دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٥٨
| ابن قنفذ جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٥٨ |
اِبْنِ قُنْفُذ، ابوالعباس احمد بن حسن بن على بن خطيب قسنطينى (ح
٧٤٠-٨١٠ق/١٣٣٩-١٤٠٧م)، فقيه، قاضى، مورخ، رياضىدان، شاعر، عارف و محدث
مالكى الجزائر. برخى نام پدرش را حسين گفتهاند (بابا تنبكتى، ٧٥)، ولى
درست نيست. او خود نام پدرش را حسن نقل كرده است ( انس الفقير، ٤٦). وي
به ابن خطيب نيز شهرت دارد. دليل اين شهرت اين بوده كه نيا و پدرش سالها
در مقام خطابت جمعه در قسنطينه بودهاند (ابن قنفذ، الوفيات، ٣٤٥،
انسالفقير، ٤٨). احتمال داده شده است كه اصل ابن قنفذ از بنى قنفذ،
شاخهاي از اشجع عدنانى باشد (نك: شاذلى، ٣٩). وي در كودكى پدرش را از دست
داد و تحت سرپرستى و تربيت ابويعقوب يوسف ملاري، نياي مادري خود، قرار
گرفت (همو، ٤٠) و پس از تعليم و تربيت اوليه در قسنطينه به سير و سياحت
پرداخت. در اين سياحت، از عالمان و صوفيان بنام، علم و عرفان آموخت و
تجربهها اندوخت. در ٧٥٩ق/١١٨٣م نخستين بار از قسنطينه به مغرب اقصى رفت و
از شهرهاي آن حدود (نويهض، مقدمه، ٨، ١٠، ١١؛ فاسى، «خ») ديدار كرد. به
استناد نوشتههاي خود او، وي در اين سفرها، در شهرهاي مختلف از كسانى چون
عبدالرحمان لجائى (نك: الوفيات، ٣٦٩)، ابوالعباس احمد قباب (همان، ٣٧٢)،
ابومحمد عبدالله وانغيلى ضرير (همان، ٣٧٢-٣٧٣)، ابوعبدالله محمد بن حياتى
(همان، ٣٧٥)، ابوعمران موسى عبدوسى (همان، ٣٦٩)، ابوالحسن محمد بن احمد
بَطَرنى (همان، ٣٧٨) و گروهى ديگر دانش آموخت و اجازة روايت دريافت داشت.
ابن قنفذ همچنين در اين سفرها بسياري از قبور اوليا و عارفان را زيارت كرد و
همچنين بر تجربيات عرفانى خود افزود. از ميان صوفيان معاصرش احتمالاً بيش از
همه ابن عاشر اندلسى بر وي اثر گذاشته است. ظاهراً نخستين باري كه ابن
قنفذ با ابن عاشر ديدار داشته، در ٧٦٣ق/١٣٦٢م بوده است (ابن قنفذ، انس
الفقير، ٧، الوفيات، ٣٦٦). چنانكه از روايت خود او ( انس الفقير، ٧١) برمىآيد،
وي در ٧٦٩ق مدتى نيز در دكّاله سمت قضا داشته است.
ابن قنفذ (همان، ١٠٥) در ٧٧٦ق/١٣٧٤م، از طريق تلمسان به قسنطينه بازگشت و
به امامت جمعه و قضا و افتاي آنجا گمارده شد (نويهض، معجم، ٢٠). از اينكه
خود مىگويد در ٧٧٧ق در جامع زيتونه از ابن عَرَفه علم آموختم ( الوفيات،
٣٨٠)، چنين برمىآيد كه پس از بازگشت بار ديگر رخت سفر بسته و به تونس
رفته است. وي ابن عرفه را يك سال پيش از مرگش در تونس ديده است
(همانجا) و چون ابن عرفه در ٨٠٣ق/١٤٠٠م درگذشته (همان، ٣٧٩)، معلوم مىشود
كه او در ٨٠٢ق نيز در تونس اقامت داشته است.
خاندان پدري ابن قنفذ در قسنطينه از اعتبار دينى، علمى، اجتماعى و سياسى
مهمى برخوردار بودند و جملگى نزد فرمانروايان حفصى قسنطينه منزلت برجستهاي
داشتند. بهويژه پدر او بيش از ديگران داراي نفوذ كلام و اعتبار سياسى و
اجتماعى بود. خاندان مادري او نيز از چنين اعتباري برخوردار بودند. نياي
بزرگ او يعقوب بن عمران بويوسفى و فرزندش ابويعقوب يوسف ملاري از عالمان
و عارفان بنام بودند و در دستگاه فرمانروايان حفصى نيز نفوذ و اقتدار داشتند.
خود او در برخى از آثارش مانند الفارسية و انس الفقير از اعتبار اجداد مادريش
نزد اميران حفصى سخن گفته است. خاندان ابن قنفذ از ثروت فراوان نيز
بهرهمند بودند و نزديكى آنان با حاكمان حفصى باعث افزايش ثروتشان شده بود
(نك: نويهض، مقدمه، ٧؛ شاذلى، ٤٧). خود وي نيز نزد اميران حفصى از منزلت
ممتازي برخوردار بود و با دولتمردان پيوندهاي استوار داشت؛ از اين رو برخى از
آثار خود را به نام آنان نوشته و گاه در اين آثار از آنان به نيكى ياد
كرده است ( الفارسية، ١٩٥). با اينهمه وي به عوالم صوفيانه و عزلت و انزوا
بيش از پرداختن به امور سياسى و اجتماعى گرايش داشت. بيشترين اوقات عمر او
به سياحت و ديدار با عالمان و صوفيان بنام و دانشاندوزي و تأليف و تصنيف
گذشته است. با اينكه با غالب علوم متداول روزگارش كم و بيش آشنا بود و در
برخى از آنها از جمله فيزيك و رياضيات مهارت كافى داشت (قربانى، ٤٢)، اما
به سبب دلبستگى خاصش به عرفان و تصوف و نيز تاريخ، تأليف مهم او در اين
دو زمينه است.
آثار: ابن قنفذ خود در ٨٠٧ق/١٤٠٤م شمار آثار خود را ٢٧ ذكر كرده است (نويهض،
مقدمه، ١٢-١٦). آنچه از آثار وي باقى مانده، به قرار زير است:
١. الف - چاپى: ١. الفارسية فى مبادي´ الدولة الحفصية. اين كتاب تاريخ دولت
حفصيان است و به نام امير ابوفارس عبدالعزيز مرينى نوشته شده است (نك:
الفارسية، ٩٩). بخشى از اهم حوادث اين دولت از حدود ٤٧١ق/١٠٧٨م تا
٨٠٥ق/١٤٠٢م در اين كتاب آمده است. در اين اثر به اوضاع اجتماعى و عمومى
توجه چندانى نشده است. مهمترين بخش كتاب به شرح زندگى اميران حفصى و
حوادث مهم مرتبط با آنان اختصاص دارد كه از ٦٤٧ق/١٢٤٩م آغاز مىشود.
رويدادها به صورت سال به سال تدوين شده و غير از شرح احوال اميران و
وابستگانشان، به برخى از حوادث كه به نظر مؤلف قابل ذكر بوده، چون وفيات
دانشمندان، نيز اشارتى رفته است. اهميت عمدة كتاب در اين است كه بخش
قابل توجه آن به حوادثى اختصاص دارد كه يا مؤلف در آنها حضور مستقيم
داشته و يا روايات مربوط به آنها را به طور شفاهى از خاندان خود شنيده و در
كتاب آورده است. به طور كلى كتاب الفارسية در شناخت و آگاهى از دولت و
فرمانروايان حفصى افريقيه و مغرب بسيار سودمند است. اين كتاب در ١٨٤٧م در
پاريس، در ١٩٣٩م به كوشش هنري پرس١ در الجزاير و در ١٩٦٨م با مقدمة مفصل و
توضيحات سودمند محمد شاذلى نيفر و عبدالمجيد تركى در تونس و نيز بار ديگر در
مصر چاپ شده است. نيز در سالهاي ١٨٤٨-١٨٥٢م پارههايى از آن توسط شربونو١
مستشرق فرانسوي همراه با ترجمة فرانسوي آن به چاپ رسيده است؛ ٢. انس
الفقير و عزّالحقير. وي اين كتاب را در ٧٨٧ق/١٣٨٥م زمانى كه در قسنطينه
بود، نوشت و موضوع آن معرفى شيخ ابومدين و شاگردان و پيروان وي است. در
اين كتاب اطلاعات سودمندي راجع به مشايخ طريقت و صوفيان بنام معاصر مؤلف
در سراسر افريقيه و مغرب آمده است. در واقع كتاب از يكسو بيانگر شخصيت و
افكار و آراءِ صوفيانة ابن قنفذ است و از سوي ديگر نوعى سفرنامة صوفيانة او به
شمار مىآيد. با اينكه عمدتاً عرفانى است و به قصد معرفى صوفيان نوشته شده،
در عين حال به اقتضاي مورخ بودن مؤلف و نيز پيوندش با اميران و
فرمانروايان، از نقل حوادث سياسى و اجتماعى روزگار نيز تهى نيست. اين كتاب
در ١٩٦٥م به كوشش محمد فاسى و ادولف فور در رباط به چاپ رسيده است؛ ٣.
الوفيات. اين كتاب ذيلى است بر اثر ديگر مؤلف با عنوان شرف الطالب فى
اسنى المطالب (نويهض، مقدمه، ١٧). مؤلف در اين اثر فقط تاريخ درگذشت
بسياري از شخصيتهاي فقهى و علمى و احياناً سياسى اسلام را آورده است. كتاب
با درگذشت پيامبر اسلام آغاز مىشود و آنگاه به صحابة بنام اشاره مىكند و
بعد سال مرگ زنان پيامبر را مىآورد؛ سپس قرن به قرن و در هر قرن نيز دهه
به دهه به اعلام مىپردازد و به همين ترتيب تا ٨٠٧ق/١٤٠٤م ادامه مىيابد.
الوفيات در ١٩١١م به كوشش مولوي محمد هدايت حسين در كلكته، در
١٣٥٨ق/١٩٣٩م به كوشش هنري پرس در الجزاير و در ذيحجة ١٣٩٠ق/١٩٧١م به كوشش
عادل نويهض در بيروت، چاپ شده است؛ ٤. وسيلة الاسلام بالنبى عليه الصلاة و
السلام. اين كتاب كه در زندگى و سيرة پيامبر اسلام است، در ٥ باب و هر باب
در چند فصل اصلى و فصول متعدد فرعى تدوين يافته و در هر فصل مطلب مورد نظر
به كوتاهى و با رعايت گزيده گويى بيان شده است. وسيلة در ١٤٠٤ق/١٩٨٤م
نخستين بار به كوشش سليمان الصيد در بيروت چاپ شده است.
ب - خطى: ١. تحفة الوارد فى اختصاص الشرف من قبل الوالد. نسخهاي از آن در
دارالكتب قاهره موجود است (نك: )؛ GAL,S,II/٣٤١ ٢. شرح ارجوزة الاحكام
النجومية، نسخهاي از آن در مغرب (سلا) نگهداري مىشود (نك: حجى، ٥٠٧)؛ ٣.
شرف الطالب فى اسنى المطالب، نسخهاي از آن در رباط موجود است ، GAL,S)
همانجا؛ نك: دارالكتب، ١/٢٥٤)؛ ٤. طبقات علماء قسنطينة، نسخهاي از آن در
الجزايرموجوداست (نويهض،مقدمه، ١٧)؛ ٥. شرحارجوزة القيروانى، نسخهاي از آن
در كتابخانة سليمانية استانبول نگهداري مىشود (محمد بن عبدالكريم، ٧٠-٧١)؛ ٦.
شرح الدلالة الكلية عن الحركات الفلكية، نسخهاي از آن در كتابخانة دانشگاه
پرينستون موجود است (حتى، ٦٣٩ .(٥٠٨,
ابنقنفذ گاه شعر نيز مىسروده است. برخى از اشعار او را ابنقاضى مكناسى (ص
١٥٥)، بابا تنبكتى (ص ٧٦) و ابن مريم (ص ٣١٠-٣١٣) آوردهاند.
مآخذ: ابن قاضى مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٣م؛ ابن قنفذ، احمد،
انس الفقير و عزالحقير، به كوشش محمد الفاسى و ادولف فور، رباط، ١٩٦٥م؛ همو،
الفارسية، به كوشش محمد شاذلى نيفر و عبدالمجيد تركى، تونس، ١٩٦٨م؛ همو،
الوفيات، به كوشش عادل نويهض، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، وسيلة الاسلام،
به كوشش سليمان الصيد المحامى، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابن مريم، محمد،
البستان، الجزائر، ١٣٢٦/١٩٠٨م؛ باباتنبكتى، احمد، «نيل الابتهاج»، همراه
الديباج المذهب ابن فرحون، قاهره، ١٣٥١ق؛ حجى، محمد، فهرس الخزانة العلمية
الصُبَيحية، كويت، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ دارالكتب، خطى؛ شاذلى نيفر، محمد و عبدالمجيد
تركى، مقدمه بر الفارسية (نك: ابن قنفذ در همين مآخذ)؛ فاسى، محمد، مقدمه بر
انس الفقير (نك: ابن قنفذ در همين مآخذ)؛ قربانى، ابوالقاسم، زندگى نامة
رياضىدانان دورة اسلامى، تهران، ١٣٦٥ش؛ محمد بن عبدالكريم، مخطوطات جزائرية
فى مكتبات اسطنبول، ١٩٧٢م، نويهض، عادل، معجم اعلام الجزائر، بيروت،
١٩٧١م؛ همو، مقدمه بر الوفيات نك: ابن قنفذ در همين مآخذ)؛ نيز:
,S; Hitti, Ph.K.et al., Garrett Collection of Arabic Manuscripts, London, ١٩٣٨.
حسن يوسفىاشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا