دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤٥
| ابن عمار، ابوالعباس جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٤٥ |
اِبْنِ عَمّار، ابوالعباس احمد بن عبيدالله بن محمد بن عمار ثقفى (د پس از
٣١٠ق/٩٢٢م)، كاتب، محدّث، مؤلف شيعى بغدادي. برخى به جاي ابن عمّار،
ابن عماد نوشتهاند (آقابزرگ، ١/٣١٣، ٣١٨، ٣١٩، جم؛ قس: ابن نديم، چ فلوگل،
١٤٨) كه نادرست است. وي از بزرگان شيعه بود و بعضى او را از قدريه
دانستهاند (ذهبى، ١/١١٨؛ ابن حجر، ٢١٩). ابن رومى (٣/٩١٣-٩١٤) نيز در شعر خود
به قَدَري بودن وي اشاره كرده است. از ابن عمار در چند مأخذ با عنوان
«حمار العُزير» ياد شده است (خطيب، ٤/٢٥٢؛ صفدي، ٧/١٧٢) كه بىگمان اين لقب
را اهل سنت آن زمان به طعن و استهزاء به او داده بودهاند. ابن رومى كه
در اشعار خود به ابن عمار اشاراتى دارد، او را، به سبب اينكه اهل جدال
بوده، با عُزير مقايسه كرده است (نك: ١/٢٣٢- ٢٣٨، جم). ياقوت (٣/٢٣٥) گويد:
ابن رومى ابن عمار را «عزير» خواند. ابن عمار گفت: به چه سبب مرا چنين
ناميدي؟ گفت: عزير باخداي خود مجادله كرد كه چرا خون ٧٠ هزار تن اسرائيلى
به دست بختنصر ريخته شد. خداوند به او وحى كرد كه اگر مجادله را رها نكنى،
نام تو را از ديوان نبوت محو مىكنم (قس: ابن شاكر، ذيل وقايع سنة ٣١٤ق).
ابن عمّار از وابستگان قاسم بن عبيدالله وزير عباسى و نيز فرزند او بود و با
ابن جراح (ه م) محمد بن داوود مصاحبت داشت و او را با وي مباحثات و اخباري
است (ابن نديم، ١٦٦). ابن رومى به سبب دوستى با ابن عمار كه در فقر
مىزيست و پرخاشگر بود، اشعاري مىسرود و آنها را به وي نسبت مىداد تا دل
مصاحبان او را به دست آورد، چنانكه ابن عمار به پايمردي همو، به ملازمت
ابن جراح درآمد و او براي ابن عمار مقرّري تعيين كرد. با اينهمه وي با شاعر
بغداد درآويخت و او را به باد انتقاد گرفت و هجو و عيب جويى كرد، و شگفت
آنكه چون ابن رومى درگذشت، كتابى در تفضيل او با گزيدهاي از اشعارش نوشت
كه آن را بر مردم املا مىكرد (صفدي، ٧/١٧٢-١٧٣؛ ياقوت، ٣/٢٣٧-٢٤٠).
ابن عمار از ابن جراح روايت حديث مىكرد (ابن نديم، همانجا) و نيز از پدرش
عبيدالله، عثمان بن ابى شيبه، سليمان بن ابى شيخ، عمر بن شبّه، اسحاق
بن ابى اسرائيل، محمد بن قاسم معروف به مانى موسوس و ديگران روايت كرده
است. احمد بن جعفر بن سلم قاضى ابوبكر ابن جعابى، ابن زنجى كاتب، ابوعمر
ابن حيويه، ابوالفرج اصفهانى و ديگران از او روايت نمودهاند (ابوالفرج،
٦/١٥٧، ٧/١٥٧؛ خطيب، ٣/١٦٩، ٤/٢٥٢-٢٥٣؛ صفدي، ٧/١٧١؛ ياقوت، ٣/٢٣٣؛ ابن نجار،
٢/١٤٠). ابن اثير هم از ابن عمار اخباري نقل كرده است. از جمله در يك مورد
به روايت از او از گرايش سختِ مأمون به علويان و نيكيهايش به آنان سخن
گفته است (٦/٤٣٨).
ابن عمار شعر نيز مىسرود و ياقوت (٣/٢٤١) و ابن شاكر (ص ١٥٤- ١٥٥) قطعه شعري
از او به نقل از معجم الشعراء مرزبانى نقل كردهاند، ولى به گفتة فراج (ص
٥١٦) اين قطعه در نسخة خطى ناقصى از معجم كه در اختيار او بوده، نيامده
است.
آثار: ابن عمار آثار متعددي داشته است، اما با بررسى فهرستهاي موجود معلوم
گرديد كه از هيچكدام از آنها نسخهاي در دست نيست. عناوين آثار او چنين
است: كتاب المبيّضة، كه دربارة مقاتل طالبّيين (آل ابى طالب) است،
الا´نواء، مثالب ابى نواس، اخبار سليمان ابن ابى شيخ، الزيادات فى اخبار
الوزراء ابن جراح، اخبار حُجر بن عدي، اخبار ابى نواس، اخبار ابن الرومى و
الاختيار من شعره، المناقضات، اخبار ابى العتاهية رسالة فى بنى امية، رسالة
فى تفضيل بنى هاشم و اوليائهم و ذمّ بنى امية و اتباعهم، رسالة فى امر
ابن المحرز المحدث، رسالة فى مثالب معاوية و اخبار عبدالله بن معاوية بن
جعفر (ابن نديم، ١٦٦؛ همو، چ فلوگل، ٤٨؛ ياقوت، ٣/٢٤٠). ظاهراً مطالبى از
كتاب اخير در الاغانى آمده است (سزگين، ٢(٣)/٥٦؛ قس: ابوالفرج، ١١/٧٣-٧٦).
سال وفات ابن عمار در منابع به اختلاف ياد شده است: ياقوت در يكجا (٣/٢٤١،
به نقل از مرزبانى)، ٣١٠ق و در جاي ديگر (٣/٢٣٣)، ٣١٤ق (قس: خطيب، ٤/٢٥٣) و
ابن نديم (ص ١٦٦)، ٣١٩ق ضبط كردهاند.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان
الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛ ابن رومى، على، ديوان، به كوشش حسين نصار،
قاهره، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة خطى
كتابخانة احمد ثالث، شم ٢٩٢٢؛ ابن نجار، محمد، ذيل تاريخ بغداد، به كوشش قيصر
فرح، بيروت، دارالكتب العلميه؛ ابن نديم، الفهرست؛ همان، به كوشش گوستاو
فلوگل، لايپزيگ، ١٨٧١م؛ ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، بولاق، ١٣٢٣ق؛ خطيب
بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى، محمد، ميزان الاعتدال، به
كوشش على محمد بجاوي، بيروت، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ سزگين، فؤاد، تاريخ التراث
العربى، ترجمة محمود فهمى حجازي، رياض، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ فراج، عبدالستار احمد،
تكمله بر معجم الشعراء مرزبانى، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ ياقوت، ادبا.
جعفر شعار
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا