دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٥١
| ابن قطان، ابوالحسن جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٥١ |
اِبْنِ قَطّان، ابوالحسن على بن محمد بن عبدالملك كُتامى حِمَيري فاسى (د
٦٢٨ق/١٢٣١م)، فقيه و محدّث مالكى. اصل او از قرطبه بود (ابن زبير، ١٣١؛
ابن قاضى مكناسى، ٢/٤٧٠) اما ذهبى (ص ٢٩٦) به نقل از ابن مَسدي اصل
خاندان وي را (شايد در گذشتهاي دورتر) به مصر باز مىگرداند. گويا او مدتى
مقيم فاس بوده و به همين جهت به فاسى شهرت داشته است (نك: ابن قاضى
مكناسى، همانجا)؛ به هر حال وي بخش مهمى از ساليان عمر خود را در مراكش
زيسته است (ذهبى، همانجا).
ابن قطان در راه طلب دانش، از محضر عالمان مغرب و اندلس چون ابوذر
خُشَنى، ابوالحسن ابن نقرات، ابوجعفر ابن يحيى خطيب، ابوبكر ابن خلف
موّاق، قاضى ابوجعفر ابن مضاء و بيش از همه از ابوعبدالله ابن فخار بهره
برد (ابن ابار، ٢/٦٨٦؛ ابن زبير، ١٣١-١٣٢؛ ذهبى، همانجا؛ براي فهرستى از
مشايخ او، نك: ابن قاضى مكناسى، ٢/٤٧٠-٤٧١).
در منابع رجالى بر وسعت آگاهى ابن قطان در فنون حديث چون رجال و علل
تكيه شده و از او به عنوان نقادي چيرهدست در اين فن سخن رفته است (نك:
ابن ابار، ابن زبير، همانجاها؛ ذهبى، ٢٩٦-٢٩٧). او نه تنها در مراكش، بلكه
هنگامى كه در عدوه نيز مستقر بود، به تعليم دانش مىپرداخت. از جملة
شاگردان وي قاضى ابوعبدالله ابن عياض است كه از او حديث شنيد (ابن زبير،
١٣٢)، و ابن مسدي از وي اجازة روايت گرفت (ذهبى، ٢٩٦).
ابن قطان در مراكش، مقر حكومت موحدون، به عنوان شيخالشيوخ شناخته مىشد و
چنانكه گفته شده است با نفوذ در دربار موحدون به جاه و ثروت دست يافت
(ابن ابار، ٢/٦٨٦ -٦٨٧). مدتى نيز به قضا اشتغال داشت، ولى در گيرودار
پريشانيهاي سياسى دولت موحدون مورد هتك حرمت قرار گرفت (ذهبى، همانجا). به
دنبال وفات المستنصر در ١٢ ذيحجة ٦٢٠ و جدال شديد ميان سران و موحدون بر سر
حكومت در نيمة اول ٦٢١ق به ناچار مراكش را به طور موقت ترك كرد، اما چندي
بعد به آنجا بازگشت (ابن قاضى مكناسى، ٢/٤٧١) و به قضاي شهر سجلماسه منصوب
گرديد و با اينكه هنوز وضع متزلزلى داشت تا هنگام مرگ در اين سمت باقى بود
(ابن ابار، ٢/٦٨٧؛ ابن زبير، ابن قاضى مكناسى، همانجاها).
تأليف مهم ابن قطان الوهم و الايهام الواقعين فى كتاب الاحكام است كه
نقدي است بر كتاب الاحكام الكبري از ابن خراط (ه م). نسخههايى از آن در
دارالكتب مصر (خديويه، ١/٤٥٠) و كتابخانة قرويين فاس ( مجلة معهد المخطوطات،
٥(٢)/ ١٦٥) موجود است. برخى از صاحب نظران متقدم، ضمن ستايش تحقيقات مؤلف
در اين اثر، بخشى از نظرات او را مورد انتقاد قرار دادهاند (نك: ابن زبير،
همانجا؛ تجانى، ٩؛ ذهبى، ٢٩٧).
كار ابن قطان در الوهم و الايهام پس از وي توسط محمد بن يحيى ابن مواق در
كتاب المآخذ الحفال السامية، و سپس توسط ابن رُشيد سبتى دنبال گرديد (كتانى،
١٧٨) و محمد بن عبدالملك مراكشى اين دو اثر ابن قطان و ابن مواق را در
كتابى تلفيق نمود (فروخ، ٦/٦٠). به گفتة غبرينى (ص ٤٣) كتاب الوهم و
الايهام از همان سدة ٧ق/١٣م به مشرق نيز رسيده و مورد توجه مؤلفان واقع
شده است.
آثار ديگري كه از او ياد كردهاند، اينهاست: ١. الاقناع فى مسائل الاجماع
(حجوي، ٢/٢٣٠)؛ ٢. برنامج، كه در آن مشايخ خود را ذكر كرده و گويا در اختيار
برخى مؤلفان سدة ١١ق قرار داشته است (نك: ابن قاضى مكناسى، ٢/٤٧١، جم؛
مقري، ٣/١٣٥؛ نيز نك: ابن سوده، ٣٢٥)؛ ٣. مقالة فى الاوزان (ابن قاضى
مكناسى، همانجا)؛ ٤. النزاع فى القياس (حجوي، همانجا)؛ ٥. النظر فى احكام
النظر (ابن قاضى مكناسى، همانجا)، كه توسط احمد بن قاسم قباب اختصار شده
است (وزيرسراج، ١(٣)/٦٥٦).
دربارة انتساب كتاب نظم الجمان كه از مهمترين منابع تاريخ مغرب در سدة
٦ق/١٢م محسوب مىشود، و در ١٨٤٨م دوزي١ قسمتهايى از آن را همراه البيان
المغرب ابن عذاري منتشر كرده است، بايد با ديدة تأمل نگريست (در مورد اين
چاپ، نك: وانديك، ٣٧٣؛ سركيس، ١/١٧٢، ٢١٦). اين كتاب گرچه از منابع ابن
عذاري در تأليف البيان المغرب بوده (نك: ابن عذاري، ١/٣، جم)، ولى وي نام
كامل «ابن قطان» مؤلف نظم الجمان را نياورده است (نيز نك: ابن خطيب،
١٥٤).
در واقع منابع متأخر تصريحى ندارند كه ابوالحسن على بن محمد بن قطان مؤلف
نظم الجمان بوده است. محمود على مكى كه در حدود ١٩٦٥م نظم الجمان را
مجدداً در دانشگاه محمد پنجم در مغرب منتشر كرد، با استناد به متن كتاب نشان
داده كه تأليف آن بين ٦٤٦ - ٦٦٥ صورت گرفته و كتاب نمىتواند از آنِ ابن
قطّان بوده باشد. اخيراً موسى لقبال (ص ١٢٩) ابوعلى حسين ابن قطان كتامى
را به عنوان مؤلف كتاب ياد كرده است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٢م؛ ابن
خطيب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، رباط، ١٩٣٤م؛ ابن
زبير، احمد، صلة الصلة، به كوشش لوي پرووانسال، رباط، ١٩٣٧م؛ ابن سوده،
عبدالسلام، دليل مورخ المغرب الاقصى، تطوان، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ ابن عذاري،
احمد، البيان المغرب، به كوشش ج. س. كولن و لوي پرووانسال، ليدن، ١٩٤٨م؛
ابن قاضى مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٤م؛ تجانى، عبدالله، رحلة،
تونس، ١٣٧٧ق/ ١٩٥٨م؛ حجوي، محمد، الفكر السامى فى تاريخ الفقة الاسلامى،
مدينه، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛ خديويه، فهرست؛ ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، به كوشش
بشار عواد معروف و ديگران، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ سركيس، يوسف اليان، معجم
المطبوعات العربية، قاهره، ١٩٢٨م؛ غبرينى، احمد، عنوان الدراية، به كوشش
عادل نويهض، بيروت، ١٩٦٩م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٣م؛
كتانى، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٦م؛ لقبال، موسى، دور كتامة فى
تاريخ الخلافة الفاطمية، الجزاير، ١٩٧٩م؛ مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره،
١٣٧٨ق/ ١٩٥٩م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ وانديك، ادوارد، اكتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦م؛ وزير سراج،
محمد، الحلل السندسية، به كوشش محمد حبيب هيله، تونس، ١٩٠٧م. بخش فقه،
علوم قرآنى و حديث
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا