دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٤٨
| ابن قطاع، ابوالقاسم جلد: ٤ شماره مقاله:١٦٤٨ |
اِبْنِ قَطّاع، ابوالقاسم على بن جعفر بن على سعدي (١٠ صفر ٤٣٣- ٥١٥ق/١٩
اكتبر ١٠٤١-١١٢١م)، نحوي، لغوي و اديب. وي در صِقِلّيه (سيسيل) به دنيا آمد
و از اين رو صقلّى نيز خوانده شده است. فيروزآبادي (ص ٤٨) وي را از خاندان
اغلبيان كه بر صقليه حكم مىراندند، دانسته است. پدرش اديب و از عالمان
لغت بود و در ترسل نيز دست داشت (قفطى، ١/٢٦٥) و شايد در دستگاه حكومت نيز
صاحب مقامى بود و در لغت و عروض نيز آثاري داشت (فيروز آبادي، همانجا).
گفتهاند كه وي از شاگردان قُضاعى بوده است ( بستانى، ٣/٤٦٠). قفطى
(همانجا) چهار بيت از اشعار وي را نيز نقل كرده است.
ابن حجر (٤/٢٠٩) به نقل از ياقوت همة نياكان ابن قطاع را شاعر و اديب
دانسته، اما اين مطلب در شرح حال او در ادباء ياقوت (١٢/٢٧٩- ٢٨٣) ديده
نمىشود. به هر حال ترديد نيست كه وي در شمار اشراف صقليه بود و مكاتباتش
با بزرگان، خاصه امير ابومحمد جعفر بن طيّب كلبى كه عمادالدين كاتب (١/١١٢)
بدان اشاره كرده، تأييدي بر اين نكته است. ابن قطاع در صقليه و شايد در
پالرمو از ابن بِرّ (ه م) لغوي و ديگر استادان روزگار خود دانش آموخت (قفطى،
٢/٢٣٦؛ فيروزآبادي، ١٥٢؛ عباس، العرب، ١٠٩؛ بستانى، همانجا). وي همچون پدر، و
بىگمان به ارشاد و تعليم او، به لغت، صرف و نحو و عروض پرداخت و از
نوجوانى به شعر روي آورد (عمادالدين، ١/٥١) و سرانجام در موطن خود و سپس در
مصر در نحو و ادب پيشوايى يافت (ياقوت، همان، ١٢/٢٨٠؛ قفطى، همانجا).
زندگى ابن قطاع و بسياري ديگر از عالمان سيسيل با تسلط تورمانها بر جزيرة
سيسيل (٤٥٢- ٤٥٥ق) دستخوش نابسامانى شد. چنانكه گروه بسياري، از جمله ابن
قطاع ناگزير به مهاجرت شدند ( بستانى، همانجا). به گفتة ذهبى (١٩/٤٣٣) وي در
٤٦٠ق/١٠٦٨م صقليه را ترك كرد. از گزارش سلفى كه از زبان يكى از شاگردان
ابن قطاع نقل شده است (نك: عباس، اخبار، ١٢٩-١٣٠)، برمىآيد كه او نخست به
سوي اندلس رفت و ابوالفضل يوسف بن حسداي، از وزراي مقتدر بن هود (عنان،
٢/٢٨٩)، هنگام ورود ابن قطاع به شهر سرقسطه با سرودن شعري ستايش آميز مقدم
وي را گرامى داشت و ابن قطاع نيز شعر وزير را با وزن و قافيهاي همسان
پاسخ گفت. از شعر ابن حسداي پيداست كه آوازة ابن قطاع پيش از اين به
اندلس رسيده بوده است و ابن قطاع كه كمتر از ٣٠ سال داشته، سخت مورد
احترام وزير بوده و احتمالاً همو موجبات اقامت ابن قطاع را در سرقسطه فراهم
كرده بوده است. ظاهراً ابن قطاع در اين سفر تنها نبوده، بلكه از آنجا كه
پدرش جعفربنعلى در ٤٧٤ق/١٠٨١م در بلنسيه اقامت داشتهاست ( بستانى،
همانجا)، مىتوان گفت كه همة خاندان وي به اندلس كوچ كرده بودند.
متأسفانه از زندگى ابن قطاع در اندلس آگاهى بيشتري در دست نيست و با آنكه
وي ظاهراً در اواخر عمر به مصر رفت، بيشتر منابع به اقامت او در مصر توجه
نشان دادهاند و ظاهراً سبب اين امر آن است كه وي هنگام ورود به مصر از
شهرت بسيار برخوردار بود، چه، به گفتة برخى از منابع (نك: قفطى، همانجا؛ ابن
خلكان، ٣/٣٢٣؛ ذهبى، ابن حجر، همانجاها)، مردم در آنجا وي را بسيار گرامى
داشتند و به اين ترتيب نزديك ٤٠ سال از زندگى او پيش از ورود به مصر، در
حدود ٥٠٠ق (قفطى، ابن خلكان، همانجاها)، در پردة ابهام قرار دارد.
ابن قطاع كه هنگام ورود به مصر استادي كهنسال بود، به مدح افضل بن بدر
جمالى، وزير آمر بالله، دهمين خليفة فاطمى پرداخت و به معلمىفرزندوي
برگزيدهشد (عمادالدين،١/٥٢؛ ابنجوزي، ١(٨)/٥٧؛ ياقوت، همان، ١٢/٢٧٩) و در
قاهره به تدريس پرداخت (قفطى، همانجا). پرآوازهترين درس ابن قطاع، روايت
صحاح جوهري بود (ياقوت، همان، ١٢/٢٨٠). اما به گفتة قفطى سلسله روايت وي
ساختگى بود، چه در آغاز ورود او به قاهره، مردم دربارة صحاح از وي پرسش
كردند، اما او اظهار بىاطلاعى كرد. سپس چون رغبت طلاب علم را به اين كتاب
مشاهده كرد، سلسله سندي بر ساخت (همانجا) و حاشيهاي نيز بر كتاب مذكور نوشت
(ياقوت، همان، ١٢/٢٨١)، اما اهل فضل آن را نپذيرفتند و او را به تساهل در
روايت متهم ساختند. فيروزآبادي (ص ١٥٢) نيز اين مطلب را تأييد كرده است. با
اينهمه ريتسيتانو ( بستانى، ٣/٤٦١) كه تحقيقات جامعى دربارة ابن قطاع دارد و
عباس ( العرب، ٢٢٧- ٢٢٨) از مكتب ويژهاي در نحو و لغت در مصر ياد مىكنند كه
تحتتأثير آراء ابن قطاع شكل گرفت. مشهورترين شاگرد او، ابن برّي (ه م)
نحوي مصري است كه كار حاشية ابن قطاع را بر صحاح ادامه داد و در حاشيهاي
كه خود نوشت، از حواشى استاد بهرة فراوان برد (ياقوت، همانجا؛ حاجى خليفه،
٢/١٠٧٢). پسر ابن قطاع، ابوعلى محمد نيز در زمرة شاگردان پدر بود و سلفى شعري
به روايت او از ابن قطاع نقل كرده است (عباس، اخبار، ٥٦). ابوالحسين
هبةالله كاتب فرضى (همان، ١٢٩؛ قفطى، ٢/٢٣٧) و على بن عبدالجبار ابن سلامة
هذلى (ابن ظافر، ٩٩) نيز از ابن قطاع روايت كردهاند. اجازهاي نيز از او به
ابوطاهر ابراهيم بن حسين عسقلانى به تاريخ ٥٠٨ق در دست است (سيد، خطى،
١/٧).
ابن قطاع در مصر چندين كتاب تأليف كرد كه بيشتر به عنوان متنهاي آموزشى
از آنها استفاده مىشد و آنچه امروز از آثار او در دست است، بازماندة آثاري
است كه در مصر تأليف كرده است. وي در ٥١٥ (قفطى، همانجا؛ ابن خلكان،
٣/٣٢٤) يا ٥١٤ق (ياقوت، همان، ٢٨٠) درگذشت و در كنار آرامگاه شافعى به خاك
سپرده شد (سيوطى، ٢/١٥٤).
آثار چاپى:
١. الافعال. اين كتاب كه فرهنگى آموزشى دربارة افعال زبان عربى است، از
نخستين فرهنگهايى است كه اختصاصاً دربارة افعال تأليف شده است. نخستين بار
ابن قوطيه دربارة افعال، كتاب تصاريف الافعال را تأليف كرد و الافعال ابن
قطاع در واقع متن ويراسته و گسترش يافتة اثر ابن قوطيه است. خود وي آن را
تهذيب كتاب الافعال ناميده است ( الافعال، ١/٦). كتاب با مقدمهاي مسجع در
باب برتري زبان عربى بر ديگر زبانها آغاز مىشود. او خود گويد كه به درخواست
شاگردانش دست به تهذيب الافعال ابن قوطيه زده است (همانجا). بنابراين وي
الافعال ابن قوطيه را تدريس مىكرد. علاوه بر اين، نسخهاي از اين كتاب در
دست است كه يكى از شاگردان ابن قطاع از وي روايت كرده است (نك: شكيب
ارسلان، ٢٥(٤)/٤٩٦-٤٩٧). به نظر ابن قطاع، استفاده از اثر ابن قوطيه به
سبب آنكه بابهاي آن در هم ريخته و در آنها تقديم و تأخير ناشايست رخ
داده، كاري پرزحمت بوده است، گذشته از آن، افعال ٤، ٥ و ٦ حرفى در آن
نيامده است (همان، ١/٧). از اين رو، وي به قصد تأليف كتابى جامع براي
افعال رايج به تكميل و تبويب مجدد آن پرداخته و مطالب بسياري را كه در
كتابهاي ديگر پراكنده بوده، گردآورده است (همان، ١/٨) تا فهم قرآن و حديث
را براي طالبان علم آسان سازد (همان، ١/٦).
مبناي تقسيمبندي ابن قطاع در الافعال بر حرف اول و وزن فعل و ساخت آن
قرار دارد. به طوري كه در هر باب معمولاً از ثلاثى صحيح شروع و پس از ذكر
مضاعف و مهموز و معتل و مكرر به رباعى صحيح و خماسى و سداسى ختم مىكند. با
آنكه مبناي كار ابن قطاع بر ذكر شاهد نبوده، باز در جاي جاي كتاب به اشعار
(مثلاً ١/٣٦، ١٠٩) يا احاديث (مثلاً ١/١٢١، ١٦٤، ١٨٢) يا آيات (مثلاً ١/٢٢٧، ٢٣١)
و گاهى امثال (مثلاً ١/٥٨، ٢٥٨) استشهاد مىكند. شيوة وي در شرح معنى فعل
عموماً بر اختصار قرار دارد. با اينهمه فيروزآبادي (ص ١٥١) مىگويد: با وجود
اختصار كتاب الافعال، در اين زمينه بهتر از آن نوشته نشده است. الافعال
ابن قطاع از مآخذ زبيدي در تاج العروس (نك: ١/٥) بوده است و نظرات لغوي او
در اين اثر پراكنده است (عباس، العرب، ٢٢٨). اين اثر به كوشش محمد سورتى،
امتياز على عرشى و سالم كرنكوي در حيدرآباد دكن (١٣٦٠-١٣٦٤ق) در ٣ جلد به
چاپ رسيده است. نظر گوئيدي داير بر اينكه اين اثر از ابن قطاع نيست و نيز
عقيدة گريفينى كه آن را همان كتاب ابن قوطيه دانسته كه در سدة ٦ق به
دست جعفر بن عبدالرحمان سلمى با تفصيل بيشتر تحرير گشته است (بروكلمان،
٥/٣٤٦-٣٤٧)، قابل تأمل است.
٢. مجموع من شعر المتنبى و غوامضه. در مآخذ كهن از اين اثر ياد نشده است.
به عقيدة غياض (٦(٣)/٢٣٩) مراد قفطى از «مجموع ادبى» (٢/٢٣٧)، احتمالاً همين
كتاب است، اما دليلى بر تأييد نظر او وجود ندارد. نخستين بار اومبرتوريتسيتانو،
آن را با مقدمهاي كوتاه در «مجلة مطالعات خاوري١» (١٩٥٥م) به چاپ رسانيد.
اين اثر در ١٩٧٧م نيز يكبار ديگر به كوشش محسن غياض و همراه با مقدمهاي
سودمند با عنوان «شرح المشكل من شعر المتنبى» در مجلة المورد (دورة ٦، شم ٣،
ص ٢٣٧-٢٦٠) در بغداد به چاپ رسيده است. ظاهراً غياض از كار ريتسيتانو
بىاطلاع بوده است، زيرا با آنكه نسخة اساس هر دو يكى است (قس: غياض،
همانجا؛ ريتسيتانو، )، XXX/٢٠٧ به چاپ پيشين اين نسخه اشاره نكرده است.
شرح و نقد اشعار متنبى به شكل كنونى تنها بخشى كوتاه و گزيده از اصل اثر
ابن قطاع را در بر مىگيرد و مثلاً آنچه عكبري در شرح ابيات متنبى از ابن
قطاع نقل كرده است، در اين نسخه ديده نمىشود (غياض، همانجا). ارزش اين
اثر در آن است كه تنها اثر باقى مانده از مكتب ادبى صالح بن رشدين از
معاصران و شاگردان متنبى محسوب مىشود و اگر اين اثر نبود، شروح و تعليقات
ابن رشدين و شاگردش ابن برّ، استاد ابن قطاع كه ديوان را در قاهره شفاهاً
براي طاليان علم شرح كرده بودند، ضايع مىشد (غياض، ٦(٣)/٢٤٠). ابن قطاع
در چند جاي شرح خود از استادش ابن بر و ابن رشدين ياد كرده است (٦(٣)/٢٤١،
٢٤٦، ٢٥٤، ٢٥٥، ٢٥٧). مجموع كه در نسخة موجود، شامل ٣٥ بيت است، به دو نقطة
كوتاه از متنبى ختم مىشود كه تنها از طريق ابن قطاع به دست ما رسيده
است (غياض، ٦(٣)/٢٣٩). غياض شرح ٦٧ بيت ديگر را نيز كه در اثر عكبري
پراكنده است، به عنوان بخش دوم و ملحق مجموع فراهم كرده و به چاپ
رسانده است (٦(٣)/٢٤٩- ٢٥٨).
٣. منتخبات پراكندهاي از آثار ابن قطاع را گريفينى در «متنهاي تازه يافتة
عربى٢» كه دربارة تاريخ مسلمانان سيسيل است، به نقل از مخطوطات
كتابخانههاي تونس و ميلان گردآورده و در پالرمو (١٩١٠م) به چاپ رسانيده
است.
آثار خطى: ١. ابنية اسماء. اين اثر كه پيش از الافعال نوشته شده (نك: ابن
قطاع، الافعال، ١/١٥)، دربارة اسم و مصدرهاي عربى و اوزان آنهاست كه در ١٢٢
لوحه يا جدول تنظيم شده است و دو نسخه از آن در دارالكتب (سيد، خطى، ١/٧)
و يك نسخه در كتابخانة باغ خيري پاشا ( مجلة معهد، ٧(٢)/٩-١٠) نگهداري مىشود.
ابن خلكان (٣/٣٢٣) اين اثر را نشانة وسعت دانش ابن قطاع دانسته است و
ياقوت از آن با عنوان الاسماء فى اللغة ياد كرده ( ادبا، ١٢/٢٨١) و در معجم
البلدان موارد بسياري از آن نقل كرده است (١/٢٣٦، ٣٣٩، ٢/٣٥٠، ٣/١٠١، ٣٤٤،
جم)؛ ٢. ابيات المعاياة. اثري در عروض كه در آن ٥٤ بيت با وزنهاي نادر
تحليل شدهاند. نسخهاي از آن در دارالكتب موجود است I/٥٤٠) ؛ GAL,S, بستانى،
٣/٤٦٢)؛ ٣. باب اختصار الزحاف، نسخهاي از آن در دارالكتب نگهداري مىشود
(سيد، فهرس، ١/٤١٣)؛ ٤. تكملهاي بر كتاب الحياة و الموت ابن درستويه كه
تنها تعليق و تكملة برجايمانده ازابنقطاعاست )؛ GAS,VIII/١٠٧) ٥.
العروضالبارع. از اين اثر نسخههاي متعددي وجود دارد، اما نام آن در همة
نسخهها يكسان نيست.
از تعدد نسخههاي اين اثر پيداست كه در طول سدهها، خوانندگان بسيار داشته و
بارها تدريس شده است. نسخههايى از آن در دارالكتب (خديويه،٤/١٩٤؛
سيد،همان،١/٤١٥)، آمبروزيانا( آمبروزيانا، )، I/١٤٥ صنعا ( صنعا، ٤/١٦١٩)،
اسكوريال ٢١٠-٢١١) I/٢٠٧-٢٠٨, , ٢ ESC)، ليدن ( ورهووه، و واتيكان ، GAL,S)
همانجا) موجود است؛ ٦. المختصر الشافى فى علم القوافى، بروكلمان آن را مختصر
العروض البارع دانسته است .(GAL,I/٣٧٥) نسخهاي از آن در دارالكتب (خديويه،
همانجا) به همراه العروض البارع موجود است. نسخة ديگري در ليدن وجود دارد
كه بروكلمان ، GAL,S) همانجا) احتمال داده است مختصر دومى از العروض البارع
و بنابراين همانند المختصر الشافى باشد؛ ٧. مختصر فى مهمات الدوائر التى
اهملتها العرب، دربارة دواير عروضى كه ديگران به آن توجه نكردهاند.
نسخهاي از آن در دارالكتب وجود دارد (همانجا). در موزة بريتانيا (ريو، نسخهاي
از يكى از آثار ابن قطاع وجود دارد كه عنوان آن كتاب العروض فى معرفة
اوزان اشعار العرب است. ريو توضيح داده است كه اين اثر ٢٧ وزن عروضى را
كه از نظر پيشينيان دور مانده، معرفى مىكند. بنابراين، اين نسخه بايد با
نسخة دارالكتب يكى باشد.
آثار يافت نشده: ١. الدرّة (الجوهرة) الخطيرة من شعراء الجزيرة، از آثار معروف
ابن قطاع است كه وي در آن ٢٠ هزار بيت از ١٧٠ شاعر صقلّى را جمعآوري
كرده بوده است (ياقوت، ادبا، همانجا). عمادالدين كاتب براي معرفى ٤٤ تن از
شاعران صقليه، از اين كتاب بهره برده است (نك: ١/٥١ -١١٩). ابن اغلب نيز
منتخبى از الدرة شامل ٦٧ شاعر فراهم كرد كه عكس نسخهاي از آن با عنوان
مختصر من الكتاب المنتخل من الدرة الخطيرة در دارالكتب موجود است ( بستانى،
همانجا)؛ ٢. لُمَح المُلَح، گلچينى ادبى از شعر شاعران اندلس (ابن خلكان،
همانجا) كه ابن فضلالله عمري در مسالك الابصار از آن استفاده كرده است
(عباس، حاشيه بر وفيات، ٣/٣٢٣)؛ ٣. الملح العصرية (حاجى خليفه، ٢/١٨١٧).
بخشهايى از اين اثر نيز در مسالك الابصار نقل شده است (ابن فضلالله،
١٧/٣٥٦، ٣٦٠، ٣٦٣، ٣٦٧، ٣٧١)؛ ٤. حواشى او بر صحاح (پيش از اين ذكر شد)؛ ٥.
الاصوات (بغدادي، هديه، ١/٦٩٥)؛ ٦. حاشيه بر كتاب الاحجار صاحب بن عباد )؛
GAS,VIII/٢٠٨) ٧. كتاب السيف (فى اسمائه و صفاته) (حاجى خليفه، ٢/١٤٢٩؛
بغدادي، همانجا)؛ ٨. شرح الامثلة (قفطى، ٢/٢٣٧)؛ ٩. الطوال و اسمائهم و
صفاتهم (حاجى خليفه، ٢/١٤٣٦)؛ ١٠. القصار و اسمائهم و صفاتهم (همو، ٢/١٤٥٠)؛
١١. فوائد الشذور و قلائد النحور، كه ظاهراً گلچينى از اشعار بوده است (ياقوت،
ادبا، ١٢/٢٨١)؛ ١٢. المجموع الادبى (قفطى، همانجا)؛ ١٣. المشىوالسير
(حاجىخليفه، ٢/١٤٥٩)؛ ١٤. الكشف عن مساوي الخمر (بغدادي، ايضاح، ٢/٣٢٤)؛ ١٥.
النكاح (ابوحيان، ٦٢٧)؛ ١٦. تاريخ صقلية (ياقوت، همان، ١٢/٢٨٢؛ ابن فوطى،
٤(٣)/١١٤).
ابن قطاع اشعار بسياري نيز داشته است (يافعى، ٣/٢١٣)، اما در منابع
اشارهاي به ديوان او نشده و احتمالاً او خود به تدوين ديوانى از شعر خويش
نپرداخته است. با آنكه كسانى چون ابن كثير (١٢/١٨٨) و ذهبى (١٩/٤٣٤) شعر او
را ستودهاند، اما ياقوت شعر او را هم سنگ دانشش نمىداند (همانجا). اشعار او
بيش از همة منابع در خريدة القصر به نقل از الدرة الخطيرة او نقل شده است
(عمادالدين، ١/٥١ - ٥٥). ديگر منابع نيز ابياتى از او آوردهاند (ياقوت، همان،
١٢/٢٨٢-٢٨٣؛ ابن خلكان، ٣/٣٢٣-٣٢٤).
مآخذ: ابن جوزي، يوسف، مرآة الزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م؛ ابن حجر
عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩- ١٣٣١ق؛ ابن خلكان،
وفيات؛ ابن ظافر ازدي، على، بدائع البدائه، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٩٧٠م؛ ابن فضلالله عمري، احمد، مسالك الابصار، به كوشش
فؤاد سزگين و ديگران، فرانكفورت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن فوطى، عبدالرزاق، تلخيص
مجمع الا¸داب، به كوشش مصطفى جواد، دمشق، ١٩٦٥م؛ ابن قطاع، على،
الافعال، به كوشش محمد سورتى و ديگران، حيدرآباد دكن، ١٣٦٠-١٣٦٤ق؛ همو،
«شرح المشكل من شعر المتنبى»، به كوشش محسن غياض، المورد، قاهره،
١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ ابن كثير، البداية؛ ابوحيان غرناطى، محمد، تذكرة النجاة، به
كوشش عفيف عبدالرحمان، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ بروكلمان، كارل، تاريخ الادب
العربى، ترجمة عبدالتواب، مصر، ١٩٧٥م؛ بستانى؛ بغدادي، ايضاح؛ همو، هديه؛
حاجى خليفه، كشف؛ خديويه، فهرست؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش
شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ زبيدي، تاج العروس؛ سيد، خطى؛
همو، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش
محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٥م؛ شكيب ارسلان، «مكتبات المدينة
المنورة»، مجمع العلمى العربى، دمشق، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ صنعا، خطى؛ عباس،
احسان، اخبار و تراجم اندلسية (مستخرجة من معجم السفر السفلى)، بيروت،
١٩٦٣م؛ همو، العرب فى صقلية، بيروت، ١٩٧٥م؛ همو، حاشيه بر وفيات الاعيان
(نك: ابن خلكان در همين مآخذ)؛ عمادالدين كاتب، محمد، خريدة القصر (قسم شعراء
المغرب)، به كوشش محمد مرزوقى و ديگران، تونس، ١٩٦٦م؛ عنان، محمد عبدالله،
تاريخ دولت اسلامى در اندلس، ترجمة عبدالمحمد آيتى، تهران، ١٣٦٧ش؛ غياض،
محسن، مقدمه بر «شرح المشكل...» (نك: ابن قطاع در همين مآخذ)؛ فيروزآبادي،
محمد، البلغة فى تاريخ ائمة اللغة، به كوشش محمد مصري، دمشق، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛
قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛ يافعى،
عبدالله، مرآة الجنان، حيدرآباد دكن، ١٣٣٨ق؛ ياقوت، ادبا؛ همو، بلدان؛ نيز:
Ambrosiana; ESC ٢ ; GAL; GAL,S; GAS; Rieu, Charles, Supplement to the Catalogue
of the Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤; Rizzitano,
Umberto, X Un commento de ibn Al - Qatt ? q il Siciliano... n , RSO, Rome, ١٩٥٥;
Voorhoeve.
محمدمهدي مؤذنجامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا