دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٠٤
| ابن عربشاه ، ابونصر جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٠٤ |
اِبْنِ عَرَبْشاه، ابونصر هبةالله عبدالوهاب بن احمد حاج طرخانى (١٨ شوال
٨١٣ - ١٥ رجب ٩٠١ق/١٣ فورية ١٤١١-٣٠ مارس ١٤٩٦م)، ملقب به تاجالدين، فقيه
و اديب حنفى. وي در حاج طرخان (آستاراخان) به دنيا آمد و در نوجوانى با
پدرش، ابن عربشاه بزرگ، به توقات (واقع در تركية فعلى) و از آنجا به شام
رفت. عربى و فقه را نزد پدر آموخت و از قاضى شهابالدين ابن حَبّال و
عايشه دختر شرائحى و نيز از ابن حجر عسقلانى حديث شنيد. همچنين در دمشق
«فرائض» را از شهابالدين احمد حمصى فراگرفت و ارجوزهاي در اين زمينه به
نام روضة الرائض سرود. در ٨٥٠ق حج گزارد و پس از آن مدتى در دمشق و قاهره
نيابت قضا را برعهده داشت، سپس در ٨٨٤ق قضاي دمشق را برعهده گرفت، اما در
٨٨٥ق از كار بركنار شد. آنگاه به قاهره رفت و پس از مدت كوتاهى به تدريس
فقه در مدرسة صرغتمشيه مشغول شد. و سرانجام در همانجا درگذشت (سخاوي، ٥/٩٧؛
ابن اياس، ٣/٣١٩؛ ابن طولون، ٢٣٤؛ غزي، ١/٢٥٨). از شاگردان او مىتوان
علاءالدين صيرفى و محيوي مصري قبايى را نام برد. سخاوي نيز شفاءالكليم و
بعضى از آثار ابن عربشاه را از او شنيده است (سخاوي، همانجا). تميمى (١/٥٠٠)
دانش او را نزديك يا برابر با دانش پدرش دانسته و مهارت او را در صناعت او
را در صناعت توقيع در كتابت، ستوده است.
ابن عربشاه اشعار بسياري سروده و غالب كتابهايش را به نظم در آميخته است.
ابن طولون (همانجا) شعر او را ستوده، اما تميمى (همانجا) ابياتى از او آورده
و اشعار خوب او را اندك شمرده است.
آثار خطى: ١. الارشاد المفيد لخالص التوحيد يا الارشاد فى الاعتقاد، شعري است
در حدود ٣٠٠ ،١بيت كه نسخهاي از آن در كتابخانة طلسية حلب موجود است
(جامعه، ١٥(١)/٢٥٢-٢٥٣)؛ ٢. اشرف الانساب نسب افضل الانبياء و اعظم الاحباب،
در بحر رجز كه در ربيعالاول ٨٨٨ سروده شده و شامل ٣٣ بيت در مدح پيامبر
اسلام(ص) است. نسخهايازآن در برلين نگهداريمىشود ( آلوارت، شم ٢٥٣١ )؛ ٣.
اشرف الرسائل و اظرف المسائل، در بحر رجز كه در ٨٩٢ق سروده شده و شامل ١٢٥
بيت دربارة فرزندان، زنان و اصهار پيامبر (ص) است (همان، شم ٨١٦٠ )؛ ٤. تحرير
تنقيح البيان فى تقرير توضيح مسائل خامس الاركان (الحج)، كه نسخهاي از
آن در كتابخانة خالدية بيتالمقدس موجود است (مخلص، ٤/٤١١)؛ ٥. تضرع العبد
الذليل لرّبهِ المولى الجليل، تخميس الوسيلة العظمى. موعظهاي است به شعر
در بحر بسيط كه قسمتى از آن را الغاية القصوي و نهاية الا´مد الا´قصى ناميده
است ( آلوارت، شم ٧٩٢٣(٥) ,(١ )٨١٦٠ )؛ ٦. الجلالية العظمى فى التوحيد
الا´سنى، كه در ٨٩٣ق سروده شده است (همان، شم (٤ )٧٩٢٣ )؛ ٧. الجوهرة
الوضيّة تخميس القصيدة الشريفة العلويّة، كه در ذيقعة ٩٠٠ق سروده شده و در
باب مناجات اميرالمؤمنين على (ع) است. نسخهاي از آن در گوتا نگهداري
مىشود ( پرچ، ٢٩ /١ )؛ ٨. رسالة الا´نجاب فى ذكر الخلافة لا´فضل الا´صحاب،
رسالهاي است منظوم در حدود ١٥٠ بيت كه در شعبان ٨٩٢ سروده شده ( آلوارت،
شم ٩٦٩٧ )؛ ٩. رسالهاي در شرح حال پدر خود كه نسخهاي از آن در كتابخانة
خالديه موجود است (مخلص، همانجا)؛ ١٠. روضة الرائض فى علم الفرائض، كه خود
او شرحى نيز بر آن داشته است (سخاوي، ٥/٩٧). طلس در مجلة المجمع (٢٠/٤٤٤)
آن را شرح منظومهاي در فرائض به نام التاجيّة فى نظم السراجيّة معرفى
كرده است؛ ١١. شرب رياض التعبيد، زلال مُزن التوحيد، در اصول دين، نسخهاي
از آن در گوتا ( پرچ، همانجا) مضبوط است؛ ١٢. شفاء الكليم بمدح النبى
الكريم، اثري است منظم كه در ٨٧٢ق سروده شده و نسخهاي از آن در كتابخانة
گوتا ( پرچ، شم موجود است (مخلص، ٤/٤١٠)؛ ١٣. كشف الكروب، ذكراولياءِالله
علاّم الغيوب، در ذكر برخى صالحان به نثر و نظم در ٤ صفحه ( پرچ، )؛ I/٣٠
١٤. تنزيه الموحّد، لاميّهاي است دربارة توحيد كه نسخهاي از آن در خالديه
موجود است (مخلص، ٤/٤١١)؛ ١٥. لطائف الحكم، مجموعة شعرهاي مثل گونه است كه
نسخهاي از آن در برلين نگهداري مىشود ( آلوارت، شم ٨١٨٧ )؛ ١٦. مرشد الناسك
(السالك) لا´داءِ المناسك، در ٢٠٠ ،١بيت و مضبوط در خالديه (مخلص، ٤/٤١٠) و در
گوتا ( پرچ، همانجا)؛ ١٧. مفرّج الشدّة، تضمينى است از قصيدة معروف البردة
بوصيري مشتمل بر ٤٤٠ بيت كه آن را در محرم ٨٩٧ سروده است ( آلوارت، شم
٧٨٢٢ )؛ ١٨. نونية فى الوحيد، كه در خالديه موجود است (مخلص، همانجا). علاوه
بر آثار مذكور قطعاتى پراكنده نيز از شعر و نثر او در كتابخانة گوتا ( پرچ، شم
موجود است.
آثار يافت نشده: ١. الجوهر المنضّد فى علم الخليل بن احمد؛ ٢. دلائل
الانصاف، در فقه و در بيش از ٢٥ هزار بيت؛ ٣. فتح (نفح) العبير من فتح
الخبير فى علم التعبير، منظومهاي است در حدود ٤ هزار بيت (سخاوي، ٥/٩٧- ٩٨؛
قس: تميمى، همانجا؛ زركلى، ٤/١٨٠)؛ ٤. المنح المعظّمة فى نظم مسائل المقدمة
(حاجى خليفه، ٢/١٧٩٦)، كه مقدمة ابوليث نصر بن محمد سمرقندي را در آن به
نظم درآورده است.
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٤ق/
١٩٨٤م؛ ابن طولون، محمد، الثغر البسام (قضاة دمشق)، به كوشش صلاحالدين
منجد، دمشق، ١٩٥٦م؛ تميمى، تقىالدين، التراجم السنيّة، نسخة عكسى موجود در
كتابخانة مركز؛ جامعه، خطى؛ حاجى خليفه، كشف؛ زركلى، اعلام؛ سخاوي، محمد،
الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛ طلس، اسعد، «دوركتب فلسطين و نفائس مخطوطاتها»،
مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م؛ غزي، محمد، الكواكب
السائرة، به كوشش جبرائيل سليمان جبور، بيروت، ١٩٤٥م؛ مخلص، عبدان، «نفائس
الخزانة الخالدية فى القدس الشريف»، مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق،
١٣٤٢ق/١٩٢٤م؛ نيز:
Ahlwardt; Pertsch.
محمدهادي مؤذنجامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا