دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٣٢
| ابن طرارا جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٣٢ |
اِبْنِ طَرارا، ابوالفرج مُعافى ابن زكريّابن يحيى نهروانى (٧ رجب ٣٠٥-
ذيحجة ٣٩٠/ دسامبر ٩١٧ - نوامبر ١٠٠٠)، محدّث، مقري، اديب و فقيه جريري.
شهرت وي در برخى از منابع به شكل ابن طرارة آمده است (ابوحيان، ٢/١٣٤؛
ياقوت، ادبا، ١٩/١٥١)، ليكن ابن طرار (قفطى، ٣/٢٩٦) و ابن طراز (خطيب،
١٣/٢٣٠، جم) را بايد مصحّف دانست (در مورد ضبط صحيح و صريح كلمه نك: ابن
خلكان، ٥/٢٢٤). معافى ظاهراً از اين جهت كه مدتى در باب الطاق بغداد نيابت
منصب قضا را داشته (خطيب، همانجا) به قاضى شهرت يافته است. اصل خاندان
معافى بنا به قراين مختلف از نهروان بوده، ولى در مورد محل تولد او اطلاعى
در دست نيست. با توجه به استماع او از ابوالقاسم بَغَوي در ٣١٧ق (نك: ريتر،
٢٨١ ، به نقل از الجليس ) و برخى ديگر از مشايخ بغداد در آن زمان (نك:
دنبالة مقاله) مىتوان نتيجه گرفت كه وي پيش از ١٢ سالگى در بغداد به
تحصيل علم اشتغال داشته است. دانسته نيست معافى در چه زمانى بغداد را به
قصد نهروان ترك كرده، ولى وفات او در نهروان واقع شده است (خطيب،
١٣/٢٣١)، نمىتوان گفت مقصود ابن نديم از اينكه معافى اهل نهروان بوده (ص
٢٩٢) اصليت وي بوده، يا اينكه مدت قابل توجهى در آنجا زندگى كرده است.
نه تنها منابع شرح حال معافى، بلكه بررسى مشايخ او نيز ثابت نمىكند كه
وي در طول عمر از عراق خارج شده باشد؛ البته تنها يك سفر او به حجاز براي
به جا آوردن مناسك حج گزارش شده است (ابن خلكان، ٥/٢٢٣، به نقل از
حُمَيدي). وي چنانكه اشاره شد، مذهب جريري داشت كه دلالت بر تسنن او
دارد. منابع شرح حال نيز در تسنن او ترديد نكردهاند.
رجال نويسان شيعة بغداد در نيمة اول قرن ٥ق/١١م چون طوسى و نجاشى و اخلاف
ايشان نيز او را در زمرة مصنفان شيعه ياد نكردهاند. البته برقانى گفته كه
معافى احاديث مورد علاقة شيعه را بسيار روايت مىكرده است (خطيب، همانجا).
در تأييد اين گفته بايد متذكر شويم كه افزون بر شمار قابل توجهى احاديث در
مورد مناقب ائمة شيعه (ع) كه در كتب اهل سنت و شيعه از معافى نقل شده،
در كتب اماميه احاديثى به روايت او آمده كه به نام ائمة دوازده گانه و
در نتيجه به حقانيت مذهب شيعة اثناعشري تصريح دارد (به عنوان نمونه، نك:
خزاز، ٨١ -٨٣، ٢٤٤). ابن طرارا چنانچه ذكر شد، از سنين كم به فراگيري حديث
از مشايخ بزرگ بغداد چون ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوي، ابوبكر عبدالله
بن ابى داوود سجستانى، ابومحمد يحيى بن محمد بن صاعد، قاضى محاملى، محمد
بن احمد بن ابى الثّلج، محمد بن همام اسكافى و احمد بن محمد بن سعيد ابن
عُقده پرداخت (خطيب، ١٣/٢٣٠؛ ابن شاذان، ١٧٥؛ ذهبى، تذكره، ٣/١٠١٠؛ خزاز،
٣٦، ١١٤، جم؛ ابن رازي، ٤٤).
در مورد ديگر مشايخ وي مىتوان به منابع ياد شده و نيز ياقوت ( بلدان، جم)
رجوع كرد. از كسانى كه از او حديث روايت كردهاند مىتوان قاضى ابوالطيب
طبري، ابوالقاسم عبيدالله ازهري، احمدبن على تَوّزي و احمد بن عمر بن روح
نهروانى را نام برد (خطيب، همانجا؛ ذهبى، سير، ١٦/٥٤٥؛ براي تكميل فهرست آن
دو، نك: ياقوت، بلدان، جم). جمعى از محدّثين شيعه چون على بن محمد خزّاز
قمى، محمد بن احمد بن شاذان قمى و جعفر بن احمد قمى معروف به ابن رازي
از او حديث شنيده و روايت كردهاند (خزاز، ٢٠، جم؛ ابن شاذان، ٢٦؛ ابن رازي،
همانجا).
از نظر رجالى، برقانى و عتيقى معافى را توثيق كردهاند (خطيب، ١٣/٢٣١). در
علم قرائت معافى به عنوان مقري و راوي قرائت سلف معروف است. او قرائت
قاريان مختلف را از ابن شنبوذ (د ٣٢٨ق)، ابوعيسى بكّار، ابومزاحم خاقانى و
خضر بن حسين حلوانى فراگرفت (ابن جزري، غاية، ٢/٣٠٢، به نقل از هذلى). با
توجه به درگيريهاي موجود بين ابن شنبوذ و مقري مشهور بغداد، ابوبكر ابن
مجاهد (د ٣٢٤ق)، اين نكته كه معافى در درس ابن شنبوذ حاضر شده و از ابن
مجاهد روايت نكرده، مىتواند نشانهاي از گرايش معافى به افكار ابن شنبوذ در
مورد عدم شدوذ قرائات غير سبع در برابر ابن مجاهد كه به قرائات سبع رسميت
بخشيده بود، باشد. (نك: ابن شنبوذ، ابن مجاهد، ه م م). شايان ذكر است كه
يكى از مؤثرترين اسلاف در معافى، يعنى طبري نيز در كتابى كه در قرائت
تأليف كرده بود، بسياري از قرائات غير سبع را مورد توجه قرار داده بود (نك:
ابن جزري، النشر، ١/٣٤، قس: ١/٣١). به رغم اينكه معافى راويان زيادي در
قرائت داشت (براي قهرستى از ايشان، نك: ابن جزري، غاية، همانجا) و كتابى در
قرائات تأليف كرده (ابن نديم، ٢٩٣؛ قس: ديتريش، .(٢٧٩
روايات او چنانكه انتظار مىرود، در كتب قرائت وارد نشده و تنها هذلى (د
٤١٥ق) در كامل در سطحى وسيع (نك: ابن جزري، همانجا) و ديگران چون ابومعشر
طبري (د ٤٧٨ق) در تلخيص، سِبط خياط (د ٥٤١ق) در كفايه و ابن فتحان (د ٥٥٠ق)
در مصباح تا حدودي روايات او را مورد توجه قرار دادهاند (نك: ابن جزري،
النشر، ١/١١٩، جم). شايد رابطة معافى با ابن شنبوذ در اين كم توجهى بىتأثير
نبوده باشد. معافى در علم فقه به عنوان يكى از مهمترين پيروان و مروجان
مذهب محمد بن جرير طبري، و شايد پس از خود طبري به عنوان بزرگترين مؤلف
در فقه جريري معروف است.
معانى آثار متعددي در زمينة فقه تأليف كرده كه از آن جمله ٢ كتاب التحرير
و النقر و الحدود و العقود در اصول فقه جريري و شرحى بر كتاب الخفيف طبري
قابل ذكر است (نك: ابن نديم، ٢٩٢-٢٩٣). معافى در مقام دفاع از مذهب جريري
با ديگر مذاهب رايج در بغداد از حنفى و شافعى و ظاهري درگير بوده و تأليفاتى
در رد و نقض آنها داشته كه از آن ميان بايد جوابية او به الجامع الكبير محمد
بن حسن شيبانى فقيه حنفى، ردَيّه بر ابوالحسن كرخى فقيه حنفى، جوابيه
به اسماعيل مُرَنى شافعى، رديه بر داوود اصفهانى مؤسس مكتب ظاهري و رديه
بر فقيهى به نام ابويحيى بلخى را ذكر كرد (نك: ابن نديم، همانجا). معافى
به طور قطع درس طبري را درك نكرده و فقه او را از طريق شاگردانش فراگرفته
است. به هر حال با انقراض فقه جريري ظاهراً آثار فقهى معافى نيز مورد
بىتوجهى واقع شده و امروزه چندان چيزي از آراء فقهى او حتى در لابهلاي
كتب به دست ما نرسيده است.
در زمينة ادب، او از استادانى چون ابراهيم بن محمد نفطويه بهره برده و در
فنون مختلف ادب از نحو و لغت و غير آن مهارت داشت (خطيب، ١٣/٢٣٠؛ ياقوت،
ادبا، ١٩/١٥١). او از مشايخى چون محمد ابن حسن بن دُرَيد، محمد بن حسن بن
زياد مقري، محمد بن قاسم انباري و محمد بن محمود خزاعى حكايات ادبى روايت
كرده است (خطيب، ٨/٢٤٩؛ سراج، ١/١١، ١٦١، ٢/١٧٧).
ياقوت ( ادبا، ١٩/١٥٢) حكايت ملاقات او با ابوحيان توحيدي را در جامع رُصافة
بغداد نقل كرده است. از شاگردان او در ادب مىتوان ابوالحسن على بن
سليمان اخفش صغير را نام برد (ابن انباري، ١٦٩). وي شعر نيز مىسروده و
نمونههايى از سرودههاي وي در منابع آمده است (خطيب، ١٣/٢٣٠؛ ابواسحاق
شيرازي، ١٠٣؛ سراج، ١/١٣٨؛ ياقوت، ادبا، ١٩/١٥٤؛ ابن خلكان، ٥/٢٢٣). ابوحيان
(٢/١٣٤) ضمن ستايش فصاحت او قطعاتى از نثر او را نقل كرده است. در منابع
مختلف اظهار نظرها و تفسيرهاي ادبى او به چشم مىخورد (به عنوان نمونه:
سراج، ١/١٦٢، ٢/١٨٩؛ ابن عساكر، ٤/٢٠، ٤٤١، ٥/٦٥، ٢٤١). مهمترين اثر معافى در
ادب كتاب الجليس الصالح الكافى و الا´نيس الناصح الشافى است كه از ١٠٠
مجلس تشكيل شده و برخى از مجالس با ذكر يك حديث نبوي آغاز گرديده است.
سپس مؤلف به شرح حديث پرداخته و به مناسبت، حكايات و قطعات شعر نقل
كرده است. معافى در اين كتاب از حيث سبك از كامل مبرد تأثير پذيرفته است.
كتاب الجليس به عنوان يك منبع تاريخى براي مطالعة عصر اموي نيز شايان
توجه است. از اين كتاب نسخههاي متعددي در كتابخانههاي جهان موجود است
(ازهريه، ٥/٦٤؛ خديويه، ٤/٢٢٤؛ دوسلان، شم ٣٤٨٦ ,٣٤٨٧ ؛ حتى، شم ١٣٦٩ ؛
آلوارت، شم ٨٣٢٥ ؛ نيز نك: I/١٩٥ GAL, I/٥٢٣; GAS, I/٣١٢ .(GAL,S, الجليس در
١٩٨١-١٩٨٣م در بيروت به كوشش محمد مرسى خولى به چاپ رسيده است. ريترطى
يادداشتى ٢٧٩) به بعد)، و ديتريش در مقالهاي تفصيلى تحت عنوان «كتاب
الجليس و الانيسِ معافى...» در مورد اين كتاب و مؤلف آن بحث كردهاند
(ترجمة عربى مقالة ديتريش در مجلة المجمع العلمى العربى، ٣٠(٣)/٣٨٠-٣٩٤ در
١٣٧٤ق/١٩٥٥م در دمشق به چاپ رسيده است).
از ديگر آثار ادبى وي بايد شرح كتاب الجرمى در نحو، المحاورة فى العربية، و
رسالهاي در واو عمرو (احتمالاً دربارة كتابت آن) را نام برد (ابن نديم، ٢٩٣؛
قس: ديتريش، .(٢٧٨ ابن نديم (همانجا) كتابى در تأويل قرآن به وي نسبت
داده و ذهبى ( سير، ١٦/٥٤٦) از تفسير كبير ٦ جلدي او سخن گفته است. معافى
خود در الجليس از آثاري در علوم قرآن از جمله البيان الموجز عن علوم
القرآن المعجز، و كتابى در علل قرائات و تفصيل در مورد وجوه آنها ياد كرده
است (نك: ديتريش، .(٢٧٩ شايان ذكر است كه اگرچه ابن نديم (همانجا) گزارش
كرده كه تا زمان ملاقاتش با معافى، او به گفتة خودش افزون بر ٥٠ اثر در
فقه، كلام، نحو و ديگر علوم تأليف كرده بود، امروزه بجز الجليس و يك جزء
حديث در ٤ برگ كه نسخة آن در كتابخانة ظاهريه ( فهرس مجاميع، ٣٤٨) نگهداري
مىشود، اثري از او در دست نيست.
مآخذ: ابن انباري، عبدالرحمان، نزهة الالباء، به كوشش ابراهيم سامرائى،
بغداد، ١٩٥٩م؛ ابن جزري، محمد، غايةالنهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره،
١٣٥٢ق/ ١٩٣٢م؛ همو، النشر، به كوشش على محمد الضباع، قاهره، كتابخانة مصطفى
محمد؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن رازي، جعفر، نوادر الاثر، به همراه جامع
الاحاديث ابن رازي، تهران، ١٣٦٩ق؛ ابن شاذان، محمد، مائة منقبة، قم،
١٤٠٧ق؛ ابن عساكر، على، التاريخ الكبير، به كوشش عبدالقادر افندي بدران،
دمشق، ١٣٣٢ق؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات
الفقهاء، به كوشش خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛ ابوحيان توحيدي، على،
الامتاع و المؤانسة، به كوشش احمد امين و احمد الزين، قاهره، ١٩٤٢م؛
ازهريه، خطى؛ خزّاز قمى، على، كفاية الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ خديويه، فهرست؛
خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ،
حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و
ديگران، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ سراج، جعفر، مصارع العشّاق، بيروت، دارصادر؛
فهرس مجاميع المدرسة العمرية، به كوشش ياسين محمد سواس، كويت،
١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ قفطى، على، انباء الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم،
قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ياقوت، ادبا؛ همو، بلدان، نيز:
Ahlwardt; De Slane; Dietrich, Albert, X Das Kit ? b al - Galis wa - p l- An o s
des Mu q ? f ? ..., ZDMG, ١٩٥٥, vol. CV; GAL; GAL,S; GAS; Hitti, Ph. K. et al.,
Descriptiue Catalog of the Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton,
١٩٣٨; Ritter, H. X Arabische Handschriften in Anatolien und Istanbul n , Oriens,
Leiden, ١٩٤٩. vol. II.
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا