دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٥٩
| ابن قوطيه جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٥٩ |
اِبْنِ قوطيّه، ابوبكر محمد بن عمر بن عبدالعزيز (د ٣٦٧ق/ ٩٧٨م)، مورخ،
اديب، لغوي، شاعر و فقيه مالكى اندلسى. نسب او به جدهاش قوطيه نوة غيطشه
آخرين پادشاه قوط (ظاهراً معرب گت١) مىرسد (ابن عبدالمنعم، ٦). بدينترتيب
ابن قوطيه از طرف مادر اندلسى است و از طرف پدر عرب، چرا كه قوطيه با
عيسى بن مزاحم، از موالى عبدالعزيز خليفة اموي، ازدواج كرده بود. ماجراي
اين ازدواج را خود ابن قوطيه در كتاب تاريخ افتتاح الاندلس (ص ٢٩، ٣٠-٣٢)
شرح داده است. البته به روايتى كه خالى از افسانه به نظر نمىرسد، طايفة
قوط از نژاد قوط بن حام بن نوح بود كه از روزگار ابراهيم (ع) در اندلس
مىزيست (ياقوت، ادبا، ١٧/٢٧٥-٢٧٦). آنچه قطعى به نظر مىرسد، اينكه خانوادة
ابن قوطيه در اشبيليه زندگى مىكرد و خود او در قرطبه به سر مىبرد (ابن
فرضى، ٢/٧٨؛ قاضى عياض، ٤/٥٥٤).
تاريخ و محل تولد ابن قوطيه كاملاً روشن نيست. اگر گفتة ابن كثير (١١/١٨٨)
راست باشد كه وي هنگام مرگ متجاوز از ٨٠ سال داشت، مىتوان حدس زد كه در
حدود ٢٨٥ق/٨٩٨م زاده شده باشد. ابن خلكان (٤/٣٦٨) تصريح مىكند كه او در
قرطبه زاده شد و احتمالاً پس از آن به اشبيليه رفت و سپس به قرطبه
بازگشت، هر چند ياقوت ( بلدان، ٣/٥١٢) مىنويسد كه ابن قوطيه در طوطالقه
(شهري در اندلس) زاده شد، اما درست به نظر نمىرسد و احتمالاً شخص مورد اشارة
ياقوت فرد ديگري است.
در ميان مشايخ وي در اشبيليه مىتوان از محمد بن عبدالله بن قون (همو،
ادبا، ١٧/٢٧٥: عبدالله بن الفرق؛ ابن خلكان، همانجا: عبدالله بن قوق)، حسن
بن عبدالله زبيري (ابن خلكان، همانجا: زبيدي)، سعيد بن جابر و على بن ابى
شيبه و در قرطبه از طاهربن عبدالعزيز، ابن ابى الوليد اعرج، محمد بن
عبدالوهاب بن مغيث، محمد بن عمر بن لبابه، عمر بن حفص بن ابى تمام،
اسلم بن عبدالعزيز، احمد بن خالد، محمد بن مِسوَر، محمد بن عبدالملك بن
ايمن، عبدالله بن يونس، احمد بن بشر اغبس و قاسم بن اصبغ نام برد (ابن
فرضى، ٢/٧٨-٧٩).
ابن قوطيه از عالمان بنام اندلس و به ويژه قرطبه به شمار مىرفت. در
غالب علوم متداول آن روزگار مانند فقه، حديث، تاريخ، لغت و ادب و نحو از
مهارت بسياري برخوردار بود. با اينكه فقيه و از حافظان حديث بود، اما در
حديث و فقه متكى به ضوابط خاصى نبود و از اصول معينى پيروي نمىكرد. از
اين رو مطالبى كه از او شنيده مىشد، حمل بر معنى مىشد، نه لفظ. بدين جهت
است كه گفتهاند مطالب عرضه شده از او در زمينة فقه و حديث داراي روش
درست و مضبوط و قانونمندي نيست (همانجا). اينكه گفته شده كه وي در حديث
دست مىبرد (قاضى عياض، همانجا)، احتمالاً به دليل تسامح او در نقل حديث
بوده است. افزون بر تسامح در حديث، ظاهراً در فقه نيز چنين بوده است.
اينكه گفته شده وي، به رغم مالكى بودن، تعصب خاصى نسبت به فرقهاي
نداشت (پالنثيا، ٢٠٣)، نشانة وسعت مشرب وي در فقه است.
ابن قوطيه شعر نيز مىسرود. شعرهايش را نيك و داراي قالب ومحتواي درست وصف
كردهاند، هرچند كه سرانجام از شعر و شاعري دست كشيد (قاضى عياض، همانجا).
نمونههايى از اشعارش را ابن خاقان (ص ٥٩)، ياقوت ( ادبا، ١٧/٢٧٦-٢٧٧)، ابن
فضلالله (١١/٣٧٨)، سيوطى (١/١٩٨) و ديگران آوردهاند، در لغتدانى چندان
شهره بود كه چون ابوعلى قالى بغدادي به اندلس آمد و خليفه المستنصر حكم
بن عبدالرحمان نظر او را در مورد داناترين فرد اندلس در لغت جويا شد، وي ابن
قوطيه را معرفى كرد و احتمالاً به همين دليل ابوعلى او را تعظيم و تكريم
بسيار مىكرد (ثعالبى، ٢/٦٤؛ ياقوت، ادبا، ١٧/٢٧٣). از اين رو او را امام در
لغت خواندهاند.
كتاب تصاريف الافعال او كه امروز در دست است، در همين علم است. به طور
كلى او از پيشگامان تأليف در اين زمينه است. كتاب تصاريف او چندان اهميت
دارد كه ثعالبى (همانجا) گويد تا آن روزگار كسى در صرف مانند آن كتاب
ننوشته است و به گفتة ياقوت ( ادبا، ١٧/٢٧٥) اين كتاب نخستين تصنيف در اين
موضوع است. ابن طريف، نحوي مشهور و يكى از شاگردان او، مطالبى بر آن كتاب
افزوده كه آن را مفيدتر كرده است (حميدي، ١/٦٤٢). ابوالقاسم على بن جعفر
سعدي معروف به ابن قطاع نيز تصاريف را تهذيب كرده و پيراسته است (ابن
شاكر، ١٢/١٢١). اين تهذيب به نام كتاب الافعال در ١٣٦٠-١٣٦٤ق در ٣ جلد در
حيدرآباد و نيز در ١٤٠٣ق در بيروت چاپ شده است. اينكه ادب شناسان عصر او و
روزگاران بعد توجه زيادي به آن كتاب كرده و از آراء آن بهره گرفتهاند،
نشانة اهميت كتاب است. تصاريف الافعال ابن قوطيه در ١٨٩٤م به كوشش گويدي
در ليدن و در ١٩٥٢ و ١٩٥٨م به كوشش على راتب و على فوده در مصر، چاپ شده
است.
با اينهمه، شهرت عمدة ابن قوطيه مربوط مىشود به اثر بزرگ او تاريخ افتتاح
الاندلس. اين اثر كم حجم، كه تاريخ اندلس را از آغاز گشوده شدنش به دست
مسلمانان در ٩٣ق/٧١٢م تا زمان فرمانروايى امير عبدالرحمان در ٢٩٩ق/٩١٢م به
اختصار دربرگرفته، از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و همواره مورد استفادة
محققان غربى و پژوهشگران مسلمان قرار گرفته است. هرچند در اينكه كتاب را
ابن قوطيه شخصاً نوشته باشد، محل ترديد است. ترديد از آنجا ناشى شده كه
كتاب با جملة: «اخبرنا ابوبكر محمدبن عبدالعزيز قال...» آغاز مىشود و ادامه
پيدا مىكند و اين، حكايت از آن دارد كه كتاب به انشاي ابوبكر نيست. اينكه
ابن فرضى، شاگرد ابن قوطيه، اين كتاب را به او نسبت نداده، مؤيد اين نظر
است. احتمالاً كتاب را ابن قوطيه املا كرده و يكى از شاگردان و يا دوستانش
آن را نوشته است. چنانكه ريبرا مترجم كتاب به زبان اسپانيايى نيز چنين
احتمال داده است (پالنثيا، ٢٠٣).
ابن قوطيه در اين كتاب، تعصب ملى و قومى و حتى تفاخر به شاهزاده بودنش
را، باستايشهايى كه از پادشاهان قوط مىكند، نشان مىدهد (ص ٢٩؛ شكعه، ٦١٦).
از اينكه وي گاه از افسانهها و داستانهاي عاميانهاي چون كشتن اسيران
اندلسى به امر طارق بن زياد و پختن و خوردن گوشت آنان به منظور ارعاب
مردم بومى (ص ٣٥) استفاده مىكند، احتمالاً تحتتأثير عصبيت ملى بوده است.
شايان توجه است كه ابن قوطيه در اين كتاب (ص ٨٢) از خوابى خبر مىدهد كه
در آن تعبير روشنى از محو شدن اسلام در اندلس و چيرگى مسيحيان بر آن
سرزمين شده است. اين كتاب در ١٨٥٦ و ١٨٦٧م در پاريس، در ١٨٦٨م در مادريد،
در ١٩٥٧م به كوشش عبدالله انيس طباغ در بيروت و نيز در ١٩٨٢م به كوشش
ابراهيم ابياري در بيروت چاپ شده است. نيز در ١٨٨٩م قسمتى از آن به وسيلة
اُ. هودا١ در پاريسى انتشار يافته و در ١٩٢٦م ريبرا آن را به اسپانيايى
ترجمه و در مادريد چاپ كرده است.
افزون بر دو كتاب ياد شده، دو اثر ديگر نيز با عنوان المقصور و المعدود و شرح
رسالة ادب الكاتب (= الكتاب، كه شرحى است بر مقدمة ادب الكاتب ابن قتيبه)
به ابن قوطيه منسوب است .(GAS,IX/٢٢٢)
دانشمندان بسياري از محضر درس ابن قوطيه استفاده كرده و از او حديث و فقه
و ادب آموخته و نقل كردهاند كه مىتوان از آن ميان به ابن فرضى (٢/٧٩؛
قس: ذهبى، ١٦/٢٢٠)، قاضى ابوالحزم (حميدي، ١/١٢٩)، يحيى بن هذيل قرطبى،
ابوالقاسم ابن عريب قرطبى (فروخ، ٤/٣٠٩، ٣١٢) و ابوبكر محمد بن هشام قيسى
مصحفى (ابن ابار، ١/٣٨١) اشاره كرد. كسانى چون محمد بن حسن زبيدي اندلسى
در كتاب طبقات النحويين و اللغويين، ابن حبان قرطبى در جاهاي متعدد كتاب
المقتبس، بكري در كتاب فصل المقال و سيوطى در بُغية الوعاة از آراء تاريخى و
ادبى او سود جستهاند.
ابن قوطيه در اواخر عمر بيشتر به زهد و عبادت گرايش يافت و حتى از زندگى
اجتماعى دست كشيد و به انزوا گراييد و در مزرعهاي در دامنة كوهى پيرامون
قرطبه به عبادت پرداخت (نك: ثعالبى، همانجا؛ ياقوت، ادبا، همانجا). پس از
مرگ وي بنا به وصيتش جعفر بن عون الله بر او نماز گزارد و در مقبرة قريش
مدفون گرديد (ابن فرضى، همانجا).
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينى، ١٣٧٥ق؛
ابن خاقان، فتح، مطمح الانفس، قسطنطنيه، ١٣٠٢ق؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن
شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، به كوشش فيصل سامر، بغداد، ١٩٧٧م؛ ابن
عبدالمنعم، محمد، صفة جزيرة الاندلس، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ١٩٣٧م؛
ابن فرضى؛ عبدالله، تاريخ العلماء، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره،
١٩٥٤م؛ ابن فضلالله عمري، احمد، مسالك الابصار، نسخة خطى كتابخانة احمد
ثالث استانبول، شم ٢٧٩٧؛ ابن قوطيه، محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش
ابراهيم ابياري، بيروت، ١٩٨٢م؛ ابن كثير، البداية؛ پالنثيا، آنخل گنثالث،
تاريخ الفكر الاندلس، ترجمة حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛ ثعالبى، يتيمة الدهر،
به كوشش على محمد عبداللطيف، قاهره، ١٣٥٢ق؛ حميدي، محمد، جذوة المقتبس، به
كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٣ق؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به
كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم البوشى، بيروت، ١٤٠٤ق؛ سيوطى، بغية الوعاة، به
كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق؛ شكعه، مصطفى، مناهج التأليف
عندالعلماء العرب، بيروت، ١٩٨٢م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
١٩٨٤م؛ قاضى عياض، ترتيب المدارك، به كوشش احمد بكير محمود، بيروت، ١٩٦٧م؛
ياقوت، ادبا؛ همو، بلدان؛ نيز:
.
حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا