دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦٠
| ابن مستوفی اربلی جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٦٠ |
اِبْنِ مُسْتَوْفىِ اِرْبِلى، ابوالبركات شرفالدين مبارك بن احمد ابن
مبارك بن موهوب بن غنيمة بن غالب لخمى اربلى (٥٦٤ -٦٣٧ق/ ١١٦٩-١٢٣٩م)،
مورخ، اديب، شاعر، آشنا به علم حديث و متبحر در فن استيفا. وي در اربل (در
عراق كنونى) متولد شد (ياقوت، ١/١٨٧؛ ابن خلكان، ٤/١٧٤). بسياري از افراد
خاندان وي اهل فضل و ادب بودهاند. پدرش، ابوالفتح احمد، بعد از مرگ پدر تا
پايان عمر در اربل متصدي ديوان استيفا بود. عمّ او نيز كه از فضلاي زمان
بود، به همين شغل اشتغال داشت (منذري، ٣/٥٢٢؛ ابن خلكان، ٤/١٥١). ابن
مستوفى قرآن و ادبيات را از محمد بن يوسف بحرانى و مكّى بن ريّان ماكسينى
آموخت و از عبدالوهاب بن هبةالله و مبارك بن طاهر خزاعى و عدهاي ديگر
حديث شنيد (منذري، همانجا) و از چند تن از علماي زمان خود اجازة روايت گرفت
(همانجا؛ ذهبى، سير، ٢٣/٥٠).
ابن مستوفى در زمان امارت ملك مظفرالدين كوكبوري (د ٦٣٠ق/ ١٢٣٣م)
فرمانرواي اربل منصب استيفا را كه در اين نواحى شغل بزرگى به شمار
مىرفت، به عهده داشت و در ٦٢٩ق مقام وزارت ملك مظفر را يافت و تا مرگ
وي در همين سمت باقى بود. يك ماه بعد از مرگ ملك مظفر، مستنصر در اواسط
شوال ٦٣٠ اربل را به تصرف خود درآورد (ابن خلكان، ٤/١٥٠-١٥١؛ فروخ، ٣/٥٣٢) و
ابن مستوفى را به خدمت ديوانى فراخواند و شغل وزارت را به پيشنهاد كرد،
ولى او از قبول اين سمت سرباز زد (ابن خلكان، ٧/٣٢٦) و گوشهنشينى اختيار
كرد و به همين نحو روزگار مىگذرانيد (منذري، همانجا؛ ابن خلكان، ٤/١٥١؛ ابن
عماد، ٥/١٨٧)، تا اينكه مغولان در ٦٣٤ق شهر اربل را متصرف شدند و او با
عدهاي از امراي لشكر و اهالى اربل به قلعه پناهنده شد و جان سالم به در
برد. پس از آنكه مغولان شهر اربل را تخليه كردند، ابن مستوفى به موصل رفت
و مورد استقبال امير آنجا قرار گرفت و از حمايت او بهرهمند شد و در آنجا از
مقرري و نيز از كتابهاي نفيسى كه داشت، استفاده مىكرد و تا آخر عمرش در آن
شهر بود و در همانجا درگذشت و در مقبرة سابله بيرون باب الجصاصه به خاك
سپرده شد (ابن خلكان، ٤/١٥١، ٧/٣٢٦).
آثار چاپى: ١. شرح المشكل من ديوان ابى تمام و المتنبى يا النظام فى شرح
شعر المتنبى و ابى تمام (نك: ابن خلكان، ٤/١٤٧). اين كتاب در ١٠ جلد و به
كوشش محمد عبده عزّام در ١٩٣٥م در قاهره به چاپ رسيده است ؛ GAL,S,I/١٣٦)
٢. بناهة البلد الخامل لمن ورده من الاماثل. اكثر مطالب اين كتاب دربارة
تاريخ ادبا و ملوك است و به تاريخ اربل معروف شده است. اين اثر به نوشتة
ابن خلكان (همانجا) در ٤ جلد تدوين يافته (قس: و به عقيدة روزنتال با خط خود
مؤلف در ٥ جلد نوشت شده و سليمان بن عبدالله ابن ابى الحسن زنجانى مكى
آن را تلخيص كرده است (ص ٦١٤ - ٦١٥؛ ذهبى، تاريخ الاسلام، ٣٢٩). جلد چهارم
اين كتاب به عنوان آخرين جلد در چستربيتى به شمارة ٤٠٩٨ موجود است (
آربري، )، V/٣١ اما صقار (١/٩) معتقد است نسخة مذكور جلد دوم اين كتاب است
كه به دست ما رسيده، نه جلد چهارم. اين جلد به كوشش سامى صقار در دو
قسمت در عراق (١٩٨٠م) به چاپ رسيده است.
آثار يافت نشده: ١. اباقماش، دربارة ادب و نوادر و غيره (ابن خلكان،
همانجا)؛ ٢. اثبات المحصل فى نسبة ابيات المفصل، كه در دو جلد تدوين يافته.
ابن مستوفى در اين كتاب از ابياتى كه زمخشري در المفصل به آنها استشهاد
جسته، سخن رانده است (همانجا)؛ ٣. ديوان شعر (همانجا؛ ذهبى، سير، ٢٣/٥١)؛ ٤.
سرّالصنعة (ابن خلكان، همانجا).
مآخذ: ابن خلكان، وفيات؛ ابن عماد حنبلى، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره،
١٣٥١ق؛ ابن مستوفى، مبارك، تاريخ اربل، به كوشش سامى صقار، بغداد، ١٩٨٠م؛
ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، به كوشش بشار عواد معروف و ديگران، بيروت،
١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محيى هلال
السرحان، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ روزنتال، فرانتس، علمالتاريخ عند المسلمين،
ترجمة صالح احمد العلى، به كوشش محمد توفيق حسين، بغداد، ١٩٦٣م؛ صقار،
سامى، مقدمه بر تاريخ اربل (نك: ابن مستوفى در همين مآخذ)؛ فروخ، عمر،
تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٣م؛ منذري، عبدالعظيم، التكملة لوفيات
النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، نجف، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Arberry; GAL, S.
ابوالحسن ديانت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا