دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥٨
| ابن عياش، احمد جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٥٨ |
اِبْنِ عَيّاش، احمد بن محمد بن عُبيدالله جوهري (د ٤٠١ق/ ١٠١١م)، محدث
امامى. دربارة تولد وي تاريخ بخصوصى نقل نشده است، اما مىتوان با استفاده
از تاريخ وفات اقدم مشايخ او، تاريخ تولد او را تخمين زد. بنابر دو سندي كه
ابن عياش خود در مقتضب الاثر (ص ٣، ٢٤) نقل كرده، ترديدي نيست كه وي از
ابوبكر محمد بن عبدالله انماطى (د ٢٨٦ق، خطيب، ٥/٤٣٢) استماع حديث كرده و
با وصف حالى كه آورده، مىتوان تخمين زد كه ابن عياش حدود ٢٧٠ق متولد
شده باشد. وي چنانكه از بررسى مشايخ و شاگردانش برمىآيد، بخش عمدة عمر خود
را در بغداد گذرانيده است. تنها از يك سفر وي به سامرا در حوالى ٣٣٩ق اطلاع
در دست است (ابن عياش، ١٢). اين سفر بايستى كوتاه بوده باشد، زيرا ابن
عياش در ٣٤٠ق ظاهراً در بغداد از سهل بن محمد طرطوسى حديث شنيده است (همو،
١٨). وي پس از عمري طولانى در بغداد درگذشت (طوسى، الفهرست، ٣٣). پدر و جد
او از افراد سرشناس بغداد در دورة آل حمّاد بودند. مادرش سكينه دختر ابويعلى
حسين بن يوسف از رجال برجستة آل حمّاد و برادر ابوعمر محمد بن يوسف قاضى
بود (همانجا؛ نجاشى، ٨٥). خانوادة ابن عياش هم از جانب پدر و هم از جانب
مادر از اهل علم بودهاند و چنانكه خود متذكر شده است (طوسى، مصباح، ٧٤١)،
خاندان او با ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى از نواب خاص در ارتباط
بودهاند. جدّ وي عبيدالله از علماي شيعة بغداد و در واقع از اولين مشايخ
ابن عياش بوده است (ابن نجار، ٢/٤٣-٤٤).
كتاب مقتضب الاثر جاي شبههاي در اينكه ابن عياش شيعة اثناعشري بوده،
باقى نمىگذارد؛ با اين حال ابن عياش چندان مورد مهر شيوخ بغداد نبوده است
(نك: نجاشى، ٨٦)، نجاشى (ص ٨٥) و طوسى ( الفهرست، ٣٣، رجال، ٤٤٩) متذكر
شدهاند كه ابن عياش در اواخر عمر دچار اضطراب گرديده است. طوسى (همانجاها)
و نجاشى (همانجا) از سعة روايت ابن عياش تمجيد كردهاند. ذكر زمان و مكان در
برخى موارد (ابن عياش، ١٢، ١٨، ٣١)، توضيح در مورد نحوة تحمل حديث (همو، ٣١،
٤١، ٥٣)، توضيح دربارة موارد دقيق اختلاف در روايت يك حديث (همو، ١٨-٢١) و
توضيح در مورد تقطيعاتى كه به جهت ضرورت در حديث انجام داده (همو، ٥٠
-٥١)، همه از شواهد دقت ضبط او در حديث است (نيز براي شاهدي بر وسواس او در
روايت، نك: ابن عياش، ٢٤).
از مقايسة احاديث ابن عياش با نظاير آن در ديگر كتب حديث ميزان دقت وي در
ضبط حديث اعم از سند و متن بيشتر آشكار مىشود. به عنوان نمونه حديثِ
جابربن سمره (ابن عياش، ٤؛ قس: بخاري ١(١)/٤٠١؛ ابن ابى زينب نعمانى، ٦٢)
و حديث سعيد بن غزوان (ابن عياش، ٩؛ قس: ابن ابى زينب نعمانى، ٤٤؛ ابن
بابويه، ١/٢٨١) را مىتوان ذكر كرد. ابن عياش چنانكه در مقدمة مقتضب الاثر
متذكر شده، در مواردي به نقدِ حديث نيز پرداخته است (مثلاً نك: ص ٥؛ خزاز،
٤٣).
در ميان مشايخ او در حديث، على رغم اينكه اغلب آثار وي از دست رفته، نام
بيش از ٤٠ تن در دست است. از جملة آنان مىتوان از ابن عقدة همدانى،
ابوعلى صولى، عبدالله بن جعفر حميري، احمد بن محمد بن يحيى عطار، ابن حمزة
طبري، ابن جعابى، محمد بن احمد منصوري، سهل بن محمد طرطوسى و حسين بن
على بزوفري نام برد (ابن عياش، جم؛ ابن شاذان، ٤٧، ١٢٨؛ طوسى، مصباح، ٧٣٦،
٧٥٩؛ طبرسى، ٣٤٩، ٣٧٠-٣٧٣).
از شاگردان و روات مشهور ابن عياش مىتوان ابن شاذان قمى، نجاشى، خزاز
قمى و جعفر بن محمد دوريستى را نام برد (ابن شاذان، جم؛ نجاشى، ٦٣؛ خزاز،
جم؛ ابن ابى الرضا، ١٦٨). شيخ طوسى در موارد متعدد ( الفهرست، ٣٣؛ رجال، ٤٤٩؛
الغيبة، همانجا؛ مصباح، ٧٣٩) با واسطة «جماعة» يا «جماعة من اصحابنا» از ابن
عياش نقل كرده كه بايد مقصود وي برخى از شيوخ معروفش چون شيخ مفيد و
حسين بن عبيدالله غضائري باشد (در مورد ديگر شاگردان وي، نك: كراجكى، ٢٥٦؛
ابن نجار، ٢/٤٣-٤٤؛ طبرسى، ٣٤٩؛ علامة حلى، ١١١؛ آقابزرگ، طبقات، ٢٤).
ابن عياش، به عنوان حلقة واسطه در روايت آثار سلف كوشش بسيار كرده است،
چنانكه برخى از اين آثار تنها به همت او به دست آيندگان رسيده و برخى
چون طب الائمة پسران بسطام تا امروز محفوظ مانده است. از ميان آثار شيعه و
سنى كه وي روايت كرده، مىتوان از الحصال و الكمال ابن عنبسه، التخريج
عبيدبن كثير و كتابهاي وكيع بن جراح و موسى بن عيسى منصوري نام برد (ابن
عياش، جم؛ نجاشى، جم؛ علاّمة حلى، ١١٦-١١٧).
ابن عياش اطلاعات رجالى وسيعى داشته و علاوه بر آثاري كه مستقلاً در اين
علم تأليف كرده، در جاي جاي مقتضب الاثر نيز به حسب مناسبت به بحثهاي
رجالى پرداخته است. به عنوان نمونه توضيحى كه ابن عياش (ص ٨) در مورد
نسب «طاطري» داده، در قياس با توضيحات مراجعى چون انساب سمعانى (٩/٦) و
معجم البلدان ياقوت (٣/٤٨٨) جالب توجه است. نجاشى در رجال خود به كرات از
ابن عياش استفاده كرده، ولى به هر دليل مطالب مربوط به جرح و تعديل را
از وي نقل نمىكند.
نظري به عناوين آثار مفقود ابن عياش و قطعات پراكندة باقى مانده از آنها
نشان مىدهد كه وي از افرادي بوده كه در ثبت تاريخ ائمة متأخر شيعه و نيز
تاريخ غيبت صغري (٢٦٠-٣٢٩ق/٨٧٤ -٩٤١م) نقش بسزايى داشتهاند و اين امر از
آن جهت بيشتر حائز اهميت است كه وي خود غيبت صغري را درك كرده و در مورد
مسائل مطروحه دربارة آن دوره، چون مسألة ادعاي ابوبكر بغدادي شخصاً درگير
ماجرا بوده است (نك: طوسى، الغيبة، ٢٥٥). جز آنچه ذكر شد، مطالبى نيز در مورد
تاريخ ائمة متقدم از وي نقل شده است (نك: همو، مصباح، ٧٤٩، ٧٥٩؛ ابن شهر
آشوب، مناقب، ٤/٣٧٩).
ابن عياش، به گفتة شاگردش نجاشى (ص ٨٦) در ادب و شعر نيز چيرهدست بوده
است. برخى از عناوين موجود در فهرست آثار وي نمودار اطلاع او در تاريخ
ادبيات عرب است.
ابن عياش ظاهراً از حرفة جواهرسازي ارتزاق مىكرده است. وي نه تنها خود به
لقب «جوهري» شهرت داشته، بلكه ابن نجار (٢/٤٣) جد او عبيدالله را نيز جوهري
خوانده و اين دلالت بر خانوادگى بودن اين حرفه در ميان آنان دارد. مهارت
ابن عياش در جواهرسازي تا اندازهاي بوده كه در اين زمينه به تأليف نيز
پرداخته است.
آثار چاپى: مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشره اين كتاب كه يك
بار در ١٣٤٦ق در نجف و بار ديگر و در ١٣٧٩ق در قم به چاپ رسيده، حاوي
مجموعهاي از احاديث - عمدتاً از طريق اهل سنت - در اثبات ائمة اثناعشر است.
اين كتاب از نخستين آثار اماميه در اين باره بود و خزاز قمى شاگرد ابن
عياش تا حد زيادي از آن تأثير گرفته و در واقع بايد كفاية الاثر وي را كوششى
در جهت تكميل كار استاد دانست. از آنجا كه مؤلف در مقتضب الاثر از ابن حمزة
طبري نقل كرده و ابن حمزه در ٣٥٦ق/٩٦٧م وارد بغداد شده (ه د، ابن حمزه)،
تأليف اين كتاب بايد مربوط به بعد از سال مزبور باشد.
آثار يافت نشده:
١. الاغسال. موضوع اين كتاب چنانكه از موارد نقل برمىآيد، احاديثى در باب
اغسال مندوبه و احتمالاً واجبه بوده است. نسخة آن تا قرن ٩ق/١٥م باقى
بوده و كفعمى از آن نقل كرده است (طوسى، الفهرست، ٣٣؛ نجاشى، ٨٦؛ ابن
طاووس، اقبال، ٢١؛ افندي، ٦/٣١؛ نوري، ١/١٥٢-١٥٤؛ آقابزرگ، الذريعة، ٢/٢٥٢).
٢. اخبار ابى هاشم... (طوسى، نجاشى، همانجاها). از موارد نقل چنين پيداست
كه اين كتاب مشتمل بر روايات تاريخى در مورد ائمة متأخر بوده است. نسخة آن
تا قرن ٧ق/١٣م باقى بوده، طبرسى (ص ٣٤٩، جم)، ابن شهر آشوب ( مناقب،
٤/٣٩٠) و اربلى (٣/٢٢١) از آن نقل كردهاند. علامة حلى نيز در اجازه به بنى
زهره (ص ١١٠) آن را روايت كرده است.
٣. عمل رجب، شعبان و شهر رمضان (طوسى، نجاشى، همانجاها)، كه مورد استفادة
ابن طاووس در مهج الدعوات (ص ٤٦) قرار گرفته است.
٤. مسائل الرجال، كه موضوع آن پرسشهايى از امام هادي(ع) و پاسخهاي آنها
بوده است. نسخة اين كتاب تا قرن ٧ق/١٣م باقى بوده و ابن ادريس در
مستطرفات السرائر (ص ٤٧٩) و ابن طاووس در الامان (ص ٤٥) از آن نقل
كردهاند.
ديگر آثار ابن عياش كه نسخهاي از آنها تاكنون به دست نيامده، عبارتند از:
كتاب فى ذكر الشجاج، اخبار جابر الجعفى، اخبار السيد (اسماعيل الحميري)،
شعرابى هاشم الجعفري، ما نزل من القرآن فى صاحب الامر (الزمان) (عج)،
الاشتمال على معرفة الرجال، كه كتابى كم حجم بوده و در آن راويان هر
امام را ذكر كرده است، ذكر من روي الحديث من بنى ناشرة (يا بنى عمار بن
ياسر)، اخبار وكلاء الائمة الاربعة، كه كتابى مختصر بوده است. افزون بر اين
از وي كتابى با عنوان اللؤلؤ و صنعته و انواعه، در مورد ساخت لؤلؤ (مرواريد)
و انواع آن (طوسى، نجاشى، همانجاها؛ ابن شهر آشوب، معالم، ٢٠) ياد كردهاند.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة، همو، طبقات اعلام الشيعة، قرن ٥، به كوشش علينقى
منزوي، بيروت، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن ابى الرضا، محمد، «الاجازة الكبيرة»، بحار
الانوار، مجلسى، بيروت، ١٤٠٣ق، ج ١٠٤؛ ابن ابى زينب نعمانى، محمد، الغيبة،
بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن ادريس، محمد، السرائر، تهران، ١٣٩٠ق؛ ابن بابويه،
محمد، كمالالدين، به كوشش علىاكبر غفاري، تهران، ١٣٩٠ق؛ ابن شاذان، محمد،
مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛ ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/
١٩٦١م؛ همو، مناقب آل ابى طالب، قم، انتشارات علامه؛ ابن طاووس، على،
اقبال الاعمال، تهران، ١٣٩٠ق؛ همو، الامان من اخطار الاسفار و الازمان،
نجف، ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م؛ همو، مهج الدعوات، بمبئى، ١٢٩٩ق؛ ابن عياش، احمد،
مقتضب الاثر، قم، ١٣٧٩ق؛ ابن نجار، محمد، ذيل تاريخ بغداد، به كوشش قيصر
فرح، حيدرآباد دكن، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ اربلى، على، كشف الغمة، بيروت،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ افندي اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش احمد حسينى،
قم، ١٤٠١ق؛ بخاري، محمد، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ خزاز
قمى، على، كفاية الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره،
١٣٤٩ق؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ طبرسى،
فضل، اعلام الوري، نجف، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ طوسى، محمد، امالى، بغداد،
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، رجال، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ همو، الغيبة، نجف، ١٣٨٥ق؛ همو،
الفهرست، به كوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، مكتبةالمرتضويه؛ همو، مصباح
المتهجد و سلاح المتعبد، تهران، ١٣٣٨-١٣٣٩ق؛ علامة حلى، حسن، «الاجازة
الكبيرة»، بحار الانوار، مجلسى، بيروت، ١٤٠٣ق، ج ١٠٤؛ كراجكى، محمد، كنز
الفوائد، تبريز، ١٣٢٢ق؛ نجاشى، احمد، رجال، به كوشش موسى شبيري زنجانى،
قم، ١٤٠٧ق؛ نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق؛ ياقوت،
بلدان.
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا