دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٥٤
| ابن قف جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٥٤ |
اِبْنِ قُفّ، امينالدوله ابوالفرج بن موفقالدين يعقوب بن اسحاق كَرَكى
(٦٣٠ - ٦٨٥ق/١٢٣٣-١٢٧٦م)، پزشك و نويسندة مشهور مسيحى سوري. با آنكه نام،
شهرت و دين او و نيز نام پدرش در آغازِ برخى از نسخههاي آثار او آمده (ريو،
٥٤٥ ؛ اسكندر، ١١٤ ؛ ابن وقف، العمدة، ١/٢)، ولى حاجى خليفه لقب او را
امينالدولة والدين و نامش را ابوالفرج يعقوب آورده است(١/٥٦٥، ٢/١٠٢٣، ١١٦٦،
١٢٦٨) و از آن پس نويسندگان ديگر همين اشتباه را تكرار كردهاند (مثلاً
بغدادي، ٢/٥٤٥؛ لكلرك، .(II/٢٠٣ بعضى ديگر از محققان معاصر او را با ابوالفرج
ابن عبري، مؤلف مختصر الدول، يكى دانستهاند (نك: همانجا؛ آلوارت، .(IX/٥٢
پدر او از مسيحيان كرك (در خاور بحرالميت، در اردن) بود و در روزگار الملك
الناصر يوسف بن محمد ايوبى (٦٣٤ - ٦٥٨ق) در صَرخد به شغلى ديوانى گمارده شد
(ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣) و در همين ايام با ابن ابى اصيبعه آشنايى و
پيوندي دير پا يافت (همانجا؛ حمارنه، «ابن قف١»، .(٢٣٨ همين دوستى سبب شد
كه ابنابى اصيبعه به خواهش او، پسرش ابوالفرج را به شاگردي بپذيرد. ابن
ابى اصيبعه از هوشمندي، متانت، كم حرفى و علاقهمنديِ شاگرد خود به دانستن
احوال دانشمندان ياد كرده است (همانجا) و جامعترين شرح حال ابن قف را نيز
در اثر مشهور همو مىتوان يافت؛ اگرچه به احتمال، اطلاعات مربوط به سالهاي
پس از ٦٦٨ق دربارة ابن قف را شاگردان ابن ابى اصيبعه به كتاب افزودهاند
(نك: ه د، ابن ابى اصيبعه، موفقالدين).
ابوالفرج كتابهاي المسائل حنين بن اسحاق، الفصول و تقدمة المعرفة بقراط و
نيز آثار رازي را نزد ابن ابى اصيبعه خواند و مقدمات ضروري طب، شناخت
انواع بيماري و راههاي مداواي آنها را فراگرفت (ابن ابى اصيبعه، همانجا).
پس از چندي همراه پدر به دمشق رفت و نزد دانشمندان آن ديار نيز به شاگردي
پرداخت. طب را نزد حكيم نجمالدين بن منفاخ و موفقالدين يعقوب سامري،
فلسفه را نزد شيخ شمسالدين عبدالحميد خسروشاهى و عزالدين حسن غنوي ضرير و
هندسه را نزد شيخ مؤيدالدين عرضى فراگرفت. با اينهمه به طب بيش از ساير
دانشها اقبال داشت و در آغاز كار چند سال در دژ عجلون طبابت كرد و سپس به
دمشق بازگشت (همانجا). وي به رغم اشتغال به معالجة سپاهيان مملوكى، از
مشهورترين استادان طب زمان خود در سوريه بود و نيز به داشتن آثار بسيار
شهرت داشت (حمارنه، همانجا). از شاگردان او كه از ولايات مختلف به محضرش
مىآمدند، ذكري به ميان نيامده است (نك: ابن صقاعى، ٤٣).
ابن قف بىشك يكى از پزشكان برجستة ٧ق است و در رديف بزرگترين پزشكان
عرب و مسلمان به شمار آمده است. بايد به خاطر داشت كه جريان جنگهاي
صليبى در سوريه و فلسطين، در شكوفايى علمى او، به ويژه در فن جراحى، تأثير
بسزايى داشت، زيرا وي پيوسته مىبايست به عنوان پزشك و جراح به مداواي
مجروحان جنگى بپردازد. ابن قف در تأليفات طبى به دو جنبة نظري و عملى
توجه داشت. ابن ابى اصيبعه (٢/٢٧٣، ٢٧٤) از نوشتههاي او ٩ اثر را نام برده
است. محققان اخير نام دو اثر ديگر را به آن فهرست افزودهاند (حمارنه،
همان، .(٢٣٩
آثار:
١. الاصول فى شرح الفصول (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣؛ حاجى خليفه، ٢/١٢٦٨)، در
٢ مجلد و شرحى است بر كتاب الفصول بقراط، شامل ٧ مقاله كه در ٦٨١ق نوشته
شده و يكى از مفصلترين و مهمترين شروح الفصول بقراط به شمار مىرود. ابن
قف اين كتاب را به درخواست يكى از شاگردان خود شرح كرده و ايرادات رازي
و ديگران را بر آن ياد كرده است. وي براي هر اصطلاح آن بحثى ويژه ترتيب
داده است (حمارنه، ٦٥؛ ظاهريه، حمارنه، ٢١٧؛ ريو، .(٥٤٥ بحثهاي مؤلف در اين
كتاب بيشتر گرايشهاي فلسفى او را مىنماياند، تا آراءِ تازه و مستقل پزشكى
وي را (حمارنه، «ابن وقف»، .(٢٣٨ كهنترين نسخة اين اثر كه فقط شامل
نخستين جلد آن است، در ٦٨٣ق كتابت شده و سپس به نظر ابن قف رسيده و
تصحيح شده است. اين نسخه در كتابخانة بلدية اسكندريه موجود است (ظاهريه،
همانجا؛ براي نسخههاي ديگر، نك: ريو، ٥٤٦ -٥٤٥ ؛ دوسلان، شم .(٢٨٤٢ خلاصهاي
از اين كتاب در ١٩٠٢م توسط بشارة زلزل در اسكندريه منتشر شده است (حداد، ٣٤؛
سركيس، ٢١٧).
٢. جامع الغرض فى حفظ الصحة و دفع المرض، كتابى است در حفظ تندرستى و
پيشگيري از بيماريها كه در ٦٠ فصل تنظيم شده است. به گفتة خود نويسنده (ص
٩٩-١٠٠)، اين كتاب اثري است موجز و پرمايه كه بر اصول و قواعد استوار بنا شد
و به كتابخانة بهاءالدين على وزير ملك ظاهر بيبرس (حك ٦٦٠ -٦٧٦ق/١٢٦٠-١٢٧٧م)
و دو پسرش فخرالدين و محيىالدين اهدا شده است (همانجا؛ قس: حمارنه، مقدمه
بر جامع٢، .(١٣ ظاهراً او پزشك خانوادگى اين خاندان بوده است. اين كتاب
به تصحيح سامى خلف حمارنه در عمان (١٤٠٩ق/١٩٨٩م) منتشر شده است. چنانكه
از متن اين كتاب پيداست، ابن قف همواره نظر خود را به بررسى بهداشت
عمومى و ضرورت پيشگيري از بيماريها معطوف مىكرد. وي بر اين باور بود كه
پيشگيري از درمان بهتر است. چه، اگر پزشك نسبت به حفظ بهداشت عمومى توانا
باشد، نه تنها به عنوان يك پزشك، بلكه به عنوان جامعهشناس و روانشناس
مىتواند به خدمت جامعه درآيد. ابن قف ٥ اصل عمده براي حفظ صحت پيشنهاد
كرده كه پزشكان يونانى نيز به اين اصلها آگاه بودند: الف - رعايت اصول
بهداشتى و حفظ و نگهداري آن و دوري از عوامل زيانآور؛ ب - فراغ بال و
آسودگى فكر؛ ج - بهداشت غذا و رعايت رژيم غذايى مناسب؛ د - وضع مالى
مناسب؛ ه - دارا بودن صفاتى چون بخشندگى، حضور ذهن و دوري از خودخواهى
(حمارنه، همان، .(١٨-١٩
تأليف كتاب جامع الغرض در ٦٧٤ق/١٢٧٥م در دمشق پايان يافت و از لحاظ زمانى
بر دو كتاب العمدة و الاصول او مقدم است (همو، ٦٩). حمارنه، مصحح كتاب، بر
آن است كه كتاب جامع الغرض از ساير آثار مشابه كه در دوران طلايى عربى
اسلامى نوشته شده، از لحاظ محتوا، جامعيت و درستى تعبير، بهتر و برتر است (ص
٧٢). ٥٨ فصل اول اين كتاب مربوط به حفظ بهداشت و راههاي پيشگيري از
بيماريهاست و فصل ٥٩ در خريد بردگان و فصل پايانى در قيافه شناسى (فراست)
است. ابن قف در فصل نخست كتاب، بحث ارزندهاي دربارة جنين شناسى، تولد و
رشد كودك و اصول تربيت اولية نوزاد مطرح كرده است (ص ١٠٣ به بعد). اطلاعات
او دربارة چگونگى جنين در رحم به قدري دقيق و جامع است كه مىتوان حدس
زد اين اطلاعات را از قابلهاي كسب كرده بوده است (حمارنه، مقدمه بر
جامع، .(١٦
ابن قف پاكيزگى آب و هوا را بسيار مهم مىشمارد و در فصل ١٥ به اين موضوع
مىپردازد (ص ١٧٦ به بعد). به نظر او انسان بدون خوردن و آشاميدن و حتى
خوابيدن مىتواند براي مدتى به زندگى ادامه دهد، اما بدون هوا قادر به اين
كار نيست. در مورد استعمال داروها عقيده داشت كه از افراط در مصرف آنها
خودداري شود (حمارنه، ٨٧). وي ورزش و تمرين بدنى را براي مراقبت از تن و
روان لازم مىداند. ابن قف حتى در فصل ٣٠ به بررسى عادات انسان پرداخته
و بر آن است كه پزشك مىيابد از وضع خوراك، پوشاك، استحمام، كار و تمرين
بدنى بيمار آگاه باشد و اگر اين امور مغاير با تندرستى است، وظيفة پزشك است
كه در تغيير آن عادات بكوشد (ص ٢٧١ به بعد). نويسنده براي تغذية مناسب و
رعايت وعدههاي غذا اهميت خاصى قائل شده (فصل ١٨) و خوردن گوشت سفيد
(ماهى) را بر گوشت قرمز ترجيح داده است.
از اين اثر ترجمهاي به لاتين١ موجود است (ووستنفلد، ١٤٦ ؛ حمارنه، «ابن
قف»، و ويدمان٢، بخشى از اين كتاب [فصل ٤٧] را به نام وصف الحيّات و
الثعابين به آلمانى برگردانده است (نك: ويدمان، ٤٦).
٣. الشافى فى الطب، در ٤ مجلد (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣؛ حاجى خليفه، ٢/١٠٢٣؛
ابن شاكر، ٩/٤٣١). نسخهاي مشتمل بر مقالههاي هشتم تا دوازدهم كتاب از عصر
خود مؤلف، نوشته شده در ٢٥ صفر ٦٧٢، موجود است (حسينى، ٨٢؛ براي نسخ ديگر،
نك: احسان اوغلى، ٨٣؛ بانكيپور، .(IV/١٣٧ حاجى خليفه، (٢/١٠٢٣) كتابى با همين
عنوان را به ابن ملك نسبت داده و همين معنى سبب گمراهى مؤلف فهرست
بانكيپور در تعيين نام مؤلف اين كتاب شده و لكلرك هم گمان برده كه ابن
قف اين كتاب را با همكاري شخصى به نام ابن ملك نوشته است .(II/٢٠٣)
٤. شرح الكليات من كتاب القانون، در ٦ مجلد (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣؛ ابن
شاكر، همانجا). شارح در آغاز اين شرح گويد: وي از فخرالدين رازي سرمشق
گرفته، نظر افضلالدين خونجى (خُنجى) و ايرادات او را بر رازي بررسى كرده و
اعتراضات نجمالدين ابن منفاخ و پاسخهايش را بر آن افزوده و همچنين
گزيدهاي از گفتار ابن جُميع پزشك را از كتاب تنقيح القانون او آورده و
سرانجام اثر خود را به كتابخانة منصور بن محمد قلاوون (حك ٦٧٨ -٦٨٩ق) اهدا
كرده است (حاجى خليفه، ٢/١٣١٢-١٣١٣). به گفتة كاتب نسخة العمدة (از سدة
٨ق/١٤م)، شرح ابن قف بر قانون با شرح ابن نفيس بر آن كتاب برابري
مىكند. همو از قطبالدين شيرازي نقل كرده است كه دو شرح مذكور بزرگترين
شروح دهگانة قانون هستند (حداد، ٩٤). نسخهاي از اين اثر در كتابخانة ظاهريه
در دمشق موجود است (ظاهريه، خيمى، ٢/٣٧٨-٣٧٩).
٥. العمدة فى صناعة الجراح (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣-٢٧٤)، كه با نامهاي
مختلف از آن ياد شده است: العمدة فى الجراح (ابن شاكر، همانجا)، عمدة
الجراحين (حاجى خليفه، ٢/١١٦٦)، عمدة الاِصلاح فى عمل صناعة الجراح
(بغدادي، ٢/٥٤٦)، العمدة فى الجراحة (ابن قف، العمدة، ١/٣). اين كتاب در ٢٠
مقاله (٢ باب، هر باب در ١٠ فصل) مشتمل بر مباحث نظري و عملى جراحى است
كه نظر ابن قف را به علت همزمانى با جنگهاي صليبى به خود معطوف داشته
بود (رنان، ٣٢٨). العمدة پاسخگوي همة نيازهاي يك جراح در سدة ٧ق بود (ابن
ابى اصيبعه، ٢/٢٧٤؛ سارتن، ٢(٢)/٢٣٤٤). اين كتاب مفصلترين كتاب جراحى
عربى سراسر سدههاي ميانى به شمار مىرود (حمارنه، «ابن قف»، و ابن قف (
العمدة، ١/٢) آن را به سبب شكوة يكى از جراحان زمان از فقدان كتاب مرجعى
براي اهل اين فن نوشته است.
در باب اول اين تأليف شرحى دربارة كالبدشناسى و آسيبشناسى بر مبناي اخلاط
چهارگانه آمده است. در باب دوم از ادوية مفرده، طبقهبندي بيماريها برحسب
اخلاط، بيماريهاي غير مربوط به اخلاط، جراحات، مخصوصاً زخمهاي تير، مداوا با
سوزاندن، اعمال جراحى، زايمان و ٤ روش براي ختنه كردن بحث كرده است.
يكى از اين ٤ روش ظاهراً ابتكار خود ابن قف بوده است (لكلرك، .(II/٢٠٤
مؤلف در اين كتاب روشى تازه براي در آوردن سنگ مثانة زنان مطرح كرده
است (سارتن، ٢(٢)/٢٣٤٥). از مباحث ابتكاري ديگر وي در اين اثر وصف مويرگها و
چگونگى كار دريچههاي قلب با دقتى حاكى از مشاهدة بسيار دقيق در حدود ٤ قرن
پيش از تحقيقات مالپيگى٣ ايتاليايى (د ١٦٩٤م) است كه در اين زمينه از
ميكروسكوپ استفاده كرده است (رنان، حمارنه، همانجاها).ابنقف درروزگارخود
نيازبه يكسانسازي اوزان و مقادير رايج در پزشكى و داروسازي را احساس كرد (
العمدة، ٢/٢٣٣) و همكاران خود را در سرزمينهاي اسلامى به حركت در اين سمت
فراخواند، اما اين فراخوانى به سبب حركت جوامع اسلامى در جهات فكري ديگر
بىپاسخ ماند (حمارنه، همانجا). نسخهاي خطى از العمدة كه در ٦٧٦ق از روي
نسخة اصل مؤلف استنساخ و مقابله شده، در تهران (شورا، ١١/٩٧- ٩٨) موجود است
(براي نسخ ديگر، نك: حداد، ٩٤، ٩٥؛ مجلة، ٥(٢)/٢٦٧). اين كتاب در ١٣٥٦ق در
حيدرآباد دكن در ٢ مجلد منتشر شد. شپيس١ و مولر - بوتر٢ بخشهايى از اين كتاب
را به آلمانى ترجمه كردهاند (حداد، ٩٥).
ساير آثار ابن قف از اين قرارند: ٦. مقالة فى حفظ الصحة؛ ٧. حواش على ثالث
القانون، كه هر دو ناتمام است؛ ٨. شرح الاشارات؛ ٩. المباحث المغربية (ابن
ابى اصيبعه، ٢/٢٧٣، ٢٧٤)؛ ١٠. زبدة الطب؛ ١١. رسالة فى منافع الاعضاءِ
الانسانية (حمارنه، همان، ٢٣٩).
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباه، به كوشش آوگوست مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة عكسى موجود در
كتابخانة مركز؛ ابن صقاعى، فضلالله، تالى كتاب وفيات الاعيان، به كوشش
ژاكلين سوبله، بيروت، ١٩٧٤م؛ ابن قف، ابوالفرج، جامعالغرض فى حفظ الصحة و
دفع المرض، به كوشش سامى خلف حمارنه، اردن، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ همو، العمدة فى
الجراحة، حيدرآباد دكن، ١٣٥٦ق؛ احسان اوغلى، اكملالدين و ديگران، فهرس
مخطوطات الطب الاسلامى، استانبول، ١٤٠٤ق؛ بغدادي، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛
حداد، فريد سامى، فهرس المخطوطات الطبية العربية فى مكتبة الدكتور سامى
ابراهيم حداد، حلب، ١٤٠٤ق؛ حسينى، احمد، دليل المخطوطات (تراثنا)، ١٤٠٦ق، س
١؛ حمارنه، سامى خلف، مقدمه بر جامع (نك: ابن قف در همين مآخذ)؛ رنان،
كالين، تاريخ علم كمبريج، ترجمة حسن افشار، تهران، ١٣٦٦ش؛ سارتن، جورج،
مقدمه بر تاريخ علم، ترجمة غلام حسين صدري افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛ سركيس،
يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق/١٩٢٨م؛ شورا،
خطى؛ ظاهريه، خطى (الطب و الصيدلة)، حمارنه؛ همان، خيمى؛ مجلة معهد
المخطوطات العربية، جامعة الدول العربية، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٥٩م؛ ويدمان،
آيلهارت، مجموعة مقالاته فى تاريخ العلوم العربية و الاسلامية، فرانكفورت،
١٤٠٤ق؛ نيز:
Ahlward; Bankipore; De Slane; Hamarneh, S. K., X Ibn Al - Quff n , Dictionary of
Scientific Biography, New York, ١٩٧٥, vol. XI; id, Introd. Jamral - Gharad
(vide: PB. ebn. e qoff, j ? mi p ) Iskander, A. Z., A Catalogue of Arabic
Manuscripts on Medicine and Seience, London, ١٩٦٧; Leclerc, L., Histoire de la m
E dicine arabe, Paris, ١٨٧٦; Rieu, Ch., Supplement to the Catalogue of the
Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤; W O stenfeld, F.,
Geschichte der arabischen Arzte und Naturforscher, New York, ١٩٧٨.
يوسف رحيملو
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا