دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٠٧
| ابن مکی جلد: ٤ شماره مقاله:١٨٠٧ |
اِبْنِ مَكّى، ابوحفص عمربن خلف بن مكى صِقِلّى (د ٥٠١ق/ ١١٠٨م)، لغوي،
نحوي، فقيه، خطيب و شاعر. در بعضى منابع نسبتهاي حميري، مازري و قرطبى نيز
به دنبال نام وي آمده است (ابن دحيه، ٨٩؛ ٢ EI). وي نيمى از عمر خود را
در صقليه (سيسيل) گذرانيد و در سالهاي آخر اقامتش در آنجا به قضا اشتغال
داشت. به هنگام سقوط صقليه به دست نورمانها، همزمان با ابن جراس (حواس)
آخرين امير مسلمان صقليه، آنجا را به قصد تونس ترك كرد (ابن خلدون، ٤(٧)/
٤٥٠؛ مدنى، ٢١٤؛ ٢ EI). ابن مكى در تونس علاوه بر سمت قضا منصب خطابت را
نيز برعهده گرفت (عمادالدين، ١/١٠٦؛ قفطى، ٢/٣٢٩). قبول اين سمنت از طرف
وي احتمالاً در حدود ٤٦٠ق بوده است (نك: ابن خلدون، همانجا؛ قس: مطر، ٨).
از اشارات خود او برمىآيد كه از محضر استادانى چون ابن البرّ تميمى لغوي
مشهور، ابن رشيق قيروانى صاحب العمدة و عبدالحق بن محمد بن هارون سهمى
فقيه مشهور صقليه بهره برده است (ص ٤٧، ٦٦، ٢٠٤؛ نيز نك: مطر، ٨ -١٠). صفدي
(ص ٤١) به اختصار از او با عناوين محدث، فقيه، لغوي و نحوي ياد كرده است.
ابن مكى خطيب توانايى بوده است. گويند در تمام مدتى كه در تونس خطيب
جمعه بوده، هر هفته يك خطبة تازه، از خود انشاء مىكرده است (قفطى، همانجا؛
فيروزآبادي، ١٧٢). مهارت وي در فن خطابه مورد ستايش بسيار قرار گرفته و
خطبههاي او را هم طراز خطبههاي ابن نباته و حتى برتر از آنها دانستهاند
(عمادالدين، قفطى، همانجاها). وي شعر نيز مىسرود. در كتاب الدرة الخطيرة ابن
قطاع، دانشمند همروزگارش كه جنگى از اشعار سرايندگان بنام صقلية آن روزگار
است، قطعاتى از اشعار او نقل شده است ( ٢ EI). عمادالدين كاتب نيز ٢٨ بيت
از اشعار او را كه بيشتر در مضامين پند اخلاقى است و شيوة موعظه دارد، نقل
كرده است (١/١٠٧-١٠٩).
آثار: تنها اثري كه از وي بر جاي مانده، كتاب تثقيف اللسان و تلقيح
الجنان در لغت است كه آن را پيش از مهاجرت به تونس تأليف كرده و مشتمل
بر ٥٠ باب است و در آن به موضوعاتى چون تصحيف، تبديل و غيره پرداخته
است. مؤلف در مقدمة كتاب (ص ٤١-٤٢) انگيزة نگارش آن را شيوع فساد در زبان
عربى و رواج يافتن غلطهاي فراوان در ميان خاص و عام عنوان كرده كه
احتمالاً تأثيرات لهجة مغربى را در زبان محاورة ساكنان صقليه منظور نظر داشته
است ( ٢ EI). وي در پايان مقدمه (ص ٤٧) متذكر شده است كه پس از اتمام
كتاب آن را بر استادش ابن البر تميمى عرضه داشته و آنچه را كه مورد پسند
استاد بوده، باقى گذاشته و بقيه را فرونهاده است. ابن مكى ٣ بخش از كتاب
را به غلطهاي قرّاء، محدثان و فقيهان (ص ٢٤٢-٢٦٧) و بخش ديگري را به شرح و
قواعد نگارش با عنوان «باب من الهجاء» اختصاص داده كه شبيه فصلى است كه
ابن قتيبه در ادب الكاتب با عنوان «تقويم اليد» آورده است. اين كتاب كه
بهترين گواه براي اثبات استقلال مكتب لغوي صقليه است (نك: عباس،
١٠٨-١١١)، سالها راهگشاي لغويان و مورد استناد دانشمندان بوده است (نك:
خفاجى، ٢٠٤- ٢٠٥؛ ابن عماد، ٣/٣٨؛ سراج، ١(١)/٢٥٧، ٢٨٦، ١(٢)/٤١٠). قفطى
(همانجا) و فيروزآبادي (ص ١٧١-١٧٢) كتاب تثقيف اللسان را گوياي كثرت دانش،
حافظة قوي و وسعت اطلاعات لغوي مؤلف دانستهاند. اين كتاب نخستين بار در
١٣٨٦ق/١٩٦٦م در قاهره به كوشش عبدالعزيز مطر و بار ديگر در ١٩٦٧م در همان
شهر توسط همو همراه لحن العامة زبيدي و تقويم اللسان ابن جوزي به چاپ
رسيده است.
مآخذ: ابن خلدون، العبر؛ ابن دحيه، عمر، المطرب، به كوشش طه حسين، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛ ابن مكى،
عمر، تثقيف اللسان و تلقيح الجنان، به كوشش عبدالعزيز مطر، قاهره،
١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ خفاجى، احمد، شفاء الغليل، به كوشش عبدالمنعم خفاجى، قاهره،
١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ سراج، محمد، الحلل السندسيّة، به كوشش محمد الحبيب الهيلة،
تونس، الشركة التونسية؛ صفدي، خليل، تصحيح النصحيف و تحرير التحريف،
فرانكفورت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ عباس، احسان، العرب فى صقلية، بيروت، ١٩٧٥م؛
عمادالدين كاتب، محمد، خريدة القصر (قسم شعراء المغرب)، به كوشش محمد مرزوقى
و ديگران، تونس، ١٩٦٦م؛ فيروزآبادي، محمد، البلغه فى تاريخ ائمة اللغة، به
كوشش محمد مصري، دمشق، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ قفطى، على، انباء الرواة، به كوشش
محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ مدنى، احمد توفيق، المسلمون
فى جزيرة صقلية و جنوب ايطاليا، الجزاير، ١٣٦٥ق؛ مطر، عبدالعزيز، مقدمه بر
تثقيف اللسان (نك: هم، ابن مكى)؛ نيز: . ٢ EI
رحمت پورمحمد شيرجوپشت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا