دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤١٧
| ابن صوری جلد: ٤ شماره مقاله:١٤١٧ |
اِبْنِ صوري، رشيدالدين ابومنصوربن ابىالفضلبن علىصوري (٥٧٣ - اول رجب
٦٣٩ق/١١٧٧- ٥ ژانوية ١٢٤٢م)، گياهشناس و طبيب. وي در خاندانى اصيل، در صور
زاده شد و همانجا رشد يافت (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٧). احتمالاً در نوجوانى
(نك: لكلرك، به دمشق رفت و در آنجا نزد موفقالدين عبدالعزيز سُلَّمى طبابت
آموخت و كتابهاي طبّى را نزد موفقالدين عبداللطيف بن يوسف بغدادي خواند و
در آن فن سرآمد بسياري از اقران گشت. سپس چند سالى در قدس اقامت گزيد و
همانجا در بيمارستان شهر به معالجه اشتغال يافت؛ با برجستهترين استاد خود در
ادوية مفرده (داروهاي ساده)، ابوالعباس جيانى، در همين شهر آشنا شد (ابن
ابى اصيبعه، ٢/٢١٦) و شايد همو در پرورش ذوق گياه شناسى ابن صوري مؤثر
افتاده باشد (لكلرك، همانجا). وي آثار ديوسكوريدس١، جالينوس و احمد بن محمد
غافقى قرطبى را نيز خواند (سارتن، ٢(٢)/١٨٢٦) و بدين ترتيب با شيوة اطباي
اندلس كه تحت تأثير ديوسكوريدس بيشتر به ادوية مفرده توجه داشتند، آشنايى
يافت.
احتمالاً سفرهاي علمى او براي كاوشهاي گياهشناسى پس از اين شروع شده
است. وي در اين سفرها نوادة خود، على بن يوسف تنوخى را همراه مىبرد
(اولمان، ٣٤٠ .(٢٨٠, در ٦١٢ق/١٢١٥م كه ملك عادل ابوبكر احمد ايوبى به مصر
مىرفت و از قدس مىگذشت، ابن صوري با وي همراه شد و از اين پس به عنوان
طبيب خاص (نك: I/٨٩٨ در خدمت او ماند. ابن صوري در جنگهاي صليبى دمباط
همراه اين امير ايوبى شركت جست، و در معالجة مجروحان اين جنگ نقش مؤثري
داشت. پس از مرگ عادل (د ٦١٥ق) پسرش ملك معظم را خدمت كرد و نزد او و سپس
ناصر داوود جايگاه بلندي يافت (ابن ابى اصيبعه، همانجا؛ صفدي، ١٤/١٢٥). در
اين زمان رياست امور پزشكى دمشق به او سپرده شد (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٧).
چون ملك ناصر به كَرَك رفت، ابن صوري در دمشق اقامت گزيد و به تدريس طب
پرداخت.
وي در اين دوره فرصت يافت به تحرير اثر خود در داروشناسى با نام ادوية
الترياق الكبير كه بخش عمدهاي از آن را در دوران ملك معظم آماده كرده
بود، بپردازد (همانجا). آنچه در حيات علمى ابن صوري جلب توجه مىكند، روش
تجربى دقيق او در مطالعة گياهان دارويى است. اين روش در نظر اغلب محققان
معاصر (نك: لكلرك، ؛ II/١٧٢ اولمان، ٢٨٠ ؛ سارتن، همانجا؛ طوقان، ٣٣؛ دفاع،
٢٤٠) از او چهرهاي ممتاز ساخته است. روش كار او كه از طريق گزارش ابن ابى
اصيبعه (٢/٢١٩) به ما رسيده است، دو مرحلة كلى را در بر مىگيرد: الف - جست
و جو و شناسايى گياهان طبى از راه سفر به مناطق مختلف، از جبل لبنان
(همانجا) تا عراق، ارمنستان، انطاكيه، آناتولى، قبرس، رودس و سيسيل
(اولمان، همانجا)، ب - ثبت مراحل مختلف رشد گياه. ابن صوري اين مراحل را
با دقت تمام بررسى مىكرد. وي در مطالعات خود نقاشى نيز به همراه مىبرد تا
اجزاء گياهان (شمار گلبرگها، ساقه و ريشه) را به رنگ خود آنها، به گونهاي
كه هرچه بيشتر مطابق اصل باشد، ترسيم كند. ترسيم نمونة گياهان در ٣ مرحله
انجام مىگرفت: يك بار در آغاز رشد گياه، بار ديگر به هنگام رشد كامل و به
بار نشستن آن، سرانجام در زمان پژمردگى و خشك شدن گياه (ابن ابى اصيبعه،
همانجا). به اين ترتيب، ابن صوري دائرة المعارفى مصور از گياهان دارويى
فراهم آورد كه دانشجو با مراجعه به آن مىتوانست گياه مورد نظر را در هر يك
از مراحل رشد خود بيابد. به نظر سارتن اين نخستين تصاوير دقيق از گياهان در
آثار عربى است (همانجا). لكلرك نيز كتاب ابن صوري را نخستين كتاب مصور به
معنى امروزي در زبان عربى و در حيطة دانش گياهشناسى مىداند ؛ II/١٧٢) نيز
نك: دفاع، ٢٣٧).
لكلرك تصويرهاي باقى مانده از كتاب ديوسكوريدس را با شرحى كه از تصاوير
كتاب ابن صوري در دست است، مقايسه كرده و كار ابن صوري را برتر دانسته
است .(II/١٧٢ (١٧٣ - در عين حال، عجيب است كه ابن بيطار كه معاصر و همشهري
اوست، ذكري از او نكرده است (سارتن، همانجا). سكوت ابن بيطار اين نظر را
تقويت مىكند كه بين او و ابن صوري كدورتى وجود داشته است (نك: اولمان،
همانجا). در يكى از سفرهاي علمى ابن صوري و نوادهاش تنوخى، ميان اين دو،
و ابن بيطار و تاجالدين بلغاري ديداري رخ داد و دربارة بسياري مسائل
گياهشناسى گفت و گو شد. ابن صوري و تنوخى به اين نتيجه رسيدند كه
جنبههاي عملى آگاهيهاي ابن بيطار ضعيف است (اولمان، ٣٤٠ .(٢٨٠, ابن صوري
رديهاي نيز بر كتاب ادوية مفردة تاجالدين بلغاري نوشت (ابن ابى اصيبعه،
٢/٢١٩)، اما ابن بيطار برخلاف او در جامع خود از بلغاري جانبداري كرده است
(اولمان، .(٢٨٠
امروزه، برخى محققان عرب ابن صوري را بنيادگذار گياه شناسى علمى نوين
مىدانند (نك: دفاع، ٢٤٠). گرچه روش كار ابن صوري چندان علمى و تجربى است
كه از او چهرة يك محقق قرون جديد را به دست مىدهد، اما به لحاظ از بين
رفتن كتاب الادوية المفردة او كه نتيجة همة اين تحقيقات در آن ثبت بوده
است، نمىتوان جايگاه ابن صوري را در تاريخ علم گياه شناسى به دقت معين
كرد. به نظرِ دفاع (ص ٢٣٦) كتاب ابن صوري در اروپا نيز شناخته شده بوده و
دانشمندان از آن به عنوان مرجعى در داروشناسى استفاده مىكردهاند، اما از
اينكه اين اثر ترجمه شده باشد، اطلاعى در دست نيست. الادوية المفردهاي كه
نگارش آن از زمان ملك معظم آغاز شده و به همين سبب ابن صوري آن را به
نام وي كرده بوده، در بردارندة آگاهيهاي تازهاي دربارة گياهان و انواع
ناشناختة آنها بوده است (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٩؛ صفدي، همانجا). از اين رو،
لكلرك خودِ متن را گذشته از تصاوير آن با ارزش مىشمرد .(II/١٧٣) انور رفاعى
الادوية را شامل وصف ٥٨٥ ماده دارويى مىداند: ٤٦٦ نباتى، ٧٥ معدنى، ٤٤
حيوانى (دفاع، ٢٣٧).
سارتن معتقد است ابن صوري در اين كتاب عقايد تاجالدين بلغاري را، كه در
رسالة مشابهى بيان شده بود، وصف كرده است (همانجا). اما اين نظر مقرون به
صواب نيست، زيرا اولاً ابن صوري آراء بلغاري را نقد كرده، نه وصف، ثانياً
اين نقد عنوانى جداگانه داشته است (نك: آثار). الادوية را بايد شرح تجربهها
و آزمايشهاي علمى و كاوشهاي خود ابنصوري دانست كه براي تأليف آن عمري را
در تهية مواد و سنجش آنها صرف كرده بود.
ميان ابن صوري و ابن ابى اصيبعه رابطة علمى مودت آميزي برقرار بود،
چنانكه ابن صوري يك اثر خود را كه حاوي فوايد و توصيههاي طبى بود، به
ارمغان نزد او فرستاد و وي در شعري كه براي ابن صوري به اين مناسبت
سروده و در صدر نامهاي مسجّع قرار داده، او را ستوده و مرشد علمى خود
دانسته است (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٧). سارتن مىنويسد كه وي همراه ابن
صوري در حومة دمشق به گردآوري گياهان پرداخته است (همانجا). گرچه اين امر
محتمل است، اما ابن ابى اصيبعه خود بدان اشارهاي نكرده است، حال آنكه
در مورد خود و ابن بيطار چنين اشارهاي دارد (نك: ٢/١٣٣). ممكن است سارتن
اين دو شرح را با يكديگر خلط كرده باشد. با اينهمه ميلى نيز سخن سارتن را
تكرار كرده است (ص ١٦٢ و حاشيه).
مهذب الدين ابونصر محمد حلبى نيز ابن صوري را طى قصيدهاي بلند ستوده است
(ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٧-٢١٩). از قصيدة حلبى و از نامة ابن ابى اصيبعه به
ابن صوري مىتوان دريافت كه او در اين هنگام در موقعيت اجتماعى ممتازي
قرار داشته است. ابن ابى اصيبعه با احترام فراوان از او ياد مىكند و او را
معتمد ملوك و سلاطين مىخواند. با آنكه ابن صوري بيشتر در گياه شناسى صاحب
نام است، امروز تنها رسالة كوتاهى در چشم پزشكى از او باقى مانده است. در
عين حال، كتاب نوة او تنوخى با نام كتاب الاشرف فى صناعة الدرياق
(اولمان، GAL,S, كه شرح تجربههاي علمى وي در سفرهايى است كه همراه ابن
صوري داشته است (اولمان، همانجا)، مىتوان براي بازنمايى جنبههايى از روش
كار و دستاوردهاي ابن صوري مورد اعتنا باشد.
آثار: ١. تذكرة الكحالين، يا الكافى فى طب العيون، در جُنگى در كتابخانة
ظاهريه (ظاهريه، ٢/٢١٨)؛ ٢. الادوية المفردة (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٩)؛ ٣. الرد
على كتاب التاج البلغاري فى الادوية المفردة (همانجا؛ بغدادي، ١/٥٥٤)؛ ٤.
تعاليق و فوائد و وسايا طبية (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢١٧، ٢١٩)؛ ٥. ادوية التّرياق
الكبير (همو، ٢/٢١٧)، اين كتاب شايد همان الادوية المفردة باشد، زيرا گذشته از
آنكه كتاب شناسان متقدم و معاصر تنها همان دو اثر نخست را از او ياد
كردهاند، در خود عيون الانباء قراينى وجود دارد كه حاكى از يگانگى اين دو
عنوان است (همو، ٢/٢١٧، قس: ٢/٢١٩).
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، به كوشش آگوست مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/ ١٨٨٢م؛ بغدادي، ايضاح؛ دفاع، على عبدالله، اسهام علماء العرب و
المسلمين فى علم النبات، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ سارتن، جرج، مقدمه بر
تاريخ علم، ترجمة غلامحسين صدري افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ طوقان، قدري حافظ،
العلوم عندالعرب، اردن، داراقراء؛ ظاهريه، خطى (مجاميع)؛ نيز:
GAL, S; Leclerc, Lucien, Histoire de la m E decine arabe, Paris, ١٨٧٨; Mieli,
Aldo, La science arabe, Leiden, ١٩٦٦; Ullmann, Manfred, Die Medizin im Islam,
Leiden / K N ln, ١٩٧٠.
محمدمهدي مؤذن جامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا