان بن فيروزان بن هرمز» ثبت كرده است (ابن جزري،
غاية، ١/٤٤٣؛ قس: فاسى، ٥/٢٣٦). ابن كثير در مكه تولد يافت و در همانجا
درگذشت (ذهبى، سير، ٥/٣١٩؛ ابن نديم، همانجا). برخى از اهل قرائت در
سدههاي ٨ و ٩ق به اقامت كوتاه وي در عراق اشاره كردهاند (ابن قاصح، ١٢؛
قسطلانى، ١/٩٥). شرح حال ابن كثير قاري توسط برخى از قدما چون ابن ابى
حاتم (٢(٢)/١٤٤) با فردي به نام عبدالله بن كثير بن مطلب قريشى (د ١٢٠ق)
و نيز با عبدالله ابن كثير ديگري (زنده در ١٢٢ق) كه قصهگوي مردم مكه بود،
خلط شده و اين امر به آثار محقّقان بعدي سرايت كرده است (نك: نووي، مزي،
همانجاها؛ بخاري، تاريخ، ٣(١)/١٨١؛ ابن منجويه، ١/٣٨٤؛ ذهبى، سير، ٥/٣١٩؛ قس:
ابن خلكان، ٣/٤١، كه در آن قاصّ الجماعة به قاضى الجماعة تحريف شده است).
نظر به اشتراك اين ٣ تن از حيث زمان و مكان تشخيص هويت عبدالله ابن كثير
در اسنادي كه فاقد قرينه باشد، مشكل است (به عنوان نمونه، طبري، ١/٧٧،
٢/١٣٧؛ ذهبى، سير، ٥/٣١٩) و با توجه به اينكه حديث ابن كثير قريشى به
صراحت در كتب حديث وارده شده (نك: مسلم، ٢/٦٦٩؛ ذهبى، ميزان، ٢/٤٧٣)،
اينكه ابن كثير قاري به روايت حديث پرداخته باشد، مورد ترديد قرار مىگيرد،
هرچند ابن سعد (٥/٣٥٦) با عبارتى مختصر و مبهم روايت احاديثى را به وي نسبت
داده است. بنابراين مىتوان احتمال داد كه عبدالله بن كثير،
شيخابنابىنجيح و راوي ابوالمنهال درسندحديث «سلف» (بخاري، صحيح، ٣/١٧٤-
١٧٥، ١٧٨؛ مسلم، ٣/١٢٢٦-١٢٢٧) همان ابن كثير قريشى باشد. از اين رو ذهبى
(ميزان، ٢/٤٧٤) متقاعد شده است كه ابن كثير قاري در كتب حديث روايتى
ندارد. با اين ترتيب توثيق وي توسط ابن سعد (همانجا)، ابن مدينى (مزي،
٩/٣٧٦)، ابن معين (ابن حجر، ٥/٣٦٨) و شايد نسائى (ذهبى، تاريخ، ٤/٢٧٠) ثمرة
چندانى نخواهد داشت.
ابن كثير قرائت را به طريق عرض از عبدالله بن سائب (از صحابه)، مجاهد و
درباس (مولاي ابن عبّاس) فرا گرفت (دانى، ٨؛ ابن جزري، غاية، ١/٤٤٣).
استفادة ابن كثير از ابن سائب به رغم اينكه مورد ترديد ابوالعلاء همدانى
قرار گرفته (ابن جزري، همانجا)، با توجه به وفات ابن سائب در مكه در فاصلة
٦٤ - ٦٨ق (قس: ابن سعد، ٥/٣٢٩؛ ابن عبدالبر، ٢/٣٨٠-٣٨١) معقول است. اگرچه
گفته شده است ابن كثير در قرائت تابع نقل و مخالفت رأي بود (اندرابى،
٦٥)، ولى در هر حال براي ترجيح يك قرائت در موارد اختلاف، عاملى بجز روايت
نيز دخيل خواهد بود. حتى موارد فراوان مخالفت وي با قرائت مهمترين استادش
مجاهد (نك: ابن خالويه، مختصر، جم) نشان مىدهد كه او در پيروي از روايت
افراط نكرده است. ابن كثير در قرائت برخى از آيات (توبه /٩/١٠٠؛ كهف
/١٨/٩٥؛ نمل /٢٧/٢١؛ غافر /٤٠/٢٦) از رسم مصحف مكه كه با مصاحف ديگر اختلاف
داشته، پيروي كرده است (ابن ابى داوود، ٤٧؛ ابن طاووس، ٢٨٠؛ دانى، ١١٩،
١٤٦، ١٦٧، ١٩١)، ولى در مورد آيهاي (نساء /٤/١٧١) و احتمالاً آيهاي ديگر (محمد
/٤٧/١٨) پيروي وي از مصحف مكه ثابت نشده است (نك: ابن ابى داوود، ٤٧، ٤٩؛
ابن طاووس، همانجا).
برخى از اصول حاكم بر قرائت ابن كثير چون تخفيف و تسهيل همزه، البته در
حد اعتدال (دانى، ٣١-٤١، جم)، اجتناب از اماله (ابن خالويه، اعراب، ٩٧؛
دانى، ٤٨) و برخى تلفظهاي او مانند كسر عينالفعل «يَحسِب» نشانة تأثير لهجة
مكى است (دانى، ٨٤؛ قس: حاكم ، ٢/٢٣١؛ رضىالدين، ٣/٤، ٣١؛ سيوطى، ٦/٣٩٣).
احتمالاً برخى خصوصيات ديگر چون اظهار دال و ذال در مواضع ادغام متقاربين
(دانى، ٤٢-٤٤، ١٤٨)، وصل هاءِ كنايه با اشباع ضمه و كسره (همو، ٢٩، ١٦٤)،
وصل ضمير «هم» پس از حروف جر به ضم ميم و اشباع آن (همو، ١٩)، تلفظ خاص
اسماءِ اشاره (همو، ٩٤، ٩٥، ١٥١، ١٧١) و اختيار لفظ انزال بر تنزيل (همو، ٧٥) و
تضعيف بر مضاعفه (همو، ٨١، ١٦٤) نيز ناشى از لهجة مكى ابن كثير است.
اختيار وزنهاي ساكن العين در غالب موارد به جاي وزنهاي متحرك العين (دانى
٧٤، ٧٨، ٨٣، جم )، ترجيح مَيْت و ضَيْق به تخفيف عين بر تشديد آن (همو، ٨٧،
١٠٦) و ترجيح وزن فَعْل بر فاعِل در مورد اسماءِ مهموزالعين (همو، ٨٨، ١١٥)
بيانگر گرايش وي به تخفيف الفاظ است.
ابن كثير به علوم عربيت آگاهى داشت (ابن جزري، غاية، ١/٤٤٥)، اما احتياط
وي در حاكم كردن آراءِ نحوي بر روايت، يكى از مهمترين عوامل مقبوليت
قرائتش بود، چنانكه حتى در زمان حياتش بر رقيبان مكى خود چون ابن محيصن
(د ١٢٣ق) و حميد بن قيس اعراج (د١٣٠ق) فايق آمد و از زمان تدوين قرائات
سبع توسط ابن مجاهد، قرائت وي به عنوان تنها نمايندة قرائت مكه مورد توجه
قرار گرفت (همان، ٢/١٦٧؛ همو، النشر، ١/٢٤، ١٢٠-١٢١). شاطبى (ص ١٢) حتى آن را
اشرف قرائات سبع دانسته است.
در ميان شاگردان ابن كثير، شبل بن عباد و معروف بن مشكان عاملان اصلى
انتقال قرائت وي به آيندگان بودهاند (حاكم، ٢/٢٣٣؛ دانى، ١١). روايت
مستقيم اسماعيل ابن عبدالله بن قسطنطين كه هم در آثار متقدمان (ابن
نديم، ٣١) و هم متأخران (ابن جزري، النشر، ٢/٤١٤) مورد تأكيد قرار گرفته،
قابل ترديد است. كلية موارد دانسته شده از روايت مستقيم وي از طريق بزّي
از عكرمةبن سليمان نقل شده است (خواه روايت خاص: حاكم، ٣/٣٠٤). دانى،
٢٢٧؛ ابن جزري، النشر، ٢/٤١١-٤١٤؛ سيوطى، ٦/٣٦٠). به همين سبب ابن خزيمه
احتمال داده كه بزّي يا عكرمه واسطه بين اسماعيل و ابن كثير را اسقاط
كرده باشد (ابن جزري، همان، ٢/٤١٤)، در حالى كه صرفنظر از روايت بزي در
روايت ديگران چون شافعى و قنبل واسطه حفظ شده است (حاكم، ٢/٢٣٠؛ دانى،
١١).
قرائت ابن كثير توسط دو راوي به نامهاي محمد بن عبدالرحمان معروف به قنبل
(د ٢٩١ق) و احمد بن محمد بزي (د ٢٥٠ق) رواج يافته است (دانى، ٤- ٥، ١١-١٢؛
ابن جزري، همان، ١/١١٥-١٢١). ابن كثير در قرائت بصره نيز تأثير ملاحظهاي
داشته است؛ زيرا ابوعمروبن علاء، قاري بصره و از قراءِ سبع، از وي قرائت
آموخته است (دانى، ٨؛ ابن جزري، غاية، ١/٤٤٤) و عمق تأثير وي بر او از
توافقهاي فراوان آن دو در موارد اختلاف روشن مىگردد (به عنوان نمونه، نك:
دانى، ٧٢-٧٦). ابن جزري ( غاية، ١/٤٤٣-٤٤٤) فهرستى ازشاگردان ابن كثير را
ارائه كردهاست. همچنيننووي (١(١)/٢٨٣) ومزي (٩/٣٧٥-٣٧٦) فهرستى از مشايخ و
راويان وي به دست دادهاند كه آثار خلط بين ابن كثير قاري و ديگران در
آنها مشهود است.
قرائت او در كلية آثاري كه از سدة ٢ق دربارة قرائات نوشته شده، انعكاس
يافته است. برخى از موارد شاذ قرائت ابن كثير كه از نظر صحت استناد نيز
قابل تأمل است، توسط ابن خالويه در مختصر گرد آمده است. در كتب قرائت گاه
از ابن كثير به مكى، همراه ابن عامر به «ابنان» و همراه نافع به
«حرميان» تعبير مىگردد (به عنوان نمونه، نك: ابن خلف، ٤٠؛ صفاقسى، ٢٩).
مآخذ: ابن ابى حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق/
١٩٥٣م؛ ابن ابى داوود، عبدالله، المصاحف، قاهره، ١٣٥٥ق؛ ابن جزري، محمد،
غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، النشر فى
القراءات العشر، به كوشش على محمد ضباع، قاهره، كتابخانة مصطفى محمد؛ ابن
حجر عسقلانى، احمد، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛ ابن خالويه، حسين،
اعراب تلاثين سورة، حيدرآباد دكن، ١٣٦٠ق؛ همو، مختصر فى شواذّالقرآن، به
كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٩٣٤م؛ ابن خلف، اسماعيل، العنوان فى القراءات
السبع، به كوشش زهير زاهد و خليل العطية، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن خلكان،
وفيات؛ ابن سعد، محمد، الطبقات، به كوشش زاخاو و ديگران، ليدن، ١٩٠٤-
١٩١٥م؛ ابن طاووس، على، سعد السعود، نجف، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ ابن عبدالبر،
ابوعمر، الاستيعاب، در حاشية الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛ ابن قاصح، على، سراج
القاري المبتدي، بيروت، دارالفكر؛ ابن منجويه، احمد، رجال صحيح مسلم، به
كوشش عبدالله ليثى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن نديم، الفهرست؛ اندرابى،
احمد، قراءات القراءِ المعروفين، به كوشش احمد نصيف جنابى، بيروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ بخاري، محمد، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ همو،
صحى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ حاكم نيشابوري، محمد، المستدرك على الصحيحين،
حيدرآباد دكن، ١٣٢٤ق؛ خليفة بن خياط، الطبقات، به كوشش سهيل زكار، دمشق،
١٩٦٦م؛ دانى، عثمان، التيسير فى القراءات السبع، به كوشش پرتسل،
استانبول، ١٩٣٠م؛ ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٩ق؛ همو، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، ميزان الاعتدال،
به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ رضىالدين استرآبادي، محمد،
شرح الشافية، به كوشش محمد نورالحسن و ديگران، بيروت، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
سيوطى، الدر المنثور، قاهره، ١٣١٤ق؛ شاطبى، ابوالقاسم، الشاطبية، به شرح و
كوشش على محمد ضباع، قاهره، مكتبة محمد على صبيح و اولاده؛ صفاقسى، سيدي
على، غيث النفع، در ذيل سراج القاري المبتدي، بيروت، دارالفكر؛ طبري،
تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨م؛ فاسى، محمد،
العقد الثمين، به كوشش فؤاد سيد، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ قسطلانى، احمد، لطائف
الاشارات، به كوشش عامر سيد عثمان و عبدالصبور شاهين، قاهره، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛
مزي، يوسف، تهذيب الكمال، نسخة خطى كتابخانة توپكاپى، شم ٦٢٩٧؛ مسلم بن
حجاج نيشابوري، صحيح، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقى، قاهره، ١٩٥٥م؛ نووي،
محيىالدين، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ١٩٢٧م. احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا