دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٩٠
| ابن کيسان جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٩٠ |
اِبْنِ كَيْسان، ابوالحسن محمد بن احمد (د ٢٩٩ق/٩١٢م)، نحوي و لغتشناس
بزرگ بغداد. دانسته نيست كه وي به چه سبب به ابن كيسان شهرت يافته
است. آيا «كيسان» كه به قول ابن نديم (ص ٨٩) در يكى از لهجههاي عرب،
به معنى غدر و حيله است، لقب پدر وي بوده يا به قول ياقوت (١٧/١٣٧) لقب
جدّش (دربارة اين لفظ و اطلاق آن بر نيا يا پدر او، نك: ياقوت، همانجا؛ ابن
انباري، ١٦٢؛ خطيب، ١/٣٣٥؛ قفطى، ٣/٥٧). از تاريخ و محل ولادت وي نيز
اطلاعى در دست نيست. تنها مىدانيم كه در بغداد مىزيسته و نحو را نزد دو
قطب مكتب كوفه و بصره، ثعلب و مبرّد، آموخته است. از اينرو بيشتر شرح حال
نويسان، وي را بصري - كوفى خواندهاند (سيرافى، ١٠٨؛ زبيدي، ١٥٣؛ قفطى،
ياقوت، ابن انباري، همانجاها). گويا وي با هوشمندي بسيار توانست با اين دو
استاد كه در زمينة زبان و نحو با يكديگر سخت در معارضه بودند، پيوندي تنگاتنگ
برقرار كند. در روايت جالب توجه يغموري (ص ٣٢٧- ٣٢٨) مىبينيم كه ابن
كيسان چگونه از مجلس اين استاد به مجلس آن استاد مىرفته و هجويّههايى را
كه آن دو رقيب برضد يكديگر مىسرودند، برايشان نقل مىكرده، اما او خود جانب
هيچيك را نمىگرفته است (قس: قفطى، ٣/٥٨).
با اينهمه بعيد نيست كه وي نحو را نخست نزد ثعلب آموخته باشد، زيرا چنانكه
از ايضاح زجاجى (ص ٧٩) برمىآيد، وي و ابن خياط و ابن شُقَير نخست بر مكتب
كوفيان استناد مىكردند و سپس چون «علم بصريان را آموختند، آن علم را با
علم كوفى به هم آميختند». شايد بتوان از اين روايت چنين نتيجه گرفت كه
وي پيش از رسيدن به خدمت مبرّد بصري، در خدمت ثعلب كوفى بوده است.
نويسندگان كهن در گرايش نحوي وي نظر واحدي ابراز نداشتهاند. سيرافى
(همانجا) وي را از اصحاب مبرد (يعنى پيرو مكتب بصره) معرفى كرده و پس از
مبرد، او و زجاج را از بزرگترين نحوشناسان دانسته است. زبيدي (همانجا) نيز
او را به مكتب بصره، متمايلتر مىداند (نيز نك: ياقوت، همانجا؛ يمانى، ٢٨٩؛
فيروزآبادي، ٢٠٢). حال آنكه زجاجى (همانجا) او را كوفى خوانده و زبيدي وي
را در دستهبندي علما، در شمار اصحاب ثعلب و در طبقة ششم نهاده است (ص ١٥١،
١٥٣؛ نيز نك: مخزومى، ٨٠)، اما اغلب منابع او را از جمله نحويانى مىدانند كه
دو مكتب را به هم آميختند (ابن نديم، همانجا؛ قفطى، ٣/٥٧). شايد به همين
دليل، محققان معاصر وي را پايهگذار مكتب بغداد دانسته و از او به عنوان
نمايندة آن مكتب التقاطى ياد كردهاند (ضيف، ٢٤٨؛ مخزومى، ٨٣؛ بستانى، ٢/٢٨٦؛
مبارك، ٢٨٨؛ محمود، ١٨١ به بعد). از سوي ديگر، بسياري از معاصران معتقدند كه
مكتب بغداد آنچنانكه پنداشتهاند، «مكتبى» نبوده است و شايد اين عنوان خود،
ساختة ذهن نحويان سدههاي بعد از ابن كيسان بوده است (دربارة اين موضوع،
نك: ه د، ابن قتيبه).
به هر حال وي با هوشمندي و زيركى بسيار توانست در طريق دو مكتب گام زند و
هيچيك را از سر تعصب نسبت به ديگري، فرو نگذارد (قفطى، ٣/٥٨) و چنان شهرتى
كسب كند كه ابن مجاهد، شيخ قرّاءِ بغداد، وي را از مبرد و ثعلب نيز در نحو
داناتر داند (ابن انباري، همانجا). غور و بررسى در آراءِ دو گروه كوفى و
بصري، وي را چنان به اختلاف ميان آنان آگاه كرد كه توانست كتاب المسائل
على مذهب النحويين مما اختلف فيه البصريون و الكوفيون را بنويسد. پيش از او
ثعلب نيز كتابى با عنوان اختلاف النحويين نوشته بوده و اينك مقايسه ميان
عناوين دو كتاب، اين امر را آشكار مىسازد كه ثعلب، از اختلاف ميان نحويان
سخن مىگويد، اما به «مكتبى» اشاره ندارد، حال آنكه در عنوان كتاب ابن
كيسان، اختلاف ميان دو مكتب كوفه و بصره تجزيه شده و ظاهراً اين
نخستينبار است كه لفظ «كوفى» در اين باب به كار رفته است. پيش از او،
مبرد نيز كه شارح بزرگ الكتاب سيبويه است، مكرر از بصريان نام برده، اما
به كوفيان اشاره نكرده است (فلايش، ١٩ ؛ I/١٤, III/٨٢٠-٨٢١ , ٢ EI).
اطلاعات ما از زندگى و شيوة كار ابن كيسان سخت ناقص است. ياقوت
(١٧/١٣٩-١٤٠) در قطعهاي دلنشين از قول ابوحيان توحيدي، رواياتى آورده است
كه جوانبى چند از زندگى وي را بر ما آشكار مىسازد: وي با صراحت مىگويد كه
مجلسى همانند مجلس درس ابن كيسان كه گونههاي مختلف علوم در آن جلوهگر
است و فايدههاي بسيار دارد، نديده است. سپس گويد: ابن كيسان ابتدا مجلس
درس خود را با قرآن آغاز مىكرد، آنگاه به ذكر احاديث نبوي مىپرداخت و
هنگامى كه خبري غريب يا لفظى شاذ بر او خوانده مىشد، آن را تبيين مىكرد.
در آغاز و انجام روز نيز «مجالسات» ثعلب را نزد وي مىخواندند. از مجالس درس
وي آنچنان استقبال مىشد كه گفتهاند بر درِ مسجد وي، حدود ١٠٠ مركب بسته
مىشد كه بيشتر از آنِ بزرگان، كاتبان، اشراف و اعيان بود. با اينهمه وي
ثروتمندان نيكو جامه را كه با خدمة خويش به مجلس مىآمدند با آن ژندهپوشان
بىنوا، به يك چشم مىنگريست. گيرايى مجلس وي چندان بود كه صابى
بىاختيار مىگويد: اين مرد از پريان است كه اينك به شكل آدميزاد در آمده
است، سپس ٤ بيت از او نقل مىكند (ياقوت، ١٧/١٤٠-١٤١).
ابوحيان (٣/٦) كه گويى شيفتة ابن كيسان بوده، در فضيلت او چنين نقل مىكند
كه بر درِ خانة او نوشته بودند «در آييد و بخوريد». آنچه ما در آثار ابوحيان
يافتهايم از همين يك عبارت كوتاه در نمىگذرد و متأسفانه روايت مفصل
ياقوت دچار چنان تناقضاتى است كه خود نيز آنها را دريافته است. ترديدي
نيست كه اين امر موجب ضعف روايت مىگردد: وي (١٧/١٤١) اولاً اشاره مىكند
كه ابوحيان (د ح ٤١٤ق) نمىتوانسته است در مجلس ابن كيسان كه صدو چند
سال پيش از وي مىزيسته، حضور يافته باشد. دوم آنكه حضور صابى نيز در مجلس
وي دچار اشكال زمانى است (ظاهراً منظور از صابى همان ابواسحاق ابراهيم بن
هلال: ٣١٣-٣٨٤ق، از منشيان و كاتبان معروف بغداد در دولت آل بويه است).
بدينسان روايت زيبايى كه ما از احوال ابن كيسان در دست داريم، دچار ضعف
مىگردد.
رواياتى كه بر هوشمندي و حاضر جوابى او دلالت مىكند، در ميان منابع فراوان
است. مثلاً قاضى اسماعيل سخت شيفتة قياس سازيهاي او در نحو بود، به همين
سبب روزهاي جمعه بعد از نماز ظهر در جامع منصور بغداد با وي مجلسى تشكيل
مىداده است (قفطى، همانجا). مثال جالب ديگر مجالسى است كه وي با مبرد و
ثعلب داشته و زجاجى در مجالس العلماء خويش به تفصيل آنها را آورده است (ص
١٣٤- ١٣٧، ٢١٨-٢٢٦، ٢٧٦، ٢٨١، ٣١٨، ٣٢١). گويا وي به الكتاب سيبويه، عنايتى
خاص داشت و آن را شايستة مقام و شهرتى كه يافته بود، مىدانست، اما لازم
مىديد كه كتاب شرح و تفسير شود (نك: بغدادي، ١/١٧٩). خود او نيز زمانى،
الكتاب را تدريس مىكرد (نك: ياقوت، ١٨/٣٢)، اما دانسته نيست كه وي از چه
زمان، از تدريس آن سر باز زده است، زيرا هنگامى كه ابوبكر مَبْرَمان به
قصد خواندن الكتاب نزد ابن كيسان رفت، او از تدريس آن امتناع كرده، وي را
به خدمت زجاج راه نمود (زبيدي، همانجا).
از شاگردان وي بجز زجاجى ( الايضاح، همانجا) و ابوبكر شيبانى معروف به
الجعد، كسى را نمىشناسيم (ابن انباري، ٢١٣). نظر فلايش ( ٢ EI، همانجا) كه
محمد بن بحر رهنى را از شاگردان او برشمرده، ظاهراً صحيح به نظر نمىرسد.
در تاريخ مرگ وي اختلاف است. زبيدي (همانجا) و ابن انباري (ص ١٦٢) مرگ
وي را ٨ ذيقعدة ٢٩٩ و در زمان خلافت المقتدر بالله دانستهاند. با اينكه قفطى
(٣/٥٩) آن را تأييد مىكند، اما مىگويد زبيدي اين تاريخ را غلط مىداند؛ گرچه
اين روايت در طبقات وي ديده نشد. سالى كه ياقوت (١٧/١٤١) پيشنهاد كرده، با
سنوات بالا تفاوت فاحش دارد. وي به نقل از تاريخ ابوغالب مغربى، وفات
ابن كيسان را در ٣٢٠ق دانسته است (نيز نك: صفدي، ٢/٣١).
آثار: ابن كيسان در چند زمينه، آثاري از خود به جاي گذاشته كه سزگين
IX/١٥٩-١٦٠) آنها را برحسب موضوع تقسيمبندي كرده است: ١١ كتاب در نحو (شم ٣،
٥، ٧، ٨، ٩، ١٢، ١٣، ١٤، ١٨، ٢٠ و ٢١)؛ ٩ اثر در ادب (شم ٤، ٦، ١٠، ١١، ١٦، ١٩،
٢٢، ٢٤ و ٢٦)؛ ٤ كتاب در علوم قرآنى (شم ١٥، ١٧، ٢٣ و ٢٥) و ٢ كتاب در باب شعر
(شم ١ و ٢).
الف - چاپى: ١. تلقيب القوافى و تلقيب حركتها. اين كتاب ٣ بار به چاپ
رسيده است: در مجموعة جرزة الحاطب و تحفة الطالب، به كوشش رايت، ١٨٥٢م؛ در
«رسائل عربى١»، ليدن، ١٨٥٩م و در مجلة الجامعة المستنصرية، به كوشش ابراهيم
سامرايى در بغداد (١٩٧١م، شم ٢)؛ ٢. شرح السبع الطوال، كه ابن انباري (ص
١٦٢) بدان اشاره كرده است و از آن تنها شرح معلقة امرؤالقيس، طرفه، لبيد،
عمرو بن كلثوم و حارث بن حلّزه موجود است ( آلوارت، شم ٧٤٤٠ ، .(GAL,S,I/٣٥
از ميان آنها شرح معلقة عمروبن كلثوم به كوشش شلوسينگر٢ در مجلة
«آشورشناسى٣»، شم ١٦، نيز در قاهره (١٩٨٠م) به كوشش محمد ابراهيم بنّا انتشار
يافته است. برنشتاين٤ نيز شرح معلقة امرؤالقيس را در مجلة «آشورشناسى»، شم ٢٩
به چاپ رسانيده است؛ ٣. الموفّقى فى النحو. اين كتاب كه ظاهراً به خواهش
ابن حسان و براي الموفق بالله (د ٢٧٨ق/٨٩١م) تدارك ديده شده، رسالهاي
است در صرف و نحو (ابن كيسان، ١٠٦). اين اثر به كوشش عبدالحسين فتلى و
هاشم طه شلاش، در مجلة المورد، بغداد، ١٩٧٥م به چاپ رسيده است.
ب - خطى: ٤. الفرق بين السين و الصاد. ظاهراً بخش بسيار كوچكى از آن در
كتابخانة كقوشلار موجود است )؛ GAS,IX/١٦٠) ٥. كتاب المسائل على مذهب
النحويين مما اختلف فيه البصريون و الكوفيون (ابن نديم، همانجا؛ ياقوت،
١٧/١٣٩) يا نحو اختلاف البصريين و الكوفيين (قفطى، همانجا) كه اين عنوان
ظاهراً مغلوط است، اما حاجى خليفه (٢/١٤٥٥) آن را كتاب ما اختلف البصريون و
الكوفيون فيه معرفى مىكند، ظاهراً بخشى از اين اثر در كتاب مسائل فى
العطف على عاملين آمده است )؛ GAS,IX/١٥٩) ٦. ظاهراً ابن كيسان را كتابى
بوده است به نام مصابيح الكتاب (ياقوت، همانجا؛ صفدي، ٢/٣١-٣٢)، اما آربري
(شم به كتابى به نام المصابيح فى تفسير القرآن العظيم از او اشاره كرده
است .(GAS,I/٤٨) پلا٥ در انتساب اين كتاب به ابن كيسان ترديد كرده و آن را
اثر ابوالقاسم مغربى شيعى دانسته است (نك: S,٣٨٩-٣٩٠ , ٢ EI؛ قس: زركلى،
٥/٣٠٨، حاشية ٢). با توجه به اينكه ابن كيسان در زمينة قرآن و ادب آثاري
داشته و نيز در الكتاب سيبويه صاحب نظر بوده است (بغدادي، همانجا)، ناچار در
قرائت و معنى «كتاب» ترديد مىكنيم؛ ٧. المهذب فى النحو. تنها نسخهاي كه
از آن به دست آمده، در كتابخانة محمد عطيه كهربايى، در قاهره است (نك:
فتلى، ١٠٤؛ IX/١٥٩ .(GAS,
آثار يافت نشده: ٨. امالى. ظاهراً يكى از منابعى كه مورد استفادة زجاجى در
نگارش اشتقاق اسماءالله قرار گرفته بود، همانا امالى ابن كيسان بوده است،
اما در منابعى كه در دسترس ما قرار داشت، نامى از اين اثر نيافتيم (زجاجى،
اشتقاق، ٨٠؛ نيز نك: مبارك، ٢٨٩؛ ، GAS همانجا)؛ ٩. البرهان؛ ١٠. التصاريف؛ ١١.
حد الفاعل و المفعول به؛ ١٢. الحقائق؛ ١٣. الشاذانى فى النحو (ابن نديم،
٨٩)؛ ١٤. علل النحو (حاجى خليفه، ٢/١١٦٠)؛ ١٥. غريب الحديث، كه حدود ٤٠٠ ورق
بوده است (ابن نديم، همانجا)؛ ١٦. غلط ادب الكاتب (ياقوت، همانجا؛ IX/١٥٦ )؛
GAS, ١٧. القراءات (ابن نديم، همانجا)؛ ١٨. الكافى فى النحو )؛ GAS,IX/١٥٩)
١٩. اللامات (ياقوت، همانجا)؛ ٢٠. المختار (ابن نديم، همانجا) يا المختار فى
علل النحو كه به گفتة ياقوت (همانجا) ٣ جلد يا بيشتر بوده است؛ ٢١. مختصر
النحو (ابن نديم، همانجا) يا مختصر فى النحو (ياقوت، همانجا)؛ ٢٢. المذكر و
المؤنث (ابن نديم، همانجا)؛ ٢٣. معانى القرآن كه به العشرات نيز معروف
بوده است (ابن نديم، ٣٧)؛ ٢٤. معانى المقصور و الممدود (ابن نديم، ٨٩)؛ ٢٥.
الوقف و الابتداء (ابن نديم، ٣٨)؛ ٢٦. كتاب الهجاء (ابن نديم، ٨٩) يا الهجاء
و الخط (ياقوت، همانجا).
مآخذ: ابن انباري، عبدالرحمان، نزهة الالباء، به كوشش ابراهيم سامرايى،
بغداد، ١٩٥٩م؛ ابن كيسان، محمد، «لموفقى فى النحو»، به كوشش عبدالحسين
فتلى و هاشم طه شلاش، المورد، بغداد، ١٩٧٥م، ج ٤، شم ٢؛ ابن نديم،
الفهرست؛ ابوحيان توحيدي، على، الامتاع و امؤانسة، به كوشش احمد امين و
احمد زين، قاهره، ١٩٤٤م؛ بستانى، پطرس، ادباء العرب، دارمارون عبّود،
١٩٧٩م؛ بغدادي، عبدالقادر، خزانة الادب، بيروت، دارصادر؛ حاجى خليفه، كشف؛
خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ زبيدي، محمد، طبقات
النحويين و اللغويين، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٧٣م؛
زجاجى، عبدالرحمان، مجالس العلماء، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، كويت،
١٩٦٢م؛ همو، الايضاح، به كوشش مازن المبارك، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ همو،
اشتقاق اسماء الله، به كوشش عبدالحسين مبارك، نجف، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ زركلى،
اعلام؛ سيرافى، حسن، اخبار اللغويين البصريين، به كوشش فريتس كرنكو،
بيروت، ١٩٣٦م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ،
استانبول، ١٩٤٩م؛ ضيف، شوقى، المدارس النحوية، قاهره، ١٩٦٨م؛ فتلى،
عبدالحسين، مقدمه و تحشيه بر «الموفقى فى النحو» (نك: ابن كيسان در همين
مآخذ)؛ فيروزآبادي، محمد، البلغة، به كوشش محمد مصري، دمشق، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ مبارك، عبدالحسين، «الزجاجى و كتابه اشتقاق اسماءالله»،
المورد، بغداد، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م، ج ٣، شم ١؛ محمود، محمود حسينى، المدرسة
البغدادية، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٦م؛ مخزومى، مهدي، مدرسة الكوفة، قاهره،
١٣٧٧ق/١٩٥٨م؛ ياقوت، ادبا؛ يغموري، يوسف بن احمد، نورالقبس المختصر من
المقتبس (مرزبانى)، به كوشش رودلف زلهايم، ويسبادن، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ يمانى،
عبدالباقى، اشارة التعيين فى تراجم النحاة و اللغويين، به كوشش عبدالمجيد
دياب، رياض، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ نيز:
Ahlwardt; Arberry; EI ٢ ; EI ٢ , S; Fleisch, H., Trait E de philologie arabe,
Beyrouth, ١٩٦١; GAL,S; GAS.
ايرانناز كاشيان
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا