دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٧٥
| ابنمطروح جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٧٥ |
اِبْنِ مَطْروح، ابوالحسن جمالالدين يحيى بن عيسى بن ابراهيم (٥٩٢
-٦٤٩ق/١١٩٦-١٢٥١م)، اديب، دبير و سياستمدار مصري دورة ايوبيان. بيشتر اطلاعات
مربوط به زندگى او از چند اثر نيمة دوم سدة ٧ق/١٣م گرفته شده است. در اين
ميان نوشتة ابن خلكان در وفيات الاعيان، به سبب دوستى نزديك وي با ابن
مطروح از اعتبار ويژهاي برخوردار است. ابن مطروح در اسيوط به دنيا آمد و در
آن شهر رشد كرد. دوستى ديرپاي وي با بهاءالدين زهير شاعر در اين شهر آغاز شد
(ابن خلكان، ٦/٢٥٨، ٢٦٣). او سپس به قوص رفت و چندي در آنجا ماند و اشعاري
در مدح فرمانرواي قوص سرود (فروخ، ٣/٥٦٢). از آن پس تا هنگام عزيمت وي به
قاهره در ٦٢٦ق ديگر از زندگى او اطلاعى در دست نيست. منابع دربارة اين
دوره تنها به اشاراتى اكتفا كردهاند. ابن مطروح در قاهره به خدمت صالح
ايوب ملقب به نجمالدين كه در اين زمان از جانب پدرش ملك كامل نيابت
مصر داشت، پيوست و در فتوحات او در شرق همراه وي بود (ابن خلكان،
٦/٢٥٨-٢٥٩؛ فروخ، همانجا). از ٦٢٩ق به بعد، وقتى مناطق زير تسلط ملك كامل
گسترش يافت و آمد، حصن كيفا، حران، رها و رقه نيز بدان منضم گشت، ملك
صالح به عنوان نمايندة پدر در اين مناطق به سر مىبرد و ابن مطروح نيز در
مقام نظارت ديوان لشكر، همراه وي بود (ابن خلكان، همانجا؛ مقريزي،
١(٢)/٢٨٤).
پس از مرگ ملك كامل در ٦٣٥ق/١٢٣٨م ستيز ميان شاهزادگان ايوبى بر سر
جانشينى شدت گرفت. صالح توسط عموزادهاش ناصر داوود در كرك به زندان
افكنده شد و ابن مطروح براي بازگرداندن قدرت به او تلاش بسيار كرد و همراه
محيىالدين ابن جوزي كه از جانب خليفة عباسى مأمور پايان بخشيدن به
كشمكشها شده بود، براي دفاع از صالح به قاهره آمد (همو، ١(٢)/٢٨٤، ٢٩٠؛ ٢
EI).
در ٦٣٩ق ابن مطروح در قاهره به صالح ايوب كه در ٦٣٧ق سلطنت مصر يافته
بود، پيوست و سمت خزانهداري يافت. صالح در ٦٤٣ق دمشق را مسخر ساخت و ابن
مطروح را به عنوان وزير بر آن شهر گمارد و وي در اين زمان قدر و منزلت
بسيار يافت (ابن خلكان، ٦/٢٥٩). صالح ايوب در ٦٤٦ق/١٢٤٨م به دمشق رفت،
ابن مطروح را از وزارت بركنار ساخت و او را به حمص فرستاد تا شهر را از دست
عمال ملك ناصر ابوالمظفر خارج كند. در همين هنگام به صالح خبر رسيد كه
صليبيان به قصد يورش به دمياط در جزيرة قبرس اردو زدهاند. وي ابن مطروح را
از حمص كه آن را در محاصره داشت، براي دفاع از مصر فراخواند، اما دمياط به
دست فرنگيان افتاد. پس از آن ابن مطروح مورد بازخواست سلطان قرارگرفت
(همو، ٦/٢٥٩-٢٦٠).
ابن مطروح در امور لشكري از شايستگى لازم برخوردار نبود (ابن جوزي،
٨(٢)/٧٨٩). در واقع نرمخويى و انعطافپذيري وي (يونينى، ١/١٩٧؛ ابن شاكر،
٢٠/٥٤) با سمتهاي نظامى او سازگاري نداشت. صالح هرگز به قاهره برنگشت و در
منصوره وفات يافت. ابن مطروح در زمان تورانشاه، فرزند و جانشين صالح مورد
بىاعتنايى او قرار گرفت و تا هنگام مرگ از كارهاي سياسى دوري گزيد و
خانهنشينى اختيار كرد (ابن جوزي، همانجا؛ ابن خلكان، ٦/٢٦٠). سرانجام وي در
مصر درگذشت و در دامنة جبل مقطّم به خاك سپرده شد (همو، ٦/٢٦٦).
ابن مطروح با معاصران و دوستان نزديكش چون ابن خلكان و بهاءالدين زهير
مكاتبات ادبى داشت و بيشتر آثار خود را براي آنان مىخواند (همو، ٢/٣٣٦-٣٣٧،
٦/٢٦٠-٢٦٣). ابن ابى اصيبعه از ملاقات و گفتوگو با وي به تفاخر ياد مىكند
(٢/١١٣). ابن مطروح اشعاري نيز شامل قصايد بلند مديحه و قطعاتى در ادب و زهد
دارد.
عمر فروخ شعر او را ضعيف مىداند (٣/٥٦٣). وي آثاري به نثر مصنوع نيز نگاشته
است. ديوان او در ١٢٩٨ق در استانبول به طبع رسيده است.
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، عيون الانباء فى طبقات الاطباء، به كوشش آوگوست
مولر، قاهره، ١٢٩٩ق؛ ابن جوزي، يوسف، مرآةالزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧١ق/
١٩٥٢م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، بغداد،
١٩٨٠ق؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ مقريزي، احمد،
السلوك، به كوشش محمد مصطفى زياده، قاهره، ١٩٥٧م؛ يونينى، موسى، ذيل مرآة
الزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ نيز:
٢ .
مهدي فرهانى منفرد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا