دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦٢
| ابن مسدی جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٦٢ |
اِبْنِ مَسْدي، ابوبكر، محمد بن يوسف بن موسى ازدي مُهَلّبى، غرناطى ملقب
به جمالالدين (٥٩٩ - شوال ٦٦٣ق/١٢٠٣- ژوئيه - اوت ١٢٦٥م)، محدث، مقري و
فقيه اندلسى. كنية وي را «ابوالمكارم» نيز گفتهاند. مسدي نام جد اعلاي او،
زيد بن روح بن عبدالله و موطن اصليش ظاهراً غرناطه بوده است (ابن فرحون،
٢/٣٣٣؛ ابن حجر، ٥/٤٣٨). در ٣ سالگى، پدربزرگش بهاو خرقةتصوف پوشانيد (صفدي،
٥/٢٥٤) و در فاصلة ٦١٠ -٦٢٠ق در اندلس به استماع از مشايخ آن ديار پرداخت و
پس از ٦٢٠ق جهت فراگيري دانش مسافرتهاي بسيار نمود و از اين رو او را رحّال
خواندهاند (ذهبى، تذكرة، ٤/١٤٤٨-١٤٤٩؛ قس: ابن فرحون، ٢/٣٣٤). در حلب از
ابومحمد علوان، در دمشق از ابوالقاسم ابن صصري، در مصر از فخرالدين فارسى،
در اسكندريه از محمد بن عبّاد حرّانى، در فاس از ابوالبقايعيش بن عديم و
ابومحمد ابن زيدان و در تونس و تلمسان از برخى مشايخ ديگر استماع نمود
(ذهبى، همان، ٤/١٤٤٩؛ ابن رافع، ٣٠، ٥١، جم؛ ابن فرحون، همانجا). قرائت را
نيز از عبدالصمد بلوي، ابوالقاسم ابن عيسى و محمد بن على سبتى فراگرفت
(ابن جزري، ٢/٢٨٨). كسان بسياري از او حديث شنيده و روايت نمودهاند كه از
آن جمله مىتوان علمالدين دواداري، مجدالدين عبدالله بن محمد طبري،
دمياطى، ابواليمن ابن عساكر، عفيفالدين ابن مزروع و رضىالدين طبري را
نام برد (ذهبى، ابن جزري، همانجاها). عدهاي وي را در نقل حديث ضعيف
شمردهاند (ذهبى، ميزان، ٤/٧٣؛ ابن حجر، همانجا) و شايد يكى از علل تضعيف وي
كلماتى بوده كه در نكوهش عايشه بيان نموده است (ذهبى، تذكره، همانجا).
ابن مسدي، به نقل ابن مطري، در مكه در جمع زيديه وارد شد و ايشان خطابة
حَرَم را به وي واگذار نمودند. گفته شده كه بيشتر تأليفات وي نزد زيديه
بوده است (ذهبى، تذكرة، همانجا). ذهبى ( ميزان، همانجا) يادآور شده كه او
به تشيع گرايش داشته است، همچنين عبارات ستايشآميز او دربارة ابن عربى
(مقري، ٢/٣٨٧) تمايل او را به تصوف نشان مىدهد. با اينهمه ابن فرحون
(٢/٣٣٣) وي را از مالكيان به شمار مىآورد. ابن مسدي قصيدهاي در حدود ٦٠٠
بيت در مذمت معاويه و ياران وي سروده بوده كه ذهبى (همانجا) آن را نزد
ابن مطري ديده است. وي سرانجام به حيله در مكه به قتل رسيد و خونش
پايمال شد (همانجا). مقري اشعار او و نيز آثار او را در فقه و حديث مىستايد
(٣/٣٥١).
آثار: تنها اثر موجود او المسلسلات، در حديث است كه به صورت خطى در مجموعة
١٠٣ كتابخانة ظاهرية دمشق نگهداري مىشود (ظاهريه، ١١١). ديگر آثار او كه بر
جاي نمانده، اينهاست: معجم الشيوخ، شامل ٣ مجلد بزرگ كه شرح حال ٤ هزار
شيخ در آن آمده بود (مقري، ٣/٣٥٠). اين كتاب مورد استفادة ذهبى و ابن رافع
سلامى قرار گرفته است (ذهبى، ميزان، ٤/٧٣، سير، جم؛ ابن رافع، جم)؛ مناقب
الصدّيق، كه صفدي (٥/٢٥٥) آن را ديده است (نيز نك: ذهبى، تذكرة، ٣/١٤٤٩؛
ابن فرحون، ٢/٣٣٤؛ حاجى خليفه، ١/٥٨)؛ منسك كبيره در مذاهب (صفدي، ٥/٢٥٥)؛
اعلام الناسك باعلام المناسك، در حج (ابن فرحون، ٢/٣٣٤)؛ محود الائتلاف
بين الاجماع و الاختلاف، در مذاهب (همانجا)؛ المسند الغريب، در مذاهب علماي
متقدم و متأخر (مقري، ٣/٣٥٠).
مآخذ: ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق/
١٩٣٣م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛
ابن رافع سلامى، محمد، تاريخ علماء بغداد، به كوشش عباس عزاوي، بغداد،
١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ ابن فرحون، ابراهيم، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدي
ابوالنور، قاهره، ١٣٥١ق؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ،
حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف
و محيىهلال السرحان، بيروت ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش
على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به
كوشش س. ددرينگ، بيروت ١٣٨٩ق/١٩٧٠م؛ ظاهريه، خطى (حديث)؛ مقري، احمد،
نفح الطيب، به كوشش يوسف محمد بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م.
حسن صفري نادري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا