دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٤٦
| ابن مرابع جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٤٦ |
اِبْنِ مُرابِع، ابومحمد عبدالله بن ابراهيم اَزْدي (د ٧٥٠ق/ ١٣٤٩م)، اديب
و شاعر اندلسى عصر بنى نصر در غرناطه. وي در بلّش مالقه١، زاده شد (ابن
خطيب، ٣/٤٢١؛ عبادي، ١٦٣). دانستههاي ما از زندگى وي اندك و منحصر به
مطالبى است كه دوستش ابن خطب (٣/٤٢١-٤٣٢) دربارة او آورده است. ابن مرابع
شاعري دوره گرد بود و از زمرة وابستگان طريقة بنى ساسان - يعنى شعبدهبازان
و در يوزگانى از طبقات فرودست و گاه بدنام كه شعر و هنر را وسيلة گذران
زندگى ساخته بودند و برخى شعر آنان را حماسة گرسنگى٢ ناميدهاند - شمرده
مىشد (فروخ، ٦/٤٦١؛ عبادي، ١٦٦-١٦٧؛ گرانخا، ؛ II/٥٩٥ قس: رسالة خود او در
الاحاطة ابن خطيب، ٣/٤٢٦؛ نيز نك: ١ EI، ذيل ساسان٣). چنانكه ابن خطيب
(٣/٤٢١) اشاره كرده، ابن مرابع نيز همواره درصدد آن بوده كه از طريق شعر و
هنر خويش به كسب روزي بپردازد (نيز نك: گرانخا، همانجا). با اين حال وي
شغلى نه چندان مهم نيز در امور ديوانى داشته (ابن خطيب، همانجا) و گاه به
سلاطين و قدرتمندان تقرب مىجسته است. مثلاً در عيد قربان مقامهاي دشوار و
پرتصنع، تنها براي دريافت برهاي از امير ابوسعيد فرج (حاكم مالقه و فاتح
سبته)، نوشت. همچنين به خواستة ابوعبدالله محمد (ششمين سلطان نصري، حك
٧٢٥-٧٣٣ق/١٣٢٥-١٣٣٣م) قصيدهاي در وصف كوه برف گرفتة شلير٤ سرود و در آن
ابوعبدالله را بدان كوه تشبيه كرد (نك: همو، ٣/٤٢٥-٤٢٦؛ مقري، ٦/١٠٥-١٠٦).
وي با ابن خطيب وزير نيز دوستى صميمانه و مكاتبات شعري داشته و شعري به
مناسبت كشته شدن پدر و برادر ابن خطيب در جنگ طريف سروده كه مقري آن شعر
و پاسخ ابن خطيب را نقل كرده است (٥/١٢-١٤). هنگامى كه ابن خطيب در ٧٤٩ق
(اندكى پيش از مرگ ابن مرابع) به سرپرستى «خُطّة الانشاء» گمارده شد، وي
ديگر بار قصيدهاي براي ابن خطيب فرستاد (همو، ٦/١٠٢-١٠٣)، اما به رغم ارتباط
ابن مرابع با امرا و سلاطين، تعلق او به بنى ساسان مانع از آن شد كه وي
به شاعري دربار سلاطين دست يابد. او گاه از حمايت اميري برخوردار مىشد و
آوازهاي مىيافت و گاه نيز اقبال از او روي مىگرداند، چنانكه يك بار به
اميد بهروزي رهسپار مغرب شد، اما در آنجا نيز با همة تلاشى كه به كار برد،
خريداري براي هنر خويش نيافت و به زادگاهش بازگشت (ابن خطيب، ٣/٤٢٢؛
گرانخا، ٥٩٥ .(II/٥٩٢, تاريخ اين سفر بر ما پوشيده است. ابن مرابع در ٧٥٠ق
در اثر ابتلا به طاعون كه سراسر منطقه را فرا گرفته بود، در زادگاه خويش
درگذشت (نك: مقري، ٦/١٠٦؛ گرانخا، .(II/٥٩٣
مهمترين اثر وي مقامهاي است كه ذكر آن رفت و عبادي (ص ١٥٩) آن را مقامة
العيد ناميده است. موضوع اين مقامه كه در واقع تصويري از زندگى خود اوست،
حكايت مردي از بنى ساسان را دارد كه درپى تصاحب برهاي در روز عيد قربان
گرفتار ماجراهايى تلخ و شيرين مىگردد. ابن خطيب (٣/٤٢٥-٤٣٢) متن كامل اين
مقامه را نقل كرده است. نثر ابن مرابع در اين اثر، نثري است زنده، اما
به شيوة متداول آن روز كه عصر انحطاط ادبى بوده، متكلف و مصنوع است (نك:
گرانخا، .(II/٥٩٥-٥٩٦ درونماية تلخ اين اثر حاكى از كوششهاي بىسرانجام
مردمانى از طبقات فرودست است كه فقر و گرسنگى آنان را وا مىدارد به هر
حيلهاي كه گاه در نظر ديگران نادرست و نكوهيده است، دست يازند. عبادي (ص
١٦٧) براي اين مقامه ارزشى تاريخى نيز قائل است، زيرا دانستههاي ما از
جامعة غرناطه در آن روزگار بسيار اندك است و ابن مرابع در اثر خود تصويري
نسبتاً گويا از زندگى و روابط طبقات مختلف اجتماعى در عصر خويش را (مثلاً
قصاب، محتسب، شُرطى و...) به دست مىدهد. چاپ تحقيقى اين مقامه را احمد
مختار عبادي با مقدمهاي مبسوط در صحيفة المعهد المصري (١٣٧٣ق/١٩٥٤م) منتشر
ساخته و ترجمة اسپانيايى آن را نيز گرانخا در نشرية «مطالعات شرقى٥» براي
يادنامة لوي پرووانسال (١٩٦٢م) به چاپ رسانده است. ظاهراً بخش عمدة آثار
ابن مرابع از جمله اشعار او از ميان رفته است، اما ابن خطيب (٣/٤٢٢- ٤٢٥) و
به نقل از وي مقري (٥/١٢-١٤، ٦/١٠٢-١٠٦، ٢٥٦) قطعاتى پراكنده از اشعار او را
آوردهاند. مرثيهاي در سوگ خروس (ابن خطيب، ٣/٤٢٤- ٤٢٥؛ مقري، ٦/١٠٤- ١٠٥)
در زمرة اشعار دلنشين اوست. مرثيهسرايى براي خروس پيشينهاي تاريخى در
ادبيات اندلس دارد (گرانخا، .(II/٥٩٣-٥٩٤
اشعار ديگر وي از ارزش ادبى چندانى برخوردار نيست، اما به طور كلى آنچه
آثار وي را از ديگران متمايز مىسازد، لحن تند و گزندة اوست، چنانكه به گفتة
ابن خطيب (٣/٤٢١)، مردم از هجاي او بيمناك بودهاند.
مآخذ: ابن خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان،
قاهره، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ عبادي، احمد مختار، «مقامة العيد»، صحيفة المعهد المصري،
قاهره، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ ج ٢، شم ١-٢؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
١٩٨٣م؛ مقري تلمسانى، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٦٨م؛ نيز:
١ ; Granga, F., X La Maq ? ma de la Fiesta de Ibn al-Mur ? bi al - Azdi n ,
Etudes d'orientalisme d E di E es D la memoire de L E vi Proven ٥ al, Paris,
١٩٦٢.
مينا حفيظى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا