دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٤٩
| ابنمرحل جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٤٩ |
اِبْنِ مُرَحَّل، ابوعبدالله محمد بن عمر بن مكى بن عبدالصمد، ملقب به
صدرالدين (شوال ٦٦٥ -٢٤ ذيحجة ٧١٦/ ژوئية ١٢٦٧-٩ مارس ١٣١٧)، شاعر و فقيه
شافعى. از آنجا كه پدرش وكيل (متصدي) بيتالمال دمشق بود، وي به ابن
وكيل نيز شهرت يافته است (ادفوي، ٥٨١؛ صفدي، ٤/٢٦٤). گاه او را ابن جوهري
(ابن رافع، ذيل، ٤٦) و ابن خطيب (ابن حجر، ٥/٣٧٣) نيز خواندهاند. ابن مرحل
در دمياط مصر چشم به جهان گشود و در دمشق پرورش يافت (صفدي، ٤/٢٦٤، ٢٦٥). از
مشايخ او مىتوان به پدرش عمر بن مكى، قاسم اربلى و مسلم ابن علاّن
اشاره كرد (همو، ٤/٢٦٥). ابن مرحل به طور مداوم بين شام و مصر درآمد و شد
بود. به مدت ٧ سال مشيخة دارالحديث اشرفيه را برعهده داشت در مدارس شام و
مصر به تدريس اشتغال ورزيد. وي از اولين كسانى بود كه در مدرسة ناصرية
قاهره - پس از افتتاح آن در ٧٠٣ق - به تدريس پرداخت (همانجا؛ سبكى، ٩/٢٥٤؛
ابن دقماق، ١/١٠٠؛ نويري، ١(٣)/١٠٤٠)؛ با اين وصف از شاگردان و راويان وي
تنها برادرزادهاش زينالدين محمد بن عبدالله (ابن رافع، وفيات، ١/٢١١) و
دواداري را كه در كتاب كنزالدرر (چ ١٣٧٩ق، ٩/٤٤) از وي روايت كرده است،
مىشناسيم. ابن مرحل در ٧٠٣ق به جاي عبدالله بن مروان فارقى، به عنوان
خطيب جامع اموي دمشق تعيين گرديد، ولى به زودي با مخالفت شديدي روبهرو
شد كه به بركناري او از اين سمت انجاميد (ابن كثير، ١٤/٨٣؛ مقريزي،
١(٣)/٩٥٧). وي گويا در اين پيشامد به فساد اخلاقى متهم شد و كارش به بد
نامى كشيد و از اين رو دمشق را ترك گفت (ابن كثير، همانجا؛ مقريزي، ٢(١)/٨٨؛
ابن حجر، ٥/٣٧٥، ٣٧٧). آنگاه رهسپار حلب شد و در آنجا به تدريس پرداخت و از
منزلت خوبى برخوردار گرديد. پس از چندي توسط نايب سلطان به مصر دعوت شد و
تقريباً تا پايان عمر از آنجا بيرون نرفت و هم در آنجا درگذشت و در گورستان
قرافه در قاهره كنار قبر شافعى به خاك سپرده شد (صفدي، ٤/٢٦٤، ٢٦٧).
ابن مرحل تا حدودي در جريانهاي سياسى روزگار خود در شام و مصر دخيل بود. از
جمله توسط جمالالدين اقش افرم والى دمشق جهت اخذ بيعت از امرا براي
بيبرس - كه با سلطان ناصر رقابت داشت - اعزام گرديد. همچنين اطلاعاتى در
مورد توان جنگى و سازمان دهى نظامى نيروهاي سلطان ناصر، براي افرم فراهم
آورد، و نيز برخى موارد ديگر كه در منابع ذكر شده است (نك: دواداري، چ
١٣٧٩ق، ٩/٢٤٠- ٢٤١؛ مقريزي، ٢(١)/٦٤ - ٦٥، ٧٢-٧٤، ١٢٨-١٢٩؛ ابن حجر، ٥/٣٧٦؛
صفدي، ٤/٢٦٦-٢٦٧). از نظر شخصيت علمى برخى از شرححال نويسان، مثلاً ابن
شاكر، (٤/١٤) و سبكى (٩/٢٥٣، ٢٥٥-٢٥٦) به آگاهى او در زمينة فقه و حديث و غير
آنها اشاره كرده و برخى ديگر گفتهاند كه وي در ٢٢ سالگى فتوا مىداده است
(ذهبى، ٤/٤٥)، ول در بيشتر منابع از شعر و ادب او سخن رفته است.
تنها اثر بازمانده از ابن مرحل الاشباه و النظائر است كه در فقه شافعى
نوشته شده است. ظاهراً مطالب اين كتاب توسط ابن مرحل جمعآوري شده، ولى
او خود فرصتى براي تدوين آن نيافته بوده است، تا آنكه برادرزادهاش آن را
تدوين كرد و خود نيز مطالبى بر آن افزود (اسنوي، ٢/٤٦٠). از اين اثر دو نسخة
خطى در كتابخانههاي ازهريه (ازهريه، ٢/٤٢٩) و چستربيتى ( آربري، شم موجود
است. ابن مرحل اهل مناظره نيز بود و مناظراتى با ابن تيميه داشت (نك:
اسنوي، همانجا؛ صفدي، ٤/٢٦٥). در مورد حديث، سبكى (٩/٢٥٣) يادآور شده كه
چيزي از حديث ابن مرحل به دست او نرسيده است. دربارة شعر ابن مرحل
نكتهاي كه بايد بدان اشاره كرد، اين است كه به گفتة برخى با وجود تبحري
كه در فنون شعري داشته، گاه اشعار ديگران را به خود نسبت مىداده است
(نك: صفدي، ٤/٢٧٦). پارهاي از اشعار ابن مرحل در منابع گوناگون آمده است
(نك: دواداري، چ ١٣٩١ ق، ٨/٣٨٥- ٣٨٨، چ ١٣٧٩ق، ٩/٢٤٠-٢٤١؛ صفدي، ٤/٢٦٧، ٢٨٤؛
ابن شاكر، ٤/١٥- ٢٥؛ سبكى، ٩/٢٥٨-٢٦٧). به علاوه در فهرست نسخههاي خطى
ادبيات موزة عراق، دو مجموعه با شمارههاي ١٥٢٣ و ١٥٣٤ معرفى شده كه در آنها
پارهاي از اشعار ابن وكيل (كه احتمالاً همين ابن مرحل است) به چشم
مىخورد (نقشبندي، ٥٣٩، ٥٤٢).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
ابن دقماق، ابراهيم، الانتصار لواسطة عقد الامصار، بيروت، دارالا¸فاق الجديدة؛
ابن رافع سلامى، محمد، ذيل مشتبه النسبة ذهبى، به كوشش صلاحالدين منجد،
بيروت، ١٩٧٦م؛ همو، الوفيات، به كوشش صالح مهدي عباس، بيروت،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس،
بيروت، ١٩٧٢م؛ ابن كثير، البداية؛ ادفوي، جعفر، الطالع السعيد، به كوشش سعد
محمد حسن، قاهره، ١٩٦٦م؛ ازهريه، فهرست؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية،
به كوشش عبدالله جبوري، بغداد، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ دواداري، ابوبكر، كنزالدرر، به
كوشش هارمان، قاهره، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛ همان، به كوشش رويمر، قاهره،
١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ ذهبى، محمد، ذيول العبر، به كوشش محمد سعيد زغلول، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري، به كوشش محمود محمد
طناحى و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ مقريزي، احمد، السلوك،
به كوشش محمد مصطفى زياده، قاهره، ١٩٤١م؛ نقشبندي، اسامه ناصر و ظمياء
محمدعباس، مخطوطات الادب بالمتحف العراقى، كويت، ١٩٨٥م؛ نويري، احمد،
«نهاية الارب»، ملحقات السلوك (نك: مقريزي در همين مآخذ)؛ نيز:
Arberry.
مهدي سلماسى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا