دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٠١
| ابن صائغ، ابو عبدالله جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٠١ |
اِبْنِ صائِغ، ابوعبدالله شمسالدين محمد بن حسن بن سباع (٦٤٥
-٧٢٠ق/١٢٤٧-١٣٢٠م)، نحوي، لغوي، اديب و شاعر مصري الاصل. وي در دمشق متولد
شد (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٢٧٩) و در صاغه از توابع دمشق مسكن گزيد
(صفدي، ٢/٣٦١). برخى (نك: ٢ ؛ EIبستانى ب، ١/٥٠٩، بستانى، ف، ٣/٢٨١) او را
ملقب به قطب الدين ابن شيخ السلاميه دانستهاند، در صورتى كه وي مصاحب
قطبالدين ابن شيخ السلاميه بوده است (نك: صفدي، همانجا). اين استنباط
نادرست، ظاهراً از يكى از نسخ فوات الوفيات برخاسته است (نك: ابن قاضى
شهبه، ٨٧). بجز اسماعيل بن ابى اليسر كه وي از او حديث شنيده (سيوطى،
١/٨٤)، از ديگر استادان وي اطلاعى در دست نيست. ابن صائغ در عروض و بديع و
نحو و لغت مهارت تمام داشته (ابن كثير، ١٤/٩٨) و در دكان خود در صاغه اين
علوم و همچنين ديوان متنبى و مقامات (بديع الزمان يا حريري؟) و جز آن را
تدريس مىكرده است (ابن الوردي، ٢/٣٨٦، ابن حجر، ٥/١٥٩). وي در سرودن شعر
نيز تبحر داشته و به گفتة ابن الوردي (همانجا) قصيدهاي مشتمل بر دو هزار
بيت سروده كه در آن به ذكر انواع علوم و صنايع مختلف پرداخته است.
موشحاتى نيز داشته كه نمونههايى از آن را ابن شاكر ( عيون التواريخ،
٢٨١-٢٨٣) آورده است. وي در اشعار خود بيشتر به وصف طبيعت پرداخته و در آنها
انواع صنايع لفظى، به خصوص توريه (نك: ابن معصوم، ٥/٦٥ -٦٦، نواجى، ١١١،
٢١٨، ابن قاضى مكناسى، ٢/٣٠٣) به كار برده است، و بدين سان اشعار وي نمونة
تمام عيار شيوة سخن سرايى در عصر مماليك گرديده است. ابن صائغ در دمشق
درگذشت (ابن الوردي، همانجا). صفدي (٢/٢٦٢) و ابن شاكر ( فوات الوفيات،
٣/٣٢٦) تاريخ مرگ او را ٧٢٢ ق ذكر كردهاند.
از وي چند اثر به جاي مانده كه عبارتند از: ١. الجامع فى اختصار الصحاح،
كه مختصر صحاح جوهري است و نسخهاي از آن در مدينه موجود است (كحاله، ٤٦).
ابن يوسف شيرازي نسخهاي با عنوان مختصر الصحاح معرفى كرده كه به نظر او
احتمالاً همان الجامع فى اختصار الصحاح است (سپهسالار، ٢/٢٧٩-٢٨٠)؛ ٢. مختصر
كتابى ابن خروف و السيرافى على كتاب سيبويه، موجود در كتابخانة قرويّين در
مغرب (نك: منجد، ٥(١)/١٦٦)؛ ٣. شرح مقصورة ابن دريد با شرح دُريديّه، در
ظاهريه (ظاهريه، ٣٠٣-٣٠٤)؛ ٤. قطعاتى از اشعار او نيز در گوتا، به شمارة ٢٢٩٦ (
پرچ، IV/٢٩٥ ) موجود است.
چند اثر ديگر به او نسبت دادهاند كه اكنون هيچ كدام در دست نيست: ١.
ديوان ابن صائغ، در دو جلد (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٢٧٩)؛ ٢. كتاب
العراقيين (بغدادي، ٢/١٤٥)؛ ٣. قصيدة تائيهاي مشتمل بر دو هزار بيت؛ ٤. شرح
بر ملحة الاعراب حريري؛ ٥. شرح قصيدة ابن الحاجب (ابن الوردي، همانجا)؛ ٦.
مقامة الشهابيّة و شرح آن كه صفدي قسمتى از آن را به خط خود وي در اختيار
داشته است.
مآخذ: ابن حجر، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م، عكسى، موجود
در مركز؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ (حوادث ٧٠٠-٧٦٠)، نسخة عكسى،
استانبول، كتابخانة سليمانيه، شم ٢٧٦؛ همو، فوات الوفيات به كوشش احسان
عباس، بيروت، ١٩٧٤م؛ ابن قاضى شهبه، تقىالدين، طبقات النحاة و اللغويين،
به كوشش محسن غياصْ، نجف، ١٩٧٣م؛ ابن قاضى مكناسى، احمد، درة الحجال، به
كوشش محمد الاحمدي ابوالنور، تونس، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن
معصوم، على، انوار الربيع، به كوشش شاكر هادي شكر، نجف، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ ابن
الوردي، عمر، تتمة المختصر، به كوشش احمد رفعت بدراوي، بيروت، ١٣٨٩ق/
١٩٧٠م؛ بستانى ب؛ بستانى ف؛ بغدادي، هدية؛ سپهسالار، خطى؛ سيوطى، بغية
الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ ظاهريه، خطى (شعر)؛
كحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛
منجد، صلاح الدين، «نوادر المخطوطات فى المغرب»، مجلة معهد المخطوطات
العربية، س ٥، شم ١؛ نواجى، محمد، حلبة الكميت، قاهره، ١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ نيز:
Pertsch. ; ٢ EI
عنايت الله فاتحى نژاد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا