دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٣٥
| ابنمحبوب جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٣٥ |
اِبْنِ مَحْبوب، حسن بن محبوب بن وهب بن جعفر بن وهب سَرّاد (زراد)
بَجَلى (١٤٩-٢٢٤ق/٧٧٦-٨٣٩م)، از راويان امامى كوفه. طوسى كنية او را ابوعلى
آورده است ( الفهرست، ٢٦). اطلاعات دربارة زندگى وي برگرفته از گفتههاي
نوادة او جعفر بن محمد بن حسن است كه توسط كشى نقل شده است (همو، اختيار،
٥٨٤). وهب جد اعلاي حسن بندهاي از «سِند» بود كه به زرهسازي اشتغال داشت
و توسط جرير بن عبدالله بجلى، صحابى پيامبر(ص)، آزاد گشته بود. دادن نسبت
سراد (زره ساز) و بجلى به ابن محبوب، به همين مناسبت بوده است (قس:
نجاشى، ٤٣٨). تاريخ وفات و عمر او نيز در همين سند گزارش شده، ولى وجود نام
بعضى از محدثان متقدم چون ابوحمزة ثمالى (د ١٥٠ق) در مرتبة شيوخ ابن محبوب
در پارهاي از اسانيد، موجب شده تا رجاليان معاصر در صحت آنها ترديد نمايند.
البته بايد در نظر داشت كه جز روايت ابن محبوب از ابوحمزه كه از همان سدة
٣ق/٩م توجه اهل فن را جلب كرده و موجب شده بود تا برخى در امانت ابن
محبوب ترديد كنند (نك: طوسى، همان، ٥١٢، ٥٨٥؛ نجاشى، ٨٢)، دقت ديگر اسانيد
اندكى كه در آنها ابن محبوب از رجال هم طبقة ابوحمزه روايت كرده، نيز
مىتواند مورد ترديد قرار گيرد. دربارة روايت ابن محبوب از امام صادق(ع) كه
در دو سند ( الاختصاص، ٢٣١؛ ابن حجر، ٢/٢٤٨) ديده مىشود، اين را نيز بايد
افزود كه آن هر دو مستند فاقد دقت كافى شمرده مىشوند.
در ضمن، شايد بتوان روايات او از رجال اين طبقه را نوعى ارسال در سند
دانست كه در آن زمان ميان راويان امامى چندان غريب نمىنمود. بنابراين در
مورد كسانى كه نام آنان در اسانيد روايات پس از ابن محبوب قرار گرفته،
نمىتوان با قاطعيت نظر داد كه شيوخ بىواسطة او بودهاند، چنانكه دربارة
نامهاي واقع شده پيش از ابن محبوب نيز مىتوان ترديد كرد كه راويان
مستقيم او بوده باشند. به هر روي طوسى در الفهرست (ص ٤٦) روايت او را از ٦٠
تن از اصحاب امام صادق(ع) مورد تأييد قرار داده و در فهرستهايى كه بر اساس
اسانيد روايات تنظيم شده، به ويژه در اسانيد الحسن بن محبوب اثر شبيري
زنجانى، شمار كسانى كه ابن محبوب از آنان روايت كرده، بسيار بيش از اين
تعداد است و در ميان آنان نام رجالى چون على بن رئاب، هشام بن سالم
جواليقى، عبدالله بن سنان، علاءبن رزين، محمد بن نعمان صاحب الطاق،
عبدالله بن بكير، على بن ابى حمزه بطائنى، حسن بن صالح بن حى و
ابوالجارود زياد بن منذر به چشم مىخورد.
با اينكه نام او را در ميان اصحاب امام كاظم (ع) آوردهاند (برقى، الرجال،
٤٨-٤٩، ٥٣؛ طوسى، الرجال، ٣٤٧)، ولى روايتى كه ابن محبوب به طور روشن از
آن امام نقل كند، ديده نمىشود (قس: كلينى، ٣/٣٣٠؛ ابن بابويه، فقيه،
١/١٧٥ و ديگر مواضعى كه روايت او از ابوالحسن (ع)، بدون تعيين، ديده
مىشود). دربارة امام رضا(ع) علاوه بر اينكه ابن نديم (ص ٢٧٦) و طوسى
(همان، ٣٧٢) او را از اصحاب وي شمردهاند، رواياتى از ابن محبوب به نقل از
آن امام (ع) در دست است كه در اكثر آنها تصريح شده كه ارتباط به صورت
مكاتبه بوده است (مثلاً نك: كلينى، ١/٢١٦؛ طوسى، تهذيب، ٦/٣٤٥، اختيار، ٥٨٥)؛
اما اينكه ابن نديم (همانجا) ابن محبوب را از صحابة امام جواد(ع) نيز
شمرده، در منابع ديگر تأييد نشده است.
در مورد روايت كنندگان از ابن محبوب بايد گفت در اسانيد روايات نام نزديك
به ١٠٠ تن به عنوان راوي حديث از وي ديده مىشود كه از مشاهير آنان حسين
بن سعيد اهوازي، ابراهيم بن هاشم قمى، احمد بن ابى عبدالله برقى، احمد
بن محمد سياري، فضل بن شاذن، ابراهيم بن محمد ثقفى، محمد بن حسين بن
ابى الخطاب و احمد بن محمد بن عيسى اشعري شايان ذكرند (اهوازي، ٦؛ قمى،
١/٣٦؛ برقى، المحاسن، ٨؛ ابن شاذان، ٤٤٨؛ سياري، ٧ ب؛ ابن طاووس، اليقين،
٤١؛ ابوغالب، ٨٩؛ ابن بابويه، مشيخه، ٤٩؛ براي فهرست مشروحى از آنان، نك:
شبيري، جم).
كشى او را، به قول ارجح، پنجمين نفر از شش تن اصحاب اجماع در ميان اصحاب
امام كاظم(ع) و امام رضا(ع) شمرده است (طوسى، اختيار، ٥٥٦؛ قس: همانجا،
قول ديگري كه به جاي وي حسن ابن على بن فضال را قرار داده است). طوسى
نيز او را توثيق كرده و از اركان اربعه درعصر خود شمرده است ( الفهرست،
٤٦-٤٧، الرجال، ٣٧٢) و نيز در روايات آمده كه امام رضا(ع) او را ثنا گفته
است (نك: شهيد اول، ٧٤).
در منابع پيشين چون رجال كشى (نك: طوسى، اختيار، ٥٥٦) از ابن محبوب به
عنوان فقيه ياد شده و عناوين آثار يافت نشدة او نيز اين نكته را تأييد
مىكند، اما عنوان فقيه را در اين مورد بايد به عرصة فقه روايى محدود شمرد
(نك: محقق حلى، ٧).
آثار: مهمترين اثر منتسب به اين محبوب كتاب المشيخة است كه احمد بن حسين
بن عبدالملك آن را براساس نام مشايخ ابن محبوب مرتب كرده است (نك:
طوسى، الفهرست، ٢٣، ٤٧؛ نجاشى، ٨٠). گفته شده كه اين كتاب در ميان
متقدمان شيعه، بيش از مختصر مزنى ميان شافعيان شهرت داشته است (طبرسى،
فضل، ٤١٦). كتاب المشيخه با ترتيب ابن عبدالملك، از طريق ابوالحسن ابن
زبير (ه م) به ابوعبدالله ابن عبدون (ه م) و از طريق او به طوسى رسيده
(نك: طوسى، همان، ٢٣-٢٤، ٤٧، تهذيب، ١/١٦٨-١٦٩، الاستبصار، ١/١٠٦، «مشيخة
التهذيب»، ٥٦ - ٥٨) و از طريق طوسى نيز به كسانى چون قطبالدين راوندي
رسيده است (نك: راوندي، ١/١٧).
طريق ديگري نيز به روايت تَلعكبري (ه م) از ابن عقده (ه م) وجود داشته
كه مورد استفادة طوسى در تهذيب (١/١٢٢، ١٦٨) قرار گرفته و بعدها به دست ابن
طاووس رسيده است (نك: ابن طاووس، فلاح السائل، ٢٤٣، ٢٥٩). اگرچه روايات
ابن محبوب در تدوين كتب اربعة شيعه بسيار مورد توجه بوده، ولى ترتيب ابن
عبدالملك از المشيخة تنها در آثار طوسى و در سطحى محدود، مورد استفاده قرار
گفته است (نك: تهذيب، ١/١٢١، ٦/١٦٠، الاستبصار، ١/١٠٦، ٣/٦؛ قس: نجاشى،
همانجا). گويا المشيخة تنها اثري است كه از ابن محبوب به متأخران رسيده و
در سدة ٦ق/١٢م مورد استفادة راوندي (همانجا) و حسن بن فضل طبرسى در مكارم
الاخلاق (ص ٢٨١) واقع شده و ابن ادريس گزيدههايى از آن را در «مستطرفات»
السرائر (ص ٤٨٠-٤٨٣) آورده است.
در سدة ٧ق محقق حلى در المعتبر (ص ٥٧، جم) و نيز در سطحى گستردهتر ابن
طاووس، در آثار خود از آن بهره بردهاند (نك: ابن طاووس، «اجازات»، ٤٣،
الامان، ٨٣، فتح الابواب، ٢٧١، فلاح السائل، ١٥٧، جم، محاسبة، ٣٦، الملاحم،
١٨٣؛ شهيد اول، ٧٤، به نقل از «غياث سلطان الوري»). در سدة ٩ق نيز حسن بن
سليمان حلى در مختصر بصائر الدرجات (ص ١٩٤- ١٩٥) مطالبى از اين كتاب نقل
كرده و شهيد ثانى در سدة ١٠ق حدود هزار حديث از المشيخة را برگزيده و در
تأليفى گرد آورده بوده است (نك: حرعاملى، ١/٨٧). گفتنى است كه در سدة ٤ق
ابوسليمان داوود بن كورة قمى ترتيب ديگري از كتاب المشيخة فراهم كرده بود
كه در آن براساس ابواب فقهى مرتب شده بود (نجاشى، ١٥٨)، ولى ظاهراً چندان
مورد اقبال قرار نگرفت (قس: طوسى، الفهرست، ٦٨).
از ديگر آثار ابن محبوب مىتوان التفسير، النكاح، الحدود و الديات را نام برد
(نك: ابن نديم، ٢٧٦؛ طوسى؛ همان، ٤٧؛ ابن شهر آشوب، ٣٣). همچنين طوسى
(همانجا) از اثري ديگر با عنوان النوادر كه در حدود هزار برگ بوده، ياد كرده
كه رابطة آن با كتاب المشيخة قابل تأمل است. ابن محبوب به عنوان راوي
آثار سلف نيز نقش بسزايى ايفا كرده و بسياري از اصول و مصنفات شيعه از
طريق او به آيندگان رسيده است (نك: ابوغالب، ٨٩؛ طوسى، همان، ٦٢، ٦٤، جم؛
نجاشى، ١٣٥، ١٤٠، جم). شايان ذكر است كه جز چند مورد، همة موارد مذكور در
الفهرست طوسى و الرجال نجاشى برگرفته از فهرست ابن بَطة قمى بوده و وي
آنها را به واسطة احمد بن محمد بن عيسى اشعري از ابن محبوب روايت كرده
است.
از افراد خاندان ابن محبوب نام چند تن ديگر در منابع ديده مىشود: هارون
فرزند حسن (نك: نجاشى، ٤٣٨-٤٣٩؛ طوسى، اختيار، ١٣٨، قس: تهذيب، ٤/٢٣٩،
الاستبصار، ٢/١٠٤)، محمد پسر ديگر وي (همو، الرجال، ٤٠٨) و جعفر فرزند محمد (همو،
اختيار، ٥٨٤).
مآخذ: ابن ادريس، محمد، السرائر، تهران، ١٢٧٠ق؛ ابن بابويه، محمد، فقيه من
لايحضره الفقيه، به كوشش حسن موسوي خرسان، نجف، ١٣٧٦ق؛ همو، «مشيخة
الفقيه»، همراه ج ٤ فقيه؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد
دكن، ١٣٣٠ق؛ ابن شاذان، فضل، «مختصر اثبات الرجعة»، مجلة تراثنا، ١٤٠٩ق، شم
١٥؛ ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ ابن طاووس،
على، «اجازات»، بحار الانوار مجلسى، بيروت، ١٤٠٣ق، ج ١٠٤؛ همو، الامان،
نجف، ١٣٧٠ق/١٩٥١م؛ همو، فتح الابواب، به كوشش حامد خفاف، قم، ١٤٠٩ق؛ همو،
فلاح السائل، قم، دفتر تبليغات اسلامى؛ همو، محاسبة النفس، تهران، ١٣١٨ق؛
همو، الملاحم و الفتن، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ همو، اليقين، نجف، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛
ابن نديم، الفهرست؛ ابوغالب زراري، رسالة فى آل اعين، به كوشش محمد على
موحد ابطحى، اصفهان، ١٣٩٩ق؛ الاختصاص، منسوب به شيخ مفيد، به كوشش على
اكبر غفاري، تهران، ١٤٠٢ق؛ اهوازي، حسين، الزهد، به كوشش غلامرضا عرفانيان،
قم، ١٣٩٩ق؛ برقى، احمد، الرجال، به كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ش؛
همو، المحاسن، به كوشش جلالالدين محدث، قم، ١٣٧١ق؛ حرعاملى، محمد، امل
الا¸مل، به كوشش احمد حسينى، بغداد، ١٣٨٥ق؛ حسين بن سليمان حلى، مختصر
بصائر الدرجات، نجف، ١٣٧٠ق/ ١٩٥٠م؛ راوندي، سعيد، الخرائج و الجرائح، قم،
١٤٠٩ق؛ سياري، احمد، التنزيل و التحريف، نسخة خطى كتابخانة مرعشى، شم ٥٢٢٢؛
شبيري زنجانى، موسى، اسانيد الحسن بن محبوب، نسخة عكسى موجود در كتابخانة
مركز؛ شهيد اول، محمد، ذكري الشيعة، تهران، ١٢٧١-١٢٧٢ق؛ طبرسى، حسن، مكارم
الاخلاق، بيروت، ١٣٩٢ق؛ طبرسى، فضل، اعلام الوري، بيروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛
طوسى، محمد، اختيار معرفة الرجال، به كوشش حسن مصطفوي، مشهد، ١٣٤٨ش؛ همو،
استبصار، به كوشش حسن موسوي خرسان، نجف، ١٣٧٥ق؛ همو، تهذيب الاحكام، به
كوشش حسن موسوي خرسان، نجف، ١٣٧٨ق؛ همو، الرجال، به كوشش محمدصادق
بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، الفهرست، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم،
نجف، كتابخانة مرتضويه؛ همو، «مشيخة التهذيب»، همراه با ج ١٠ تهذيب؛ قمى،
على، تفسير، نجف، ١٣٨٦-١٣٨٧ق؛ كلينى، محمد، الكافى، به كوشش على اكبر
غفاري، تهران، ١٣٧٧ق؛ محقق حلى، جعفر، المعتبر، چاپ سنگى، ١٣١٨ق؛ نجاشى،
احمد، الرجال، به كوشش موسى شبيري زنجان، قم، ١٤٠٧ق. بخش فقه، علوم
قرآنى و حديث
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا