دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨١٩
| ابن مندويه جلد: ٤ شماره مقاله:١٨١٩ |
اِبْنِ مَنْدويه، ابوعلى احمد بن عبدالرحمان، پزشك و گياه - داروشناس مشهور
ايرانى سدههاي ٤ و ٥ق/١٠ و ١١م و صاحب آثار بسيار در طب. به رغم شهرت
ابن مندويه، از زندگى و به ويژه تحصيلات و اساتيد او آگاهى چندانى در دست
نيست. گفتهاند كه از خاندانى بزرگ در اصفهان برخاست و پدرش عبدالرحمان از
اديبان برجستة روزگار بود و برخى كتاب الشعر و الشعراء ابن مندويه را به او
نسبت دادهاند (قفطى، ٤٣٨). وي ظاهراً شاگرد ابوماهر موسى بن يوسف بن سيّار
شيرازي بود و از همين طريق شاگرد مكتب على بن عباس اهوازي به شمار مىرود
(الگود، ١٩٠).
به نظر مىرسد كه ابن مندويه چندان در طب شهرت داشته كه وقتى عضدالدوله
ديلمى بناي بيمارستان عضدي را به پايان برد (٣٧٢ق/ ٩٨٢م) و از هر گوشه
پزشكى ماهر مىطلبيد كه در آنجا به كار گمارد، ابن مندويه را نيز از اصفهان
به آنجا فراخواند (قفطى، همانجا؛ ابن ابى اصيبعه، ٢/٣١). ابن مندويه در طب
عملى دستى قوي داشت و افزون بر آن در علم طب نيز صاحب نظر بود. بسياري از
آثار او اين مطلب را تأييد مىكند، مانند رسالهاي كه براي ابومحمد عبدالله
بن اسحاق پزشك نوشته و در آن بعضى از طرق معالجات او را رد كرده (ابن
ابى اصيبعه، ٢/٣٢) و رسالهاي ديگر كه براي يوسف بن يزداد پزشك در نفى
يكى از اجزاء دارويى تركيبى تأليف كرده است (صفدي، ٧/٥٤).
رسالههايى كه وي براي طبيبان اصفهان و شاگردان خود مىنگاشت، مورد استفادة
پزشكان قرار مىگرفت. ابن ابى اصيبعه، ٢/٣١-٣٢؛ قفطى، همانجا). وي در
داروشناسى نيز اعتباري داشت و ابوريحان بيرونى در جاي جاي صيدنه به او
استناد كرده است. ابن ابى اصيبعه از شخصى با عنوانِ «استاذ الرئيس» ياد
مىكند كه ابن مندويه رسالهاي طبى براي او نوشته و فرستاده است (٢/٣١)،
شايد بتوان گفت كه مراد وي ابن سينا بوده است. يكى از كتابهاي پزشكى ابن
مندويه به نام كفاية چندان شهرت يافت كه نظامى عروضى مىگويد: طبيب «بايد
كه از اين كتب صغار كه استادان مجرب تصنيف كردهاند يكى پيوسته با خويشتن
دارد چون... كفاية ابن مندويه اصفهانى» (ص ٧١). ابن مندويه بر آن بود كه
پزشك به علم لغت نيز نيازمند است و رسالهاي در همين باب نگاشت (ابن ابى
اصيبعه، ٢/٣٢).
از تاريخ درگذشت ابن مندويه، همچون تاريخ ولادتش خبري به دست نيامد و
دانسته نيست كه برخى از معاصران براساس چه دلايل و قراينى ٤١٠ق/١٠١٩م
(كحاله، ١/٢٦٩) يا ٤٤٠ق/١٠٤٨م (فائق، ٢٩) را تاريخ درگذشت او دانستهاند.
آثار: نزديك به ٥٠ رساله و كتاب به ابن مندويه منسوب است كه نسخى از
آنها در تهران، استانبول، حلب و چستربيتى موجود است و از آن ميان مىتوان
به اين آثار اشاره كرد: فى اصول الطب و المركبات العطريه؛ فى اوجاع
الاطفال؛ فى تدبير الجسد، شامل ٣ رساله خطاب به ٣ تن از پزشكان؛ فى تركيب
طبقات العين؛ فى علاج ضعف البصر؛ الكافى فى الطب، كه به قانون كوچك نيز
موسوم بوده است؛ كفاية كه ذكر آن گذشت؛ رسالهاي دربارة نبض كه آن را به
ابن سينا منسوب كردهاند، ولى برخى انتساب آن را به ابن مندويه يا مسكويه
درستتر شمردهاند (الگود، ٢٢٣؛ براي نسخ خطى آثار فوق و ديگر آثار ابن
مندويه، نك: ابن ابى اصيبعه، ٢/٣١-٣٢؛ قفطى، ٤٣٨؛ .(GAS,II/٣٢٨,٣٢٩
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛ ابوريحان بيرونى، صيدنه، ترجمة كهن فارسى از ابوبكر كاسانى،
به كوشش ايرج افشار و منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٨ش؛ الگود، سيريل، تاريخ
پزشكى ايران و سرزمينهاي خلافت شرقى، ترجمة باهر فرقانى، ١٣٥٦ش؛ صفدي،
خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٩ق؛ فائق خطاب،
فرات، الكحالة عند العرب، بغداد، ١٣٩٥ق؛ قفطى، على، تاريخ الحكماء، به كوشش
يوليوس ليپرت، لايپزيگ، ١٩٠٣م؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت،
١٩٥٧م؛ نظامى عروضى، احمد، چهار مقاله، به كوشش محمد قزوينى، تهران،
١٣٢٧ش؛ نيز: GAS.
سيدجعفر سجادي
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا