دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٤٤
| ابن طهمان جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٤٤ |
اِبْنِ طَهْمان، ابوسعيد ابراهيم بن طهمان بن شعبة (شعيب) خراسانى هروي،
فقيه، مفسّر، متكلّم و محدّث (د ١٦٣ق/٧٨٠م). از تاريخ تولد وي آگاهى دقيقى
در دست نيست. اگر چه با توجه به تاريخ تولد ابوحنيفه (٨٠ق/٦٩٩م) كه از
ابن طهمان بزرگتر بود (خزرجى، ١/٤٧)، و تولد ابن مقسم (١١٠ق/٧٢٨م) كه از
ابن طهمان كوچكتر بود (ابن حجر، ١/٢٧٥)، به ويژه اشارة نعيم بن حماد كه
گفته است وي بيش از ٦٠ سال از ابن طهمان حديث شنيده است، و نيز با توجه
به زمان درگذشت ابن طهمان، مىتوان حدس زد كه او پس از ٨٠ق/٦٩٩م متولد
شده است. در هر حال ابن طهمان از خاندانى معروف از اهل باشانِ هرات
برخاست (سمعانى، ٢/٣٧) و در طلب دانش به مرو، نيشابور، عراق و حجاز سفر كرد
(خطيب بغدادي، ٦/١٠٥-١٠٧؛ خزرجى، همانجا). وي در اين سفرها از برخى از
تابعين چون عبدالله بن دينار، عبدالعزيز بن رفيع، ابوزبير محمد بن مسلم
مكى، موسى بن عقبه (ابوداوود، ٤/١٢٦؛ خطيب بغدادي، ٦/١٠٥)، حجاج بن حجاج
(طبري، ٢/٣١٦) و عمروبن دينار و نيز از گروه زيادي از طبقة بعد يعنى تابعين
حديث شنيد. چنانكه برخى از احاديثى كه ابن طهمان روايت كرده، به ٢ يا ٣
واسطه متصلاً يا مرسلاً به پيامبراكرم(ص) مىرسد (مزي، ٢/١٠٩؛ ذهبى، سير،
٧/٣٧٨-٣٧٩؛ ابن كثير، ١/١٢، ٦/١٣٤؛ ابن ابى الوفاء، ٣٩).
ابن طهمان هنگام درگذشت ابو حنيفه (١٥٠ق/٧٦٧م) در بغداد بود (خطيب بغدادي،
١٣/٤٢٣) و محتملاً اين اقامت، پس از نخستين سفر وي به مكه و مدينه بوده
است. زيرا گفتهاند كه وي نخست در كوفه ابوحنيفه را ملاقات كرد و احاديث
مالك بن انس را بر او عرضه داشت و به دنبال او به بغداد رفت و تا درگذشت
او همانجا ماند (مالك، ١٩، ٢٠)؛ احتمالاً ابن طهمان در مدينه از مالك حديث
شنيده بوده است، خاصه كه چند سال بعد حديثى از مالك بن انس به روايت
ابن طهمان بر خود مالك در مدينه عرضه داشتند (خطيب بغدادي، ٦/١٠٧- ١٠٨). از
اينجا مىتوان دريافت كه ابن طهمان قبل از ملاقات ابوحنيفه در كوفه، در
حجاز بوده است. به هر حال ابن طهمان از عراق به خراسان بازگشت و در
باشان رحل اقام افكند، اما مدتى بعد دوباره قصد حج كرد و چون به نيشابور
رسيد، ارشاد مردم را كه به عقايد جهميه گرويده بودند، به ادمة سفر ترجيح داد
و مدتى ماند و عقايد ارجاء را تبليع كرد (تميمى، ١/١٩٩)، از آنجا رهسپار بغداد
شد و در اين شهر مدتى به املاء حديث پرداخت و گويا از خليفه مهدي (خلافت:
١٥٨-١٦٩ق/٧٧٥- ٧٨٥م) در آغاز خلافتش مقرري دريافتمىكرده است (خطيببغدادي،
٦/١١٠). با اينهمه اقامت وي در عراق به درازا نكشيد و رهسپار حجاز شد، زيرا در
١٦٠ق/٧٧٧م على بن حسين بن واقد در مكه از قول ابن طهمان حديث نوشته
است (همو، ٦/١٠٧).
در برخى منابع به نقل گروهى از محدثان تاريخ درگذشت وي، ١٥٨ق/٧٧٥م ذكر
شده است (خطيب بغدادي، ٦/١١١؛ مري، ٢/١١٥)، اما خطيب بغدادي (همانجا) سال
١٦٣ق را درست دانسته است.
ابن طهمان در روزگاري مىزيست كه جدالهاي كلامى در ابوابى چون اصول
اعتقادات و افعال خداوند و كفر و ايمان، ميان فرقى چون مرجئه و جهميه و
خوارج سخت گرم بود. او خود به ارجاء گرويد و برخلاف خوارج، ارتكاب گناه به
طور مطلق را موجب كفر و خروج از دين نمىدانست، بلكه براي مرتكبان گناهان
كبيره نيز اميد عفو و غفران از سوي پروردگار داشت (مزي، ٢/١١١؛ تميمى،
١/١٩٩). وي همچنين بر جهميه مىتاخت (ذهبى، تذكرة، ١/٢١٣؛ ابن حجر، ١/١٣٠) و
حتى آنها را مانند قدريه كافر مىشمرد (ذهبى، سير، ٧/٣٨١) و چنانكه گفتيم
براي ارشاد مردم نيشابور كه به جهميه گرويده بودند، فسخ عزيمت حج كرد.
كتاب سنن وي (نك: بخش پايان همين مقاله) نيز حاوي اخباري است كه عقايد
جهميه را باطل مىكند (مالك، ٤٤- ٤٥).
با اينهمه گفتهاند كه در اواخر عمر از عقيدة ارجاء عدول كرد (ابن حجر، ١/١٣١؛
خزرجى، ١/٢٤٧؛ داوودي، ١/١١). هيچيك از منابع به صراحت و قطعيت دربارة
مذهب وي در فقه سخن نگفتهاند و اصولاً در روزگار او اين مذاهب يا هنوز پديد
نيامده بود يا زعماي آنها هم طراز و هم عصر او بودهاند و ابن طهمان گرايش
فقهى به آنها نداشته است. اگر چه برخى نام او را در شمار حنفيان (عبّادي،
٤؛ تميمى، همانجا) ذكر كردهاند، اما ابن طهمان فقط در اعتقاد به ارجاء به
روش ابوحنيفه بوده است. ابن حنبل در روزگار ابن طهمان هنوز متولد نشده
بود، ولى به روايت سمعانى (٢/٣٨) و صفدي (٦/٢٣) وي به ابن طهمان اعتقاد
بسيار داشت. دربارة مالك بن انس اگر چه ابن طهمان در مدينه در محضر او بود
و از او حديث شنيد، اما دليلى بر گرايش فقهى ابن طهمان به او در دست نيست.
محمد بن ادريس شافعى نيز به هنگام فوت ابن طهمان حدود ١٥ سال بيش نداشته
است. قابل توجه است كه برخى تشيع او را نيز محتمل دانستهاند (امين،
٢/١٦٨)، ولى دليل قاطعى بر اين امر در دست نيست.
ابن طهمان نيز همچون ساير محدثان در معرض جرح و تعديل بوده است، خاصه كه
به مكتبى كلامى «ارجاء» هم گرايش داشته و اين معنى در اظهار نظر
رجالشناسان دربارة او دخيل بوده و شايد از همين روست كه برخى اين گرايش
را موجب جرح او دانسته (ذهبى، المغنى، ١٧) و كسانى چون محمد بن عبدالله
بن عمار موصلى او را مضطرب الحديث و ضعيف محسوب داشتهاند (خطيب بغدادي،
٦/١٠٨؛ ابن حجر، ١/١٣٠)، در حالى كه بيشتر محدثان او را به طور مطلق ثقه
شمردهاند و با عناوين ثقة فى الحديث، صدوق، حسن الحديث، صحيح الحديث و
حسن الرواية از او ياد كردهاند (عجلى، ٥٢، ٥٧؛ ابن ابى حاتم، ٢/١٠٧؛ خطيب
بغدادي، ٦/١٠٦؛ ذهبى، سير، ٧/٣٧٩؛ ابن ابى الوفاء، ٣٩- ٤٠).
از بررسى اين منابع آشكارا مىتوان دريافت كه وي در روزگار خود از جملة
محدثان و فقهاي معتبري به شمار مىرفته است كه مؤلفان صحاح عموماً از وي
روايت كردهاند (مثلاً: بخاري، ١/١٠٨، ٤/٣٠، ٦٥؛ ابوداوود، ٤/١٢٦؛ نسائى، ٧/٢٣؛
دارقطنى، ٣/٨١) و به احاديث وي رغبت بسيار نشان دادهاند (سمعانى، ٢/٣٨).
حتى برخى از مشايخ ابن طهمان، مانند صفوان بن سليم، ابوحنيفه نعمان بن
ثابت، عبدالله بن مبارك، سفيان بن عيينه و خالدبن نزار، از خود ابن طهمان
نقل حديث كردهاند (خطيب بغدادي، ٦/١٠٥؛ تونكى، ٣/١٩٧). برخى ابن طهمان را
در طبقة سوم محدثان جاي دادهاند (خليفة بن خياط، ٢/٨٣٥) و برخى ديگر در طبقة
مالك بن انس يعنى طبقة پنجم (سيوطى، ٩٦). گذشته از خود ابن طهمان، در
پارهاي مآخذ (حاكم نيشابوري، ١٥٦؛ سمعانى، ٩/١٠٨-١٠٩؛ ابن اثير، ٢/٢٩١) از
«طهمانى»ها نيز نام برده شده است كه بعضى از آنها از فرزندان و نوادگان
ابن طهمان بودهاند يا از جملة شاگردان مكتب و گردآورندگان احاديث او به
شمار مىرفتهاند، همچون ابوعبدالله بن البيع الضبى، ابوبكر محمد حمويه،
ابوالعباس عيسى بن محمد، على بن حجر و على بن حشرم.
آثار: ابن نديم (ص ٢٢٨) ٤ كتاب به ابن طهمان نسبت داده است بدين قرار:
السنن، المناقب، العيدين و كتاب التفسير. ظاهراً به دليل كتاب اخير است كه
او را مفسر ناميدهاند (داوودي، ١/١٠) و به سبب كتاب سنن، فقيهش دانستهاند
(عبادي، همانجا). سزگين يادآوري كرده كه هيچ يك از آثاري كه ابن نديم
معرفى كرده، در دست نيست، ولى نسخهاي خطى دربارة شيوخ ابن طهمان متشكل
از ٢٠ ورق در كتابخانة ظاهريه موجود است (١(١)/١٧٠). محمد طاهر مالك (ص ٦) پس
از پژوهشهاي بسيار در باب كتاب مشيخة ابن طهمان، بر آن شده كه اين كتاب،
همان سنن ابن طهمان است كه قبل از صحاح تصنيف شده و حاوي ٢٠٨ حديث،
مشتمل بر ابواب فقهى و اصول عقايد است. اين اثر نخستين بار در مجلة معهد
المخطوطات العربية (مجموعة ٢٢، ج ٢، سال ١٩٧٦م) به چاپ رسيد و سپس با
مقدمهاي مفصل همراه با متن آن در مجمع اللغة العربية بدمشق منتشر شد.
مآخذ: ابن ابى حاتم، محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧١ق/ ١٩٥٢م؛
ابن ابى الوفاء، عبدالقادر، الجواهر المضيئة، حيدرآباد دكن، ١٣٣٢ق/١٩١٤م؛ ابن
اثير، عزالدين، اللباب، بيروت، دارصادر؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، الضعفاء و
المتروكين، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، تذهيب التهذيب،
حيدرآباد دكن، ١٣٢٧ق/١٩٠٩م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن نديم، محمد، الفهرست،
به كوشش فلوگل، لايپزيگ، ١٨٧١م؛ ابوداوود، سليمان، سنن، به كوشش محمد
محيىالدين عبدالحميد، استانبول، المكتبة الاسلامية؛ امين، محسن، اعيان
الشيعة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بخاري، محمد، صحيح، استانبول، المكتبة
الاسلامية؛ تميمى، تقىالدين، الطبقات السنية فى تراجم الحنفية، به كوشش
عبدالفتاح محمد الحلو، قاهره، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ تونكى، محمد، معجم المصنفين، به
كوشش عثمان على خان، بيروت، ١٣٤٤ق/ ١٩٢٥م؛ حاكم نيشابوري، محمد، معرفة
علوم الحديث، به كوشش سيد معظم حسين، مدينه، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ خزرجى،
صفىالدين احمد، خلاصة تذهيب التهذيب الكمال، به كوشش محمود عبدالوهاب فايد،
قاهره، مكتبة القاهرة؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛
خليفة بن خياط، الطبقات، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٦م؛ دارقطنى، على،
سنن، به كوشش عبدالله هاشم يمانى، مدينه، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ داوودي، محمد،
طبقات المفسرين، به كوشش على محمد عمر، قاهره، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ذهبى،
شمسالدين محمد، تذكرة الحفاظ، به كوشش عبدالرحمان بن يحيى معلمى، بيروت،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و على ابوزيد،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، المغنى، به كوشش نورالدين عتر، حلب،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ سزگين، فؤاد، تاريخ التراث العربى، ترجمة محمود فهمى حجازي،
رياض، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش سيد شرفالدين
احمد، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛ سيوطى، طبقات الحفاظ، بيروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت،
١٣٩٣ق/١٩٧٢م؛ طبري، محمد، تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت،
١٩٦٠- ١٩٦٨م؛ عبّادي، محمد، طبقات الفقهاء الشّافعية، به كوشش گوستا ويتستام،
ليدن، ١٩٦٤م؛ عجلى، احمد، تاريخ الثقات، به كوشش عبدالمعطى قلعجى، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ مالك، محمد طاهر، مقدمة مشيخة ابن طهمان، دمشق، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
مزي، جمالالدين يوسف، تهذيب الكمال، به كوشش بشار عواد معروف، مدينه،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ نشايى، احمد، سنن، استانبول، ١٩٨١م. جعفر سجادي
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا