دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٩٩
| ابنالمقري، ابومحمد جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٩٩ |
اِبْنِ مُقْري، ابومحمد اسماعيل بن ابى بكر بن عبدالله (٧٥٤-
٨٣٧ق/١٣٥٣-١٤٣٤م)، فقيه، اديب و شاعر يمنى كه در برخى منابع به مقري نيز
شهرت دارد (نك: ابن قاضى شهبه، ٤/١٠٩). اصل وي از شرجه در سواحل غربى يمن
است. برخى وي را به قبيلة بنى شاور، ساكن كوهستانهاي شرق محالب در يمن،
منتسب مىدانند (ابن حجر، ٨/٣٠٩؛ سخاوي، ٢/٢٩٢). نسبت شرجى و شاوري او از
همين جاست. از آنجا كه وي در «ابيات حسين» (حسين از قبايل معروف يمن
است) به دنيا آمده، به او نسبت حسينى نيز دادهاند (ابن قاضى شهبه،
سخاوي، همانجاها).
ابن مقري در زادگاه خود پرورش يافت و مقدمات علوم را در همانجا نزد كسانى
چون كاهلى فراگرفت (ابن عماد، ٧/٢٢٠). در ٧٨١ يا ٧٨٢ق زادگاه خويش را ترك
گفت و در سردد به خدمت الملكالاشرف، سلطان رسولى يمن (حك
٧٧٨-٨٠٣ق/١٣٧٦-١٤٠١م) درآمد و در همانجا به ادامة تحصيل و نيز سرودن شعر
پرداخت (ابن مقري، ٥٣ - ٥٤، ٦١ -٦٢). وي ظاهراً پس از حجى كه همراه
الملكالاشرف گزارد، دربار وي را ترك گفت و به زبيد رفت و نزد استادان
بنامى چون جمالالدين ريمى، محمد بن زكريا و عبداللطيف شرجى دانش خود را
كمال بخشيد و به زودي در علوم مختلفى چون فقه، ادب و منطق بلند آوازه شد
(همو، ٦٢ -٦٣؛ شوكانى، ١/١٤٢؛ سخاوي، همانجا). در ٧٩٤ق/١٣٩٢م الملك الاشرف
بار ديگر او را به خدمت خود فراخواند و تدريس در مدرسة مجاهدية تعز و نظاميه ´
زبيد را به او سپرد و مقرري در خور توجهى نيز براي او تعيين كرد (نك: ابن
مقري، ٦٣ - ٦٥). به گفتة سخاوي، وي چندي عهدهدار حكومت محالب بود؛ زمانى
نيز به سفارت قاهره منصوب شد، اما به طمع دستيابى به منصب قاضى القضاتى
آن را نپذيرفت (٢/٢٩٢-٢٩٣). با اينهمه ابن مقري خود در شرح حال خويش در
عنوان الشرف اشارهاي به اين مناصب نكرده است. وي پس از مرگ الملك
الاشرف در ٨٠٣ق (نك: ابن مقري، ٥٨) به خدمت فرزند و جانشين او الملك الناصر
(حك ٨٠٣ -٨٢٩ق) درآمد و كتاب عنوان الشرف را به او تقديم كرد (ابن قاضى
شهبه، ٤/١١٠؛ سخاوي، ٢/٢٩٣). وي تا پايان عمر به احترام زيست و سرانجام در
زبيد درگذشت (ابن قاضى شهبه، همانجا).
ابن مقري بخش مهمى از زندگى خود را صرف تأليف و تصنيف كرد (سخاوي،
همانجا). بسياري از اين آثار امروزه به چاپ رسيده يا نسخ خطى آن موجود
است. برخى از قصايد او نيز در ضمن ديگر كتب حفظ شده است (براي برخى از
اشعار وي، نك: خزرجى ٢/٢٠٦-٢٦٢؛ ابن عماد، ٧/٢٢١)، اما به رغم ستايشهاي
مبالغه آميزي كه از هنر و به ويژه اشعار او شده (سخاوي، همانجا؛ شوكانى،
١/١٤٣)، سرودههاي وي عموماً تبعيت از سبك مصنوع و پرتكلف آن روزگار است.
آثار منثور او نيز بيشتر اختصار يا شرح آثار ديگران بوده است.
آثار:
الف - چاپى: ١. ارشاد الغاوي فى مسائل الحاوي. اين كتاب كه در فقه شافعى
تأليف شده و مختصر الحاوي الصغير قزوينى (د ٦٦٥ق) است، سخت مورد توجه
علماي شافعى بوده، از اين رو شرحهاي بسياري بر آن نوشتهاند كه شرح خود
مؤلف از جملة آنهاست (ابن حجر، ابن قاضى شهبه، همانجاها؛ قس: حاجى خليفه،
١/٦٩، كه نام آن را الارشاد فى فروع الشافعية آورده است؛ شوكانى، همانجا).
اين اثر در ١٣٠٢ و نيز در ١٣٢٠ق در قاهره به چاپ رسيده است؛ ٢. روض
الطالب، كه در غالب منابع با نام الروض آمده، مختصر الروضة تأليف نووي در
فروع فقه شافعى است (ابن قاضى شهبه، همانجا؛ حاجى خليفه، ١/٩١٩). اين
كتاب در ١٣١٣ق به همراه شرح زكريا انصاري ( اسنى المطالب ) در ٤ مجلد در
قاهره به چاپ رسيده است؛ ٣. ديوان، كه در اواخر عمر شاعر گردآوري شده
(سركيس، ١/٢٤٨) و در ١٣٠٥ق در بمبئى به چاپ رسيده است. از اين كتاب با
عنوان مجموع شرفالدين ابى الذبيح... المقري نيز ياد شده است («كاتالوگ١»،
٣٤٩ )؛ ٤. عنوان الشرف الوافى. مطالب اين كتاب كه موضوع اصلى آن فقه
است، به گونهاي مرتب شده كه از اتصال حروف و كلماتى كه در ٤ ستون
عمودي (دو ستون در آغاز و پايان و دو ستون نيز در ميانة سطور) از هر صفحة آن
آمده، رسالههايى در ٤ علم ديگر يعنى عروض، تاريخ، نحو و قوافى فراهم
مىآيد. گويند ابن مقري اين كتاب را در رقابت با فيروزآبادي (د ٨١٧ق)، صاحب
قامون، تأليف كرده كه در آن هنگام قاضى القضاة يمن بود و مقام و منصب او
طبعاً نظر كسانى چون ابن مقري را به خود جلب كرده بود (ابن قاضى شهبه،
سخاوي، همانجاها). سبك اين كتاب كه تأليف آن در زمان الملك الاشرف آغاز
شد (ابن مقري، ١-٢) و در آغاز حكومت فرزند او الملك الناصر به پايان رسيد
(همو، ٦١، ٦٩ -٧٠)، سبب شد كه آثاري به تقليد از آن پديد آيد. ازآن جمله
مىتوان به النفحة المسكية و التحفة المكية سيوطى (نك: سيوطى، ١/٤٤٤) و تأليفى
از ابن كميل دمياطى (نك: حاجى خليفه، ٢/١١٧٦) و نيز تحفة السنية عبدالله
افندي وصاف كه به ضميمة عنوان الشرف (ص ٧١-٧٧) منتشر شده، اشاره كرد.
عنوان الشرف بارها به چاپرسيدهاست: قاهره (١٢٧٢ و ١٣١٨ق)،حيدرآباددكن
(١٢٧٢ق)، حلب و كلكته(١٢٩٤ق). نسخههاي مستقلى از برخى رسالههاي اين
كتاب نيز با نامهاي مختلف در دست است. مثلاً رسالة ابن مقري كه در حقيقت
بخش تاريخ اين كتاب است و در آن از تاريخ سلسلة بنى رسول سخن رفته (نك:
ازهريه، ٥/٤٥٠)، نيز المجموع فى العربية، كه همان رسالة نحو اين كتاب است و
ابن مقري خود آن را به اين نام خوانده است (ص ٦٠؛ نك: فهرس المخطوطات
العربية، ٣٣٢).
ب - خطى: ١. بديعية، در مدح الملك الناصر كه شاعر آن را در معارضه با بديعية
صفىالدين موصلى سروده است (ابن حجر، همانجا؛ سخاوي، ٢/٢٩٣). نسخههاي
فراوانى از اين قصيده با شرح آن به قلم خود ابن مقري، در كتابخانههاي
لندن، پاريس، لايپزيگ، قاهره، صنعا، موصل، استانبول و تهران موجود است (نك:
صنعا، ٤/١٦٨٥؛ خديويه، ٧(٢)/٥٦٢؛ احمد، ٧/١٩٠؛ كوپريلى، ٢/٦١ -٦٢؛ .(GAL,S,II/٢٥٤
ابن مقري در مقدمة شرح اشاره مىكند كه قصيده را به فرمان الملكالناصر
سروده و در آن از صنايع بديعى هيچ فرونگذاشته است (ملى، ٩/٤٢٦- ٤٢٧)؛ ٢.
جدول فى الميراث الشرعى (نك: ازهريه، ٢/٦٦٤)؛ ٣. الركاز المخمس فيما قيل من
الا´وجه فى الماءِ المشمس. نسخههايى از آن در دارالكتب موجود است ، GAL,S)
همانجا؛ خديويه، ٣/٦٠)؛ ٤. عقيدة اسماعيل المقري، در اصول دين. نسخهاي از
اين رساله در دانشگاه ملك سعود رياض موجود است ( فهرس مخطوطات جامعة،
٥/١٥٠- ١٥١).
نسخههاي مستقلى از برخى قصيدههاي او نيز با نامهاي مختلف در كتابخانههاي
جهان موجود است (نك: .(GAL,S,II/٢٥٤-٢٥٥
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، انباء الغمر، حيدرآباد دكن، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ ابن
عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ ابن قاضى شهبه، ابوبكر، طبقات
الشافعية، به كوشش عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ ابن مقري،
اسماعيل، عنوان الشرف الوافى، به كوشش محمد حنفى، قاهره، ١٣١٨ق؛ احمد،
سالم عبدالرزاق، فهرس مخطوطات مكتبة الاوقاف العمامة فى الموصل، بغداد،
١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛ ازهريه، فهرست؛ حاجى خليفه، كشف؛ خديويه، فهرست؛ خزرجى،
على، العقود اللؤلؤية، به كوشش محمد بن على اكوع، صنعا، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
سخاوي، محمد، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛ سركيس، چاپى؛ سيوطى، بغية الوعاة،
به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ شوكانى، محمد، البدر
الطالع، قاهره، ١٣٤٨ق؛ صنعا، خطى؛ فهرس مخطوطات جامعة الملك سعود، رياض؛
فهرس المخطوطات العربية بمكتبة عبدالله بن العباس بمدينة الطائف، به كوشش
عثمان محمود حسين، كويت، ١٩٨٦م؛ كوپريلى، خطى؛ ملى، خطى؛ نيز:
,S; The National Union Catalog, New York, ١٩٦٣. vol. ٢١.
مهيار علوي مقدم
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا