دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥٦
| ابن عاشور جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٥٦ |
اِبْنِ عاشور، عنوان افراد خاندانى مالكى مذهب كه در سدههاي
١١-١٤ق/١٧-٢٠م عالمان و قضاتى از آن برخاستند و در تونس عهدهدار مناصبى
شدند. نسب اين خاندان به ادريسيان حسينى از اشراف مغرب باز مىگردد كه از
مراكش، خاستگاه اصلى خود، به اسپانيا رفته و مدتى در آنجا سكنى داشتهاند،
اما در اثر آزارهاي مذهبى، نياي بزرگ اين خاندان، عاشور، در ١٠٣٠ق/١٦٢١م
اسپانيا را ترك و به مغرب كوچ نمود و در شهر سَلا مسكن گزيد.
اين خاندان بعدها به دو شاخه تقسيم شد: شاخهاي از آن در مغرب اقصى (سلا و
رباط) باقى ماند و شاخة ديگر به تونس منتقل گرديد. اين شاخه در تصوف و فقه
و احراز مناصب دينى در تونس حائز اهميت بسياري شد (نك: ٢ EI؛ بستانى، ٣/٣٢٧؛
محفوظ، ٣/٣٠٠). مشاهير خاندان ابن عاشور عبارتند از:
١. محمد بن عاشور (١٠٣٠-١١١٠ق/١٦٢١- ١٦٩٨م)، صوفى و فقيه. وي پس از مهاجرت
پدرش از اندلس به مراكش در سلا تولد يافت (ابن ابى الضياف، ٢/٨٩). از
زندگى و استادان وي آگاهى دقيقى در دست نيست، جز اينكه نوشتهاند وي در
مراكش به واسطة محمد كُجَيري به حلقة اهل تصوف درآمد و در ١٠٥٥ق به تونس
مهاجرت كرد. در حدود ٣٠ سالگى براي گزاردن حج به مكه رفت و پس از بازگشت
براي هميشه در تونس رحل اقامت افكند. در آنجا بود كه شديداً زير نفوذ على
زَواوي از پيشوايان صوفيه قرار گرفت، اما ديري نپاييد كه با درگذشت او، محمد
بن عاشور به عنوان پير طريقت به جاي وي نشست و در زاويهاي كه از شيخ
خود به ارث برده بود و بعدها به نام خود او موسوم شد، مستقرگرديد و سرانجام
طريقة شادليّه را در پيش گرفت. او از مقامات دنيوي كناره مىگرفت و در فقر
به سر مىبرد. در تونس و ديگر شهرها به تأسيس زاويههايى اقدام كرد و
سرانجام در همانجا درگذشت و در زاوية استادش زواوي به خاك سپرده شد.
پس از وي تنى چند از فرزندان و احفاد او به مقاماتى مهم رسيدند ( ٢ EI؛
بستانى، همانجا).
٢. عبدالقادر بن محمد عاشور، صوفى. از جزئيات زندگانى وي اطلاعى در دست
نيست. نوشتهاند كه پس از مرگ پدرش پيشواي طريقه گرديد، اما برخلاف پدر در
رفاه نسبى مىزيست. با اينهمه كمابيش نفوذ معنوي داشت و درويشانى از
هندوستان و ديگر نقاط شرق به ديدار وي مىشتافتند. اهميت علمى اين خاندان
در تونس بيشتر به فرزندان نوادة عبدالقادر باز مىگردد كه ٣ برادر به نامهاي
احمد، محمد (حمده) و محمدطاهر بودند. از آن ميان احمد بن محمد بن محمد شاذلى
ابن عبدالقادر (د ١٢٥٥ق/١٨٣٩م) كه در مسجد جامع زيتونه نحو و فقه تدريس
مىكرد، از اهميت كمتري برخوردار بوده است ( ٢ EI).
٣. محمد بن محمد بن محمد شاذلى بن عبدالقادر، معروف به حمده (د صفر ١٢٦٥/
ژانوية ١٨٤٩)، فقيه و اصولى. از تاريخ تولد و تحصيل وي اطلاعى نداريم، اما
مىدانيم كه در جامع زيتونه و زاوية جد خود در بابالمناره (يكى از
دروازههاي تونس) تدريس مىكرده و جمعى از جمله برادرش محمد طاهر نزد وي
دانش آموختهاند (محفوظ، ٣/٢٩٩؛ قس: مخلوف، ٣٩٢). او نيز مانند نياي خويش از
مناصب حكومتى گريزان بود، چنانكه در يك مورد به عنوان قاضى عسكر برگزيده
شد، اما او نپذيرفت. وي در تونس درگذشت و در زاوية على زواوي به خاك سپرده
شد ( ٢ EI؛ محفوظ، همانجا). تنها تأليفى كه براي وي برشمردهاند، حاشيهاي
است بر شرح المحلّى بر جمعالجوامع سبكى در اصول فقه (محفوظ، همانجا).
٤. محمدطاهر بن محمد بن شاذلى بن عبدالقادر (١٢٣٠-٢١ ذيحجة ١٢٨٤ق/١٨١٥-١٤
آوريل ١٨٦٨م)، اديب، قاضى و مفتى مالكى و نقيب اشراف. وي در كودكى پدر را
از دست داد، از اين رو برادرش محمد حمده تربيت و آموزش وي را برعهده گرفت.
او در جامع زيتونه نزد عالمانى مانند برادرش محمد، ابن ملوكه، محمد بيرم
سوم، محمد معاويه، ابراهيم رياحى و ديگران دانش آموخت و در اصول و فروع
چيرهدست شد تا آنجا نوشتهاند وي در علوم عقلى بيش از فقه مهارت داشت؛ اما
بعدها براي جبران اين نقيصه به فراگيري فقه اهتمام كرد و در زُمرة فقها در
آمد. او در آموزش و بيان مسائل فقهى از ابوالفدا اسماعيل تميمى پيروي مىكرد
و هر مسأله را با استدلال بيان مىداشت (مخلوف، همانجا؛ محفوظ، ٣/٣٠٠-٣٠١؛
حسن حسنى، ٢٦٨). او پس از فراغ از تحصيل در ١٢٥٩ق به تدريس در جامع
زيتونه پرداخت و در آنجا نحو، بلاغت و شرح المحلّى را تدريس كرد ( بستانى،
همانجا؛ محفوظ، ٣/٣٠٠).
افراد بسياري از او دانش آموختهاند كه از جملة آنان وزير محمد بوعتور، وزير
يوسف حعيط، احمد بن خوجه، سالم بو حاجب، محمد نجّار و محمد بيرم پنجم را
مىتوان نام برد (مخلوف، همانجا؛ محفوظ، ٣/٣٠٢). آوازة او تا آنجا رسيد كه مشير
احمد پاشاي باي وي را براي تصدي قضا دعوت كرد و او در حالى كه ٣٧ سال
داشت، در ١٢٦٧ق به عنوان قاضى القضاة تونس انتخاب گرديد ( بستانى، همانجا؛
محفوظ، ٣/٣٠٠، ٣٠٢). در ١٢٧٧ق در دوران حكومت مشير محمد صادق باي از قاضى
القضاتى كناره گرفت و مفتى شد و نيز سمت نفابت اشراف را تا پايان عمر
برعهده داشت ( ٢ EI؛ حسن حسنى، همانجا؛ قس: محفوظ، ٣/٣٠١).
محمدطاهر املاك بسياري داشت و درآمد سرشار وي از املاك خود و اوقاف خانواده
و حقوق ديوانى به وي امكان مىداد كه به جمعآوري كتابهاي علمى كمياب
همت گمارد و حتى از خارج تونس مانند استانبول نيز كتاب تهيه كند و زندگى
مرفهى برخلاف برادر خود محمد حمده داشته باشد (محفوظ، ٣/٣٠١-٣٠٢). او نيز پس
از مرگ در زاوية على زواوي به خاك سپرده شد ( ٢ EI).
آثار: وي را تأليف بسياري است كه از ميان آنها به كتاب شفاء القلب الجريح
بشرح بردة المديح مىتوان اشاره كرد كه در مصر (١٢٩٦ق) به چاپ رسيده است.
اثر ديگر او هدية الاريب الى اصدق حبيب كه حاشيهاي است بر قطر الندي از
ابن هشام كه در همان سال در مصر چاپ شده و تا اصلاحات نظام تخصيلى در
١٩٥٨م، كتاب درسى مدرسة زيتونة تونس بوده است (محفوظ، ٣/٣٠٣؛ ٢ EI). برخى از
اشعار و ابيات وي از حماسه و جز آن نيز در منابع آمده است (نك: حسن حسنى،
٢٦٩-٢٧٠). همچنين مجموعهاي از اشعار وي به كوشش محمد سنوسى در مجمع
الدواوين التونسية جمعآوري شده كه نسخهاي از آن در مدرسة خلدونية تونس
موجود است. ( بستانى، همانجا). از ديگر آثار وي حاشية على شرح المحلّى لجمع
الجوامع، در اصول فقه، ناتمام؛ الغيث الافريقى، تعليقة بر حاشية عبدالحكيم
سيالكوتى بر مطول، در بلاغت كه ناتمام بوده و نسخههاي خطى آنها در
كتابخانة زيتونة تونس موجود است (همانجا؛ محفوظ، همانجا؛ بغدادي، ٢/٣٧٨). ديگر
تأليفات او عبارتند از: كنش فى الفقه؛ تعليقات على ما اقرأه من صحيح
مسلم؛ تقارير على حاشية الصبان على الاشمونى، ناتمام؛ حاشية على شرح ابن
سعد الحجري على الاشمونى، كه شاگرد وي احمد كريم جمع كرده است (مخلوف،
محفوظ، همانجاها).
نوادة محمدطاهر كه او نيز محمدطاهر نام دارد (١٢٩٦-١٣٩٣ق/ ١٨٧٩-١٩٧٣م) و فرزند
اين نواده، محمد فاضل (١٣٢٧-١٣٩٠ق/ ١٩٠٩-١٩٧٠م)، هر دو از نويسندگان و رجال
علمى - سياسى تونس بودهاند (براي شرح حال اين دو، نك: محفوظ، ٣/٣٠٤-٣١٤؛
زمرلى، ٣٤٩-٣٥٤، ٣٦١-٣٦٧؛ دعوة الحق، جم؛ الحركة الادبية و الفكرية، ٧- ١٨).
مآخذ: ابن ابى الضياف، احمد، اتحاف اهل الزّمان، تونس، ١٣١٩ق؛ بستانى؛
بغدادي، هديه؛ الحركة الادبية و الفكرية فى تونس (محاضرات الشيخ محمد فاضل
بن عاشور)، تونس، ١٩٧٢م؛ حسن حسنى، عبدالوهاب، مجمل تاريخ الادب التونسى،
تونس، ١٩٦٨م؛ دعوت الحق (مجلّه)، س ١٣، شم ٧، ص ٥٢ -٦٢، شم ٩ و ١٠، ص
١٢٧-١٣٢؛ زمرلى، صادق، اعلام تونسيون، ترجمة حمادي ساحلى، بيروت، ١٩٨٦م؛
محفوظ، محمد، تراجم المؤلفين التونسّيين، بيروت، ١٩٨٤م؛ مخلوف، محمد،
شجرةالنور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛ نيز: . ٢ EI
على رفيعى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا